جستجو

 

بهبودی از اعتیادهای رفتاری

en


۵- بهبودی از اعتيادهای رفتاری

 

بهبودی از اعتيادهای رفتاری امكان پذير است اما به اندازه بهبودی از اعتياد های مصرفی راه و روش مشخص و قاطعي ندارد. رفتارهايي همچون غذا خوردن، كاركردن و رابطه جنسي  داشتن، بخشي از رفتارهاي عادي زندگي هستند و كسي كه به اين گونه رفتارها اعتياد پيدا كرده است نمي تواند اين گونه كارها را كاملاً كنار بگذارد. فردي كه يك رفتار عادي و طبيعي را آن چنان بيمار گونه ادامه داده است تا اینکه آن رفتار به اعتياد تبديل شده است، نیاز به یک یرنامه بهبودی دارد تا آن رفتار به حالت عادي و طبيعي و به شكل سالم برگردد. در اين مقاله مشکلات و مسايلي كه بهبودی از اعتيادهای رفتاری به همراه دارد مورد بررسی قرار گرفته و موثرترين روش ها براي بهبودي از اين نوع اعتياد ها تشريح شده است.

 

۱- چالش هاي بهبودی از اعتيادهای رفتاری

۲- اصول و پايه هاي بهبودی از اعتيادهای رفتاری  

۳- روشی موثر برای بهبودی از اعتيادهای رفتاری

 

بهبودی از اعتیادهای رفتاری - روش بهبودی و درمان اعتیاد رفتاری - اصول بهبودی رفتاری

 

 

چالش های بهبودی از اعتيادهای رفتاری

  • تغييردادن و دست برداشتن از رفتارهايی كه به عادت تبديل شده و هر روز تكرار مي شوند، كار دشواری است چه برسد به اينكه اين گونه رفتارها به اعتياد تبديل شده باشند. کسی که از اعتیاد رفتاری رنج می برد، زمانی به فکر بهبودی از این بیماری می افتد که به اندازه کافی انگیزه داشته باشد و این انگیزه زمانی ایجاد می شود که وی با عواقب عذاب آور اعتیاد خود روبرو شود. در اعتيادهاي رفتاري نيز درست همانند اعتيادهاي مصرفي، همه نشانه هاي اعتياد از جمله انكار و خودداري از دست كشيدن از اعتياد وجود دارد اما علاوه بر اين ها موانع ديگري نيز وجود دارد كه فرد معتاد به را به ادامه اعتياد مجبور مي كند. فردي كه اعتياد رفتاري دارد هميشه و همه وقت درباره قطع و دست كشيدن از رفتار اعتيادي خود دچار ترديد است و نمي داند كه آيا بايد اين گونه رفتار را كنار بگذارد يا به آن ادامه دهد. فردي كه اعتياد رفتاري دارد با اين كه مي داند رفتارهايش هم به خودش و هم اطرافيانش آسيب مي رساند و زندگي خود و خانواده اش را فلج كرده است، بازهم حاضر نيست كه قبول کند که از یک نوع اعتیاد رفتاری در عذاب است.  اصرار و پافشاري به ادامه اعتياد بخشی از  ماهيت اين بيماري است چون اعتياد فكر و ذهن فرد معتاد را به خود مشغول مي كند و معتاد به هيچ  چیز ديگر جز اعتياد فكر نمي كند چون دچار وسواس فكري است و حتي اگر هم خودش بخواهد به تنهايي و با تكيه به اراده شخصي خود نمي تواند از شر اعتياد خلاص شود. فردي كه اعتياد رفتاري دارد همانند ديگر معتادان براي اينكه به اعتياد خود ادامه دهد به انواع بهانه ها متوسل مي شود كه مهم ترين آن ها انكار، توجيه و كوچك و كم اهميت جلوه دادن اعتياد خود است. فردي كه اعتياد رفتاري دارد تصور مي كند هر وقت كه دلش بخواهد و اراده كند مي تواند اعتياد خود را ترك كند. وقتي اعتياد در وجود انسان ريشه پيدا كند در درون فرد معتاد غوغا و جنگي هميشگي و بي وقفه ايجاد مي شود. در مواقعي كه فرد معتاد در حالتي تقريبا عادي قرار دارد به اين فكر مي كند كه با اعتياد رفتاري يا مصرفي خود باعث شده است كه كنترل زندگي را از دست بدهد و به علت اعتياد تاوان و بهاي سنگيني پرداخت مي كند. وي مي داند كه رفتاري كه حالت اعتياد پيدا كرده است چيزي جز درد و عذاب براي خودش نداشته و در ضمن زندگي خانواده و اطرافيانش را نيز آشفته و نابسامان كرده است. بیشتر معتادان رفتاری  با آنکه می دانند اعتیاد رفتاری عواقب شدیدی برای آن­ها داشته است اما باز هم برای فرار از مشکلات زندگی، به اعتیاد رفتاری خود ادامه می دهند.  آن ها نمی توانند از انکار دست بردارند و با واقعیت وضعیتی که دچار آن هستند روبرو شوند چون برای اینکه بتواند دست  انکار بردارند باید اعتراف کنند که اعتیاد رفتاری، مشکلات فراوانی برای آن ها ایجاد کرده و زندگی شان را آشفته کرده است.  
  • يكي از نمونه هاي اعتياد رفتاري، هم وابستگي است. در اين نوع از اعتياد، فرد از همان دوران كوچكي ياد مي گيرد كه براي جلب محبت و توجه ديگران درد و رنج خود را ناديده بگيرد و همه توجه و تلاش خود را به كمك به ديگران و نجات دادن آن ها از درد و رنج، متمركز كند. فردي كه به بيماري هم وابستگي مبتلا شده است به سادگي حاضر نيست اعتراف كند كه ريشه اين بيماري در واقع همان اعتياد است. وابستگي شديد به ديگران به حدي كه فرد همه مشکلات و مسايل زندگي خود را به دست فراموشي بسپارد و همه تلاش خود را براي حل مشکلات ديگران صرف كند، بي ترديد چيزي جز اعتياد رفتاري نيست. وي تلاش مي كند تا مشكلي را كه با آن روبروست كوچك و بي اهميت جلوه دهد و فكر مي كند كه كمك به ديگران به قيمت آزار رساندن به خودش، كار چندان بدي محسوب نمي شود. فردی كه به اعتياد رفتاري هم وابستگي مبتلا است براي توجيه رفتار آزار دهنده و بيمار گونه خود، كمك به ديگران را كاري خوب و خدا پسندانه به شمار مي آورد و با آنکه بارها اطرافیانش گفته اند که به کمک وی احتیاجی ندارد اما او کاملا منکر آن است اصرار داشتن به کمک به دیگران به نوعی اعتیاد و وسواس فکری برای او تبدیل شده است. برای اینکه چنین فردی از اعتیاد رفتاری بهبود پیدا کند باید سیستم فکری خود را کاملا عوض کند. چیزهایی را که وی در کودکی یاد گرفته است بیمارگونه و برای زندگی و رفاه و آسایش او زیان آور هستند. پذیرفتن این واقعیت برای کسی از اعتیاد رفتاری رنج می برد کار بسیار درد آور و دشواری است. بهبودی یافتن فردی که از اعتیاد رفتاری رنج می برد بر خلاف کسی که معتاد مصرفی است راه حلی ساده و کاملاً مشخصی ندارد. بهبودی از اعتیاد رفتاری  روش های متفاوت دارد. فردی که از هم وابستگی رنج می برد باید یاد بگیرد که با دیگران رابطه ای سالم و منطقی داشته باشد. این موضوع درباره کسانی که به کار، رابطه جنسی اعتیاد دارند و بسیار عاشق پیشه هستند نیز صدق می کند. هر یک از این افراد باید قبل از هر چیز در افکار و اندیشه خود و نگاهی که به زندگی دارند تجدید نظر کنند و عقاید و باورهای خود را تغییر دهند و بدانند که رفتار آن ها در چه زمینه هایی برای خودشان و دیگران عذاب آور بوده است. وقتی فردی که به اعتیاد رفتاری مبتلا شده است  متوجه شد که کدامیک از رفتارهایش آزار دهند و بیمارگونه هستند باید تلاش کند تا راه های سالم عشق ورزیدن را یاد بگیرد. کسی که اعتیاد جنسی دارد باید یاد بگیرد که از این نوع رفتار برای فرار از واقعیات و مشکلات زندگی استفاده نکند بلکه رفتار جنسی سالم داشته باشد. با توجه به این مسایل می توان گفت که بهبودی از اعتیادهای رفتاری برخلاف اعتیاد مصرفی راه و روش ساده و کاملاً مشخص ندارد. فردی که تصمیم می گیرد از اعتیاد رفتاری پاک و رها شود باید افکار و اندیشه خود را کاملاً تغییر دهد و بداند که در کجای دنیا قرار گرفته و رفتار و رابطه اش  با دیگران چگونه است. بهبودی از اعتیادهای رفتار ایجاب می کند که فرد این رفتارهای بیمارگونه را به رفتارهای عادی و طبیعی که انسان های دیگر از آن ها لذت می برند تبدیل کند تا خود او نیز به جای عذاب کشیدن از این گونه رفتارها، از آن ها لذت ببرد.
  • تصور کنید فردی که اعتیاد رفتاری دارد سال های سال یک رفتار بیمار گونه را تکرار کرده است. حال تصور کنید که چنین فردی چگونه می تواند از شر این رفتار اعتیاد گونه و ویرانگر خلاص شود. فرض کنید که فردی معتاد به هروئین است. این ماده مخدر با وجود مرگبار بودنش ماده ای است که همدم و رفیق وی شده است و مصرف آن باعث می شود که فرد معتاد احساس آرامش کند و از اعتیاد خود لذت ببرد. فردی که اعتیاد رفتاری دارد نیز همانند فردی که هروئین مصرف می کند به رفتار بیمار گونه خود عادت کرده است و نمی تواند روزی را تصور کند که بدون انجام دادن کاری که به آن اعتیاد دارد به زندگی ادامه دهد. با اینکه رفتاری که وی به آن اعتیاد پیدا کرده هم به خود او و هم اطرافیانش آسیب می رساند و  عذاب می دهد اما تردیدی وجود ندارد که اگر او دست از اعتیاد خود  بردارد در زندگی احساس کمبود می کند و دچار غم و اندوه می گردد. از جمله چیزهایی که فرد معتاد به اعتیاد رفتاری برای بهبودی از بیماری باید یاد بگیرد، به دست آوردن مهارت های تازه برای مقابله با مشکلات زندگی بدون کمک رفتار بیمارگونه و اعتیادی است که سال ها مونس و همدم او بوده است. این حالت  یک شبه اتفاق نخواهد افتاد. کنار گذاشتن رفتاری که سال های سال فرد متعتاد با آن انس گرفته و به آن عادت کرده است کار ساده ای نیست که بتوان به یکباره آن را به دست فراموشی سپرد و کنار گذاشت. دست کشیدن از اعتیاد رفتاری در واقع یک فرایند طولانی است که با آزمون و خطا همراه است و کاری است که باید هر روز آن را تمرین کرد. افکار و اندیشه های فردی که اعتیاد رفتاری دارد  همانند کسی که به هروئین معتاد است، حالت عادی و طبیعی خود را از دست می دهد و شکل بیمارگونه و انحرافی پیدا می کند. رفتاری که آن ها به انجام آن عادت یا در واقع اعتیاد پیدا کرده اند، باعث شده است که همه فکر آن ها را به خود مشغول کند و نوعی وسواس فکری در آن ها ایجاد کند چون آن ها از انجام کاری که به عادت هر روز آن ها تبدیل شده است لذت می بردند و در نتیجه به عواقب دردناک و ویرانگر آن فکر نمی کنند. فردی که به قمار اعتیاد دارد، همیشه تصور می کند که این بار شانس به او روی خواهد آورد و می تواند پول هایی را که باخته و زندگی اش را تبار کرده است،  ببرد. فردی که اعتیاد جنسی دارد با آن که می دادند ادامه این رفتار ممکن است به زندگی زناشویی، آبرو و سلامت  وی آسیب برساند بازهم  به این کار ادامه می دهد. این گونه معتادان در آستانه نوعی جنون یا ناسلامتی عقل قرار دارند که آن  ها را وادار می کند تا به رفتار بیمارگونه خود ادامه دهند. آن ها گرفتار عادتی شده اند که نه می توانند آن را کنترل کنند و نه ترک کنند.

 

اصول و پایه های بهبودی از اعیتادهای رفتاری            

  • بهبودی از هر گونه اعتیاد رفتاری باید با اعتراف فرد معتاد به این موضوع که وی کنترل خود بر رفتار  اجبار آور را از دست داده است و دیگر قادر نیست به تنهایی و تکیه به اراده شخصی خود  از رفتار بیمار گونه اش دست بکشد، آغاز می شود. آن ها باید به این واقعیت اعتراف کنند که اعتیاد رفتاری در واقع رفتاری است که فرد نمی تواند به تنهایی و بنا بر اراده شخصی خود از چنگ آن رها شود. اعتراف کند که دیگر در مورد انجام دادن یا ندادن رفتاری که به آن اعتیاد پیدا کرده است حق انتخاب ندارد و مجبور به ادامه اعتیاد است و اینکه این رفتار برای وی حالت سرگرمی ندارد بلکه اجباری و اجتناب ناپذیر است و رفتاری نیست که وی بتواند به سادگی آن را کنار بگذارد. چنین فرد معتادی باید بداند رفتاری که به آن اعتیاد پیدا کرده است آن چنان در وجودش ریشه دوانیده است که از انجام آن لذت می برد و آرامش پیدا می کند، هر چند که رفتار وی رفتار سالمی نیست و به شدت به وی آسیب می رساند. 
  • یکی از عوامل اصلی خودداری و اکراه فرد معتاد از دست برداشتن از اعتیاد رفتاری این است که وی مدتی بسیار طولانی به این رفتار عادت کرده است و از انجام آن احساس امنیت می کند. با آنکه فردی که اعتیاد رفتاری دارد از این گونه رفتار آسیب جدی دیده است اما از انجام رفتاری که برایش عذاب و مشکلات فراوانی به همراه آورده احساس آرامش و امنیت می کند. وقتی فرد مبتلا به اعتیاد رفتاری از انجام رفتاری که به آن عادت کرده است محروم می شود و بنا به عللی نمی تواند آن کار را انجام دهد، به شدت احساس عدم امنیت ، آسیب پذیری و انواع  درد و رنج می کند. انجام کاری که حالت اعتیاد پیدا کرده است باعث می شود که فرد معتاد احساس آرامش کند. برای مثال، فردی که به پرخوری اعتیاد پیدا کرده است، خوردن غذا باعث می شود که  در برابر مشکلاتی که با آن ها دست به گریبان است، احساس آرامش کند. غذا خوردن در حد وسواس و بیمارگونه باعث می شود که وی از دنیای واقعی که در آن با مشکلات فراوان روبروست، فرار کند. کسی که به پرخوری معتاد است به سادگی و راحتی حاضر نیست بپذیرد که همین اعتیاد رفتاری باعث می شود تا وی نتواند با مشکلات زندگی به طور منطقی برخورد کند. بهبودی از اعتیاد رفتاری کار ساده ای نیست اما امکان پذیر است و تا کنون بسیاری از افراد مبتلا به بیماری اعتیاد رفتاری بهبودی پیدا کرده اند. فردی که اعتیاد رفتاری دارد برای بهبودی از این اعتیاد باید افکار و اندیشه و نگاهش به دنیا و مسایل و مشکلات زندگی را کاملا تغییر دهد. برای مثال، فردی که به پرخوری اعتیاد دارد برای درمان بیماری خود به یک سری مهارت  و ابزار نیاز دارد تا زندگی و رفتاری سالم داشته باشد. این  نوع از معتادان برای اینکه بهبودی پیدا کنند باید رابطه خود با غذا را تغییر دهند چون غذا برای کسی که به پرخوری معتاد است همان نقش مواد مخدر را برای معتاد مصرفی بازی می کند و همانطور که معتاد مصرفی از مصرف مواد مخدر احساس آرامش  لذت می کند  فرد پرخور نیز از خوردن غذای بیش از اندازه لذتی شبیه لذت مصرف مواد مخدر احساس می کند.
  • اعتیادهای رفتاری باعث می شود تا فرد معتاد از انجام کاری که به آن اعتیاد پیدا کرده است به طور ساختگی و غیر واقعی احساس لذت کند و به عواقب منفی رفتار خود فکر نکند. اعتیاد رفتاری باعث می شود تا فرد معتاد برای ادامه زندگی برای خود رهنمودها و راه کارهایی پیدا کنید و این راه کارها باعث می شوند تا ارتباط وی با  دنیای واقعی درون خود و دنیای بیرون، قطع شود و هر لحظه از حالتی به حالت دیگر در آید و برای اداره زندگی خود ناچار شود تا رفتاری را که به آن اعتیاد پیدا کرده است تکرار کند و هر روز بیماری وی شدید تر شود. فردی که برای جبران کمبودی که در زندگی داشته  و غم و اندوهی که با آن روبروست ،به رفتار جنسی در حد اعتیاد روی می آورد، در واقع زندگی عادی و طبیعی خود را زیر و رو می کند. چنین فردی به جای اینکه احساسات طبیعی و عادی غم و اندوه و ناملایمات زندگی را تجربه و تحمل کند به اعتیاد جنسی روی می آورد تا با لذت بردن جنسی، غم و اندوه زندگی را نادیده بگیرد و از مسایل و مشکلات فرار کند. کسی که دچار اعتیاد جنسی است به جای لذت بردن طبیعی از یک رفتار طبیعی باعث می شود تا بدنش با دادن علامت اشتباه ، یک رفتار طبیعی را به رفتاری غیر طبیعی و آزار دهنده تبدیل کند. پس از مدتی احساسات روانی و جسمی، وی از حالت طبیعی خارج می شود و شکل انحرافی پیدا می کند. این حالت و پدیده در بین معتادان مصرفی بسیار رواج دارد چون آن ها نمی توانند در برابر مصائب و مشکلات زندگی احساسات طبیعی از خود بروز دهند. این حالت و پدیده را می توان در بین معتادان رفتاری نیز به خوبی مشاهده کرد.
  • همانطور که فرد معتاد به مواد مخدر موقعی که از مصرف مواد خودداری می کند دچار حالت خماری می شود، فرد معتاد به اعتیاد رفتاری نیز وقتی رفتاری را که به آن اعتیاد پیدا نکرده است قطع می کند دچار خماری می شود. گرچه خماری فرد مبتلا به اعتیاد رفتاری مثل خماری معتاد مصرفی حالت فیزیکی و جسمانی ندارد و به اندازه آن نیز دردناک و عذاب آور نمی باشد اما بازهم خماری ناشی از اعتیاد رفتاری می تواند به همان اندازه خماری اعتیاد مصرفی  در فرد تشویش و اضطراب ایجاد می کند. به همین علت است که متوقف کردن اعتیاد رفتاری کار ساده ای نیست. رفتاری که حالت اعتیاد به خود گرفته است در انسان نوعی احساس نیاز ایجاد می کند و وقتی که فرد از انجام کاری که به آن به شدت عادت کرده است خودداری می کند احساس تنهایی و بی پناهی می کند و دلش می خواهد کاری را که همیشه به او آرامش داده است از سر بگیرد. هر معتاد رفتاری، چه کسی که اعتیاد جنسی دارد یا بیش از اندازه پر خور است یا به کار و قمار اعتیاد دارد به خوبی می داند هر وقت که تلاش کرده است تا رفتار بیمارگونه خود را کنار بگذارد، دچار حالت دردناک جسمی و روحی، شده است. فردی که اعتیاد رفتاری دارد با ترک کردن این رفتار ممکن است دچار عوارضی چون زود رنجی، سرخوردگی، خشم، اندوه ، عذاب و بی قراری شود و بر اثر فشار این گونه احساسات آزار دهنده ناچار شود که رفتاری را که به آن اعتیاد پیدا کرده است دوباره شروع کند. چون آن ها مدت بسیار زیادی به رفتاری که حالت اعتیاد پیدا کرده است عادت پیدا کرده اند و ممکن است برای مدت کوتاهی این رفتار خود را کنترل یا ترک کنند اما پس از مدت کوتاهی دوباره عادت قدیمی خود را شروع می کنند. آن ها به زندگی همراه با اعتیاد رفتاری عادت کرده اند. برخی از معتادان رفتاری که برای مقابله با مشکلات زندگی راه اشتباه اعتیاد رفتاری را در پیش گرفته اند ممکن است برای اولین بار به این فکر بیفتند که مسایل دوران کودکی خود را برای پی بردن به اعتیاد خود مورد بررسی و مطالعه قرار دهند. البته برای اینکه معتاد رفتاری به این مرحله برسد و بخواهد علت اعتیاد رفتاری خود را پیدا کند باید از انکار کردن بیماری خود دست بردارد و اعتراف کند که از اعتیاد رفتاری رنج می برد. فرد معتاد اگر بخواهد از بیماری اعتیاد رفتاری رها شود باید واقعیت های مربوط به دوران کودکی و مسئول بودن شخص خود در اعتیاد رفتاریش را بپذیرد. برای مثال کسی دچار اعتیاد رفتاری هم وابستگی است و کار و زندگی خود را صرف کمک کردن و حل کردن مشکلات دیگران می کند باید به این موضوع اعتراف کند که این عادت را از دوران کودکی برای اینکه بتواند با زندگی کنار بیاید، یاد گرفته است و همین رفتارهای ناسالم باعث شده است تا وی اکنون به فکر ترک کردن رفتار آزار دهنده خود بیفتد و بخواهد زندگی سالم و طبیعی داشته باشد. وقتی چنین فردی رفتار اعتیادی خود را ترک می کند احساس می کند که خود را گم کرده است. نمی تواند خوب و بد مسایل را تشخیص دهد و ممکن است دچار افسردگی شدید شود. به بیان دیگر دجار عارضه خماری می شود اما با آغاز سفر به سوی بهبودی و کنار گذاشتن انکار اعتیاد خود به تدریج آگاهی و ابزارهای لازم را برای آغاز زندگی طبیعی و برقراری روابط عادی و لذت بخش با دیگران یاد می گیرد. باید توجه داشت که برخلاف بهبودی از اعتیاد مصرفی ، بهبودی از اعتیاد رفتاری روند آهسته تر و ملایم تری دارد و به سادگی کنار گذاشتن اعتیاد به مشروب با مواد مخدر نیست. برای بهبودی از اعتیاد رفتاری، فردی که از این بیماری رنج می برد باید اعتراف کند که رفتاری را که در پیش گرفته است دردسر ساز است و پس از این مرحله است که می تواند در راه بهبودی خود از بیماری اعتیاد رفتاری، قدم بردارد.

 

روشی موثر برای بهبودی از اعتیادهای رفتاری

  • برای اینکه فرد معتاد رفتاری از این بیماری بهبودی پیدا کند کافی است که وی بپذیرد و اعتراف کند رفتاری که او به آن عادت کرده است حالت اعتیاد پیدا کرده است و او می خواهد برای داشتن یک زندگی سالم و طبیعی از این رفتار مخرب در بهبودی بسر برد. فرد معتاد باید انکار کردن اعتیاد و بیماری خود را کنار بگذارد و اعتراف کند که رفتارش ویرانگر و عذاب آور شده است و او اکنون آماده است تا گام های لازم را برای رهایی از اعتیاد بردارد. آنها باید آمادگی آن را داشته باشند که روش تازه ای برای زندگی خود در پیش بگیرند و در واقع زندگی تازه و بدون وابستگی به فعالیت و رفتار اعتیادی  برای فرار از مشکلات زندگی ، شروع کنند. فرد معتاد باید اعتراف کند که به تنهایی و با تکیه به اراده خود نمی تواند از با اعتیاد رفتاری خود مبارزه کند. برای مثال، فردی که به قمار اعتیاد پیدا کرده است تا زمانیکه اعتراف نکند که قماربازی زندگی او نزدیکانش را به نابودی کشانده و تصور کند که خود به تنهایی و بدون کمک گرفتن از یک نیروی خارجی می تواند اعتیاد خود را کنترل یا آن را ترک کند، بسیار بعید است که بتواند به سوی بهبودی قدم بردارد. معمولا، معتاد رفتاری نیز مثل معتاد مصرفی باید به اوج درماندگی و فلاکت برسد و از دست اعتیاد در واقع به ستوه بیاید تا آن وقت به فکر مقابله با آن بیفتد. فرد معتاد به قمار ممکن است موقعی به فکر کنار گذاشتن عادت مخرب و ویرانگر خود بیفتد که خانه اش را در قمار ببازد، کارش از دست بدهد و زندگی خانوادگی خود متلاشی کند و با کوهی از مشکلات که قمار برایش ایجاد کرده ست روبرو شود تا بتواند از انکار درآید و اقدام به بهبودی یافتن کند.
  • دست برداشتن از اعتیاد رفتاری برای یک مدت کوتاه شاید کار نسبتاً ساده ای باشد.همانطور که در انجمن های ۱۲ قدمی گفته می­شود: ” ترک کردن آسان است من تا حالا صدبار ترک کرده ام”. هدف بهبودی ادامه ترک یا پاک باقی ماندن است. مساله اصلی و مهم این است که از تکرار رفتاری که به آن اعتیاد دارید خودداری کنید یا به زبان ساده تر پاک باقی بمانید. بسیاری از معتادان رفتاری برای مدت کوتاهی می توانند رفتار اعتیادی خود را کنترل و از تکرار آن خودداری کنند اما پس از مدتی این احساس دروغین در آن ها ایجاد می شود که دیگر اعتیاد رفتاری به سراغ آن ها نخواهد اما چون برنامه ۱۲ قدم را کار نکرده اند و در جلسات انجمن نیز حاضر نشده اند به احتمال بسیار زیاد نمی توانند پاک بودن خود را حفظ کنند و اصطلاحاً دچار لغزش می شوند و بار دیگر به سراغ رفتاری خواهند رفت که به آن اعتیاد داشته اند.  در ضمن این خطر نیز وجود دارد که فرد معتاد به اعتیاد رفتاری، یک رفتار آزار دهند و عذاب آور را ترک کند و به جای آن، رفتار اعتیاد دیگری را در پیش بگیرد. برای مثال، این احتمال وجود دارد فردی که به رفتار ویرانگر قمار اعتیاد دارد بتواند این اعتیاد خود را کنار بگذارد اما ممکن است  به طرف قمار یا  روابط جنسی کشانده شود تا بتواند با اعتیاد جدیدی که پیدا کرده است مسایل و مشکلات زندگی را به دست فراموشی بسپارد. نکته مهم برای کسانی که می خواهند از اعتیاد رفتاری بهبودی پیدا کند این است که آن ها نیز باید مثل کسانی که اعتیاد مصرفی دارند بدانند که خود اعتیاد رفتاری، مشکل اصلی و مهم محسوب نمی شود بلکه راه های ویرانگری که ما برای  تحمل زندگی در پیش می گیریم مشکل و مساله واقعی محسوب می شود. به زبان دیگر مساله اصلی این است که فرد معتاد بر خلاف افراد عادی، یاد گرفته است که برای مقابله با مشکلات عادی زندگی از ابزار و روش های ناسالم مثل مصرف مواد یا اعتیادهای رفتاری مثل قمار یا روابط جنسی یا هم وابستگی استفاده کند.  برای بهبودی، فرد معتاد باید یک روش موثری برای خود پیدا خود پیدا کند. با توجه به اینکه بیماری اعتیاد سه جنبه روانی، معنوی و جسمی یا فیزیکی دارد، برنامه های ۱۲ قدمی همین سه جنبه زندگی شخص معتاد را برای بهبودی مورد توجه قرار می دهند. برنامه های ۱۲ قدمی ابزارها و حمایت های لازم را برای کمک به فرد معتاد برای خودداری از روی آوردن دوباره به اعتیاد رفتاری و در مورد معتادان مصرفی از سرگرفتن مصرف مواد، در اختیار او قرار می دهند.
  • بهبودی از اعیتاد باعث می شود تا تغییری جدی در افکار و زندگی فرد معتاد ایجاد شود. البته این کار به هیچ وجه کار ساده ای نیست اما با عزم و اراده لازم می توان اندک اندک و به تدریج و فقط به صورت روز به روز از اعتیاد بهبودی پیدا کرد. با توجه به اینکه اعتیاد پیدا کردن به یک رفتار خاص، سال ها طول می کشد، بهبودی از این عادت آزار دهند و ویرانگر نیز نمی تواند یک شبه اتفاق بیفتد بلکه به زمان طولانی و اراده قاطع برای کارکردن برنامه ۱۲  قدم، نیاز دارد. ثابت شده است که برنامه های ۱۲ قدمی یکی از موثرترین روش ها برای بهبودی از انواع  اعتیاد  از جمله  اعتیاد مصرفی و رفتاری است و به فرد معتاد کمک می کند که به صورت روزمره پاک باقی بماند. انجمن های معتادان گمنام در واقع جایی است که افراد معتاد با افرادی مثل خود روبرو می شوند.  شرکت در جلسات انجمن های ۱۲ قدم برای همگان آزاد است وشرکت کنندگان در این جلسات درباره تجربیاتی که از بیماری اعتیاد و رفتارهای که حالت وسواس و اعتیاد پیدا کرده اند، صحبت می کنند. گوش دادن به تجربیات دیگران باعث می شود تا فرد معتاد احساس همسانی و حمایت به دست آورد و این امر به وی نیرو و انگیزه می دهد تا تمایل به پاک شدن و برای بهبودی خود از اعتیادی که از آن رنج می برد، تلاش کند. در جلسات این انجمن ها، کسانی که اکنون در حال  بهبودی هستند اطلاعات خود را درباره بیماری ویرانگری که با آن دست به گریبان بوده اند در اختیار دیگر اعضای انجمن قرار می دهند. معتادان در عذاب با مشاهده کسانی که اعتیادی شبیه  آن­ ها  داشته­ اند  و اکنون در بهبودی قرار دارند، از تجربیات آن ها استفاده می کنند و شروع به کارکرد ۱۲ قدم می کنند. آن ها با دیدن اعضای انجمن که آن ها نیز مثل او از یک اعتیاد مشابه رنج می برده و اکنون در بهبودی به سر می برد بدون اینکه احساس شرمساری و خجالت کند حرف های دل خود را که پیش از این جرات نکرده بود برای دیگران تعریف کند به راحتی برای معتادان دیگر بازگو می کند. شرکت کنندگان در انجمن های بهبودی از اعتیاد، با دیدن انسان های دیگری که عذاب  و مشکل مشابهی دارند احساس می کنند که فقط آن ها نیستند که از این بیماری رنج کشیده اند و این که راهی وجود دارد که با قدم برداشتن در آن یعنی در راه بهبودی، می توانند از شر اعتیاد رها شوند و زندگی بهتر  و آسوده تری در پیش رو داشته باشند. موضوعی که باید به آن توجه داشت این است که کارکرد ۱۲ قدم راه حله پاک شدن از اعتیاد را فراهم می کند. برنامه ۱۲ قدم  علاوه بر اینکه می تواند به فرد برای پاک باقی ماندن کمک کند بلکه امکان پاک باقی مانن او به صورت روز به روز را فراهم می آورد. فرد معتاد، با کار کردن ۱۲ قدم و شرکت در جلسات انجمن های معتادان گمنام رفتاری، از حمایت های این انجمن ها بهره مند خواهد شد و هویت پیدا خواهد کرد. کار کردن برنامه ۱۲ قدم و شرکت در جلسات انجمن باعث شده است تا هزاران معتاد در سراسر جهان از انواع اعتیاد ها از جمله اعتیاد رفتاری در بهبودی به سر برند.

 

  • برای آگاهی بیشتر درباره اصول و اهداف برنامه های ۱۲ قدمی لطفاً به قسمت بهبودی ۱۲ قدم رجوع کنید.
  • برای جزئیات انجمن های اعتیاد های رفتاری و اطلاعات مربوط به این انجمن ها به بخش انجمن های گمنام ۱۲ قدمی مراجعه کنید.

سوالات و پیشنهادات

لطفا سوالات و یا نظرات خود در خصوص این مقاله را با ما در میان بگزارید. پاسخ شما به آدرس ایمیلی که وارد می کنید ارسال خواهد شد

آزمایش اعتیاد
آزمایش اعتیاد - تست اعتیاد - Addiction Test

آیا شما یک معتاد هستید؟

آزمایش خانواده معتادان
آزمایش اعضای خانواده معتادان - Addict's Family Test

آیا تحت تاثیر اعتیاد قرار گرفته اید؟

آزمایش حمایت ناسالم
آزمایش حمایت ناسالم - Enabler Test

آیا کمک شما به عزیز معتادتان درست است؟

آزمایش هم وابستگی
آزمایش هم وابستگی - Codependency test

آیا تحت تاثیر هم وابستگی قرار گرفته اید؟