جستجو

 

علائم هشدار دهنده لغزش

en


٥- علائم هشدار دهنده لغزش

 

اين قسمت شامل فهرستی از نشانه های رايج و متداولی است که اخطار می دهند یک معتاد در حال بهبودی در خطر مصرف دوباره مواد مخدر قرار گرفته است. با آگاهی و شناخت علائم هشدار دهنده لغزش ، که اغلب بر اثر تغییرات در عواطف و احساسات، افکار و رفتارهای ما معتادان در حال بهبودی بروز می کنند، شانس بيشتری برای اتخاذ تدابيرلازم برای پيشگيری از لغزش و حفظ بهبودی خود خواهيم داشت.

 

١. تغییرات در افکار

٢. تغییرات در دیدگاه

٣. تغییرات در رفتار

 

در قسمت های گفتیم که لغزش يک فرآيند است و از سه مرحله مختلف تشکيل شده است: لغزش احساسي، لغزش رواني، و لغزش جسمی كه در این مرحله ما سرانجام مصرف مواد مخدر را از سر مي گيريم. اما در بین این مراحل نشانه ها و علائم فراواني وجود دارد که به ما اخطار مي دهد که بهبوديمان در خطر است. نشانه های لغزش در دوران بهبودی، خود را به شکل ناتوانی در کنار آمدن ما با احساسات مان و تغییر در طرز فکر، برداشت ها و رفتارهای ما ، نشان می دهد و اگر ما این نشانه ها را نادیده بگیریم، سرنوشتی جز بازگشت به مصرف مواد مخدر و عود کردن بیماری اعتیاد نخواهیم داشت. علت اصلی لغزش بسیاری از ما معتادان در حال بهبودی بی توجهی به اخطارهای لغزش است. بیشتر ما به این دلیل آنها را نادیده می گیریم، چون تصور می کنیم که مواد مصرف نکرده ایم در نتیجه جای هیچ گونه نگرانی نیست و کیفیت بهبودیمان خوب است؛ که البته این طرز فکر چیزی جز فریب دادن خودمان نیست. اما چنانچه در حال بهبودی هشدارها و اخطارها را بشناسیم و متوجه بروز تغییرات در افکار و رفتارمان بشویم آن وقت شانس بیشتری برای حفظ بهبودی خود خواهیم داشت و در همین مواقع است که می باید از ابزارها و راهکارهای برنامه مان بیشتر استفاده کنیم.

 

در این قسمت خلاصه ای از تغییراتی که معمولاً در طرز فکر، دیدگاه و رفتار ما معتادان در حال بهبودی پیش می آید و منجر به  مصرف دوباره مواد مخدر می شود، ارائه شده است:

نشانه ها و علائم هشدار دهنده لغزش اعتیاد

 

۱– تغییرات در افکار

فهرستی از تغییراتی که در دوران بهبودی در طرز فکر ماایجاد می شود و باعث می شود تا الگوهای فکری مان ناسالم و انحرافی شوند و به سوی لغزش کشیده شویم، در زیر ارائه شده است:

 

۱. آشفتگی احساسی

زمانی که مشکلات روزمره ما غیر قابل تحمل می شوند و ما نمی دانیم که چگونه باید با فشارهای عصبی ناشی از این مشکلات کنار بیائیم. این حالت بیشتر در مواقعی زیر اتفاق می افتد:

  • زمانی که بهبودیمان را در اولویت اول زندگی خود قرار نمی دهیم و اجازه می دهیم مسائل دیگر از اهمیت بیشتری برایمان برخوردار شوند و وقت و انرژی ما را صرف کنند.
  • زمانی که اصول ” فقط برای امروز ” را در زندگیمان رعایت نمی کنیم و وقت مان را با افسوس خوردن به حال گذشته و یا نگراني از آینده صرف می کنیم.
  • زمانی که زندگی در حال بهبودی خود را نپذیرفته و با آن کنار نمی آئیم و اجازه می دهیم تا رنجش ها ذهنمان را به خود مشغول کنند.
  • زمانی که در زندگی روزمره خود به اصول و شعارهای برنامه های 12 قدمی و انجمن های گمنام عمل نمی کنیم.
  • زمانی که مشکلات زندگیمان را نادیده می گیریم و اجازه می دهیم تا روی هم انباشته شده و بزرگ تر و بزرگتر شوند.

 

۲. تفکر افراطی

هنگامی که طرز فکر ما حالت افراطی پیدا می کند و به این باور می رسیم که برنامه 12 قدم برای ما کارگر نیست. در این مواقع افکارمان ما را متقاعد می کنند که مصرف مواد مخدر تنها راه حل برای کنار آمدن با مشکلات است. در این مواقع طرز فکر ما حالت های زیر را پیدا می کند:

  • با خود فکر می کنیم که هیچ کس در بهبودی ما را درک نمی کند و قادر به کمک کردن به ما نیست.
  • با خود فکر می کنیم که مشکلاتمان بسیار جدی و بزرگ است و ما هرگز نمی توانیم از پس آنها بر بیائیم و یا در برابر آن ها ایستادگی کنیم.
  • با خود فکر می کنیم که مشکلاتمان با سایر معتادان در حال بهبودی متفاوت بوده و نمی توانیم از حمایت انجمنمان استفاده کنیم.
  • تصور می کنیم که برنامه 12 قدم در مورد ما موثر نیست و کاربردی ندارد.
  • انتظار داریم چون در بهبودی به سر می بریم، دیگران از جمله اعضای خانواده و دوستانمان باید ما را بیش از حد مورد توجه و اقبال قرار دهند.

 

۳. بازگشت به انکار

زمانی که احساسات واقعی خود را به طور صادقانه با دیگران در میان نمی گذاریم و آنها را از سایرین پنهان می کنیم. زمانی که بدتر شدن وضعیت روحی و روانی خود را نادیده گرفته و وانمود می کنیم که در زندگی و در برنامه بهبودی ما همه چیز رو به راه است؛  در حالی که واقعیت چیز دیگری است. نمونه هایی این گونه انکارها عبارتند از:

  • دروغ گفتن درباره احساسات واقعی خودمان
  • وانمود کردن به اینکه در زندگی و برنامه بهبودیمان هیچ اشکالی وجود ندارد
  • کمک نخواستن از دیگران
  • مشارکت نکردن صادقانه در جلسات و نگفتن حقیقت درباره شرایط خودمان به راهنما
  • دو رویی کردن – صرف کردن وقت برای راضی نگه داشتن دیگران به جای صادق بودن با احساسات خود
  • یادآوری خاطرات خوش مصرف مواد مخدر و انکار بلاهایی که اعتیاد به سر ما آورده است
  • انکار کردن میزان و شدت اعتیادمان و اینکه بیماری اعتياد در زندگی تا چه اندازه به ما آسیب رسانده است

 

۴. رفتارهای تدافعی

زمانی که کسی می خواهد به ما کمک کند یا هوشیارمان کند، در برابر او جبهه می گیریم و از خود رفتارهای تدافعی نشان می دهیم. نمونه هایی این گونه حالت ها عبارتند از:

  • از دریافت حمایت و کمک های انجمن خودداری می کنیم و برای حل مشکلات فقط به خودمان تکیه می کنیم
  • نرفتن به جلسات انجمن های گمنام، نديدن راهنما وكار نكردن قدم ها
  • رنجيده خاطر شدن و عصباني شدن از از دست کسانی که می خواهند به ما کمک کند و منزوی کردن هر چه بیشتر خود
  • خانواده، کار و انجمن را مسئول مشکلات خود دانسته تا بهانه ای برای مصرف دوباره مواد مخدر به دست بیاوریم
  • به خودمان می گوئیم که “مشکل من اعتیاد نیست بلکه مشکلات مهمتری در زندگی دارم که باید اول به آنها رسیدگی کنم”

 

۵. بدبینی و گریز

زمانی که احساس افسردگی، بی رمقی و کمبود انرژی می کنیم. وقتی آن چنان افسرده و پریشان هستیم که یا فکر خود کشی به سرمان می زند یا برای این که اندکی آرامش به دست آوریم و از مشکلات فرار کنیم به فکر مصرف دوباره مواد مي افتيم. در این گونه مواقع افكار زیر به سراغمان می آیند:

  • هر احساسی را بد و ناگوار می دانیم و می خواهیم از آن فرار کنیم.
  • دیدگاه و نگرشی منفی و سیاه نسبت به زندگی و برنامه بهبودی خود  پيدا مي كنيم. همه امید خود را از دست می دهیم و نمی توانیم زندگي خوبي را برای خودمان تصور كنيم.
  • انتظارات غیر واقعی و بلند پروازانه درباره بهبودی مان پیدا می کنیم و می خواهیم که فوراً معجزه ای اتفاق بیفتد و همه مشکلات ما حل شود.
  • توقع داريم كه زندگی در حال بهبودی ما هميشه خوب باشد و هيچ برنامه و راهكاری برای كنار آمدن با رويدادهای بد احتمالي در زندگي نداريم.

 

۶. افراط و تفریط

 مواقعی که برای فرار از مشکلات و احساسات خود به رفتارها و كارهای افراطي متوسل مي شويم و می خواهیم بیش از اندازه اطرافیانمان را تحت کنترل خود در آوریم. مواقعی که برای کم کردن از فشارهای عصبی و سرخوردگی های خودمان سعی می کنیم تا به دیگران زور بگوئیم و آنها را مطیع خود کنیم. ممکن است که در این مواقع خودمان متوجه نباشیم که رفتاری زورگویانه داریم و برای فرار از مشکلات به این روش متوسل شده ایم. در این گونه مواقع است که ممکن است رفتارهای زیر را انجام دهیم:

  • به رفتارهای معتادگونه دیگر یا اعتیادهای رفتاری همچون روابط جنسی، کار بيش از حد یا قمار روی می آوریم تا از مشکلات فرار کنیم و زندگی را برای خودمان قابل تحمل کنیم.
  • تلاش می کنیم تا دیگران را تحت کنترل خود در آورده تا از این طریق بتوانیم احساسات و مشکلات خود را مهار و کنترل کنیم. در حالی که این گونه كارها در واقع تلاشي بيهوده برای منحرف كردن و ناديده گرفتن واقعيت های زندگي خودمان است.
  • سوء استفاده از داروهای تجويزی برای به دست آوردن كمي نشئگي – در اين مواقع طرز فكرمان ما را متقاعد مي كند كه چون اين داروها به تجويز يا با نسخه پزشك هستند مصرف كردن آنها اشكالي ندارد.

 

۷. وسوسه

زمانی که وسوسه مصرف مجدد به سراغمان مي ‌آيد، متقاعد مي شويم كه تنها راه نجات از بدبختی ها و مشکلاتمان مصرف دوباره مواد مخدر است. درچنين مواقعي افكارمان ما را مجاب مي كنند كه فقط با مصرف مواد است كه مي توانيم قدری آرامش پيدا كنيم. در اين مواقع ما معمولاً دلمان مي خواهد تا خودمان را در شرايط پر خطر قرار دهيم تا یادی از حالت نشئه بودن كرده باشيم. با قرار دادن خودمان در شرايط پر خطر، وسوسه مصرف مواد در ما فعال مي شود. نمونه های چنین حالت هایی عبارتند از:

  • به دیدن دوستان معتاد قدیمی خود یا مکان هایی که  در آنجا مواد مصرف کرده ایم می رویم.
  • با يادآوری و خيالپردازی درباره مصرف مواد احساس نشئگي به ما دست مي دهد.
  • خودمان را قانع مي كنيم كه فقط با يك نوع خاص از مواد مشكل داريم تا بتوانيم به سراغ ماده مخدر ديگري برويم.
  • خود را متقاعد می کنیم که از بیماری اعتیاد علاج پيدا كرده ايم و از اين پس ديگر مي توانيم مواد مصرف كنيم.
  • به خودمان وعده مي دهيم كه اگر اتفاق بدی در زندگيمان بيافتد به سراغ مواد مخدر خواهيم رفت مثلاً در مواقعي كه یکی از اعضای خانواده مان فوت شود، کارمان را از دست بدهیم یا همسرمان ما را ترک کند؛ چراکه اعتقاد داریم مصرف مواد در اين گونه مواقع اشکالی ندارد.
  • احساس حسادت و حسرت خوردن به حال كساني كه بدون مشكلات جدی، می توانند مواد مخدر یا روانگردان مصرف كنند.
  • پيدا كردن بهانه یا توجیهی برای مصرف دوباره مواد از جمله تقصير را به گردن ديگران انداختن و ادعا كردن این كه ديگران ما را به مصرف مواد “وادار” كرده اند.

 

۸. افکار معتادگونه

در اين اوقات افکارمان ما را متقاعد می کند که برای كنار آمدن با مشكلات زندگي چاره ديگری جز خودكشي، ديوانگي يا مصرف مواد نيست و به همین دلیل بار دیگر به سراغ مواد می رویم. وقتي دوباره مصرف مواد را شروع مي كنيم، افکار معتاد گونه مان با تمام قوا برگشته اند و ما را متقاعد مي كنند که حالا که لغزش کرده ایم و یک بار از مواد استفاده کرده ایم، چرا بيشتر مصرف نكنيم و لذت بيشتري نبريم. اما واقعیت این است که مصرف مواد در گذشته هیچ یک از مشکلات ما را حل نکرده است و الان نیز نه تنها مشكلات ما را حل نخواهد كرد بلكه آن ها را بيشتر هم خواهم كرد.

 

۹.  عوارض خماری

بعضي از ما در روزهای اول بهبودی يعني زماني که مصرف مواد مخدر را کم يا قطع کرده ايم از عوارض خماری رنج مي بريم. تحمل عوارض خماری طبيعتاً دشوار است و باعث مي شود که بعضي از ما برای خلاص شدن از اين عوارض خودمان را قانع كنيم كه استفاده از مواد مخدر تنها راه چاره است. در مراحل اوليه بهبودی اصولاً افكار ما پريشان و آشفته است و نمي توانيم عاقلانه فكر كنيم. به علاوه از لحاظ احساسي و عاطفي نيز بسيار حساس و زود رنج هستيم. در اين مراحل چون ما هنوز نمي توانيم طرز فكر و احساساتمان را بطور معقول و منطقي کنترل کنيم احتمال اين كه برای به دست آوردن آرامش و فرار از مشكلات مصرف مواد را دوباره شروع كنيم بيشتر است.

 جهت کسب اطلاعات بيشتر در مورد استفاده از ابزارهای بهبودی برای مقابله با عوارض خماری لطفا به قسمت سم زدائی و خماری مراجعه كنيد.

 

٢- تغییرات در دیدگاه

فهرستی از تغییراتی که در برداشت ها و ديدگاه های ما در بهبودی ایجاد می شوند تا ما به سوی لغزش قدم برداريم، در زیر ارائه شده است:

 

۱. خود اتکائی

  • من خودم به تنهائي مي توانم بهبود پيدا کنم و احتياجي به حمایت جلسات انجمن ندارم.
  • من مي توانم مصرف مواد مخدر را کنترل کنم.
  • برنامه 12 قدم برای من کارساز نیست و من بايد براي بهبوديم راه ديگری پيدا کنم.
  • این يك برنامه مذهبي است و من با هرچيزی كه به خدا ربط داشته باشد، مشكل دارم.

 

۲. غرور

  • روش من بهترين و تنها راه ممکن برای حل مشکل اعتیاد است.
  • مشکلات من با مشکلات سایر اعضای انجمن تفاوت دارد. هيچ کدام از آنها  مشکلات مرا درک نمی کنند
  • من به تنهايي مي توانم بهبود پيدا کنم و احتياجي به کمک انجمن ندارم.

 

۳. انکار

  • اعتياد يک بيماری نيست، من فقط بايد ياد بگيرم که چطور ميزان و نوع مصرف مواد را كنترل كنم.
  • زندگي در بهبودی هيچ لذتي ندارد و من ترجيح مي دهم كه مواد مصرف كنم.
  • بیماری من درمان شده است و من ديگر مواد مصرف نخواهم کرد.
  • مشكل اعتياد من به اندازه سایر کساني که در انجمن مي بينم بد نيست.
  • زمانی که مواد مصرف مي کردم از آن لذت مي بردم و دوستان خوبي هم داشتم.
  • حرف ها و نظرات خانواده و انجمن درباره من بي مورد است، و به نظر من بهبودی من خوب پیش می رود.

 

۴.  دیدگاه مغلوب

  • در دوران بهبودی هرگز لذت شادی را نخواهم چشيد.
  • نسبت به بهبودی خود نا اميد هستم.
  • چه دليلي وجود دارد كه من برای بهبودی تلاش كنم، با وجود این که می دانم دوباره مواد مصرف خواهم کرد
  • بهبودی برای من اهمیت ندارد. وقتي بهبودی من برای هیچ کس مهم نيست، چرا من باید به آن اهمیت بدهم.
  • هیچ کس این زحمت را به خود نمی دهد که بداند من در چه حالی هستم، چرا باید به دیگران اعتماد کنم.
  • اگر خودم را پشت مشکلات دیگران پنهان کنم و به آنها کمک کنم، در آن صورت نیازی نخواهم داشت كه وقتم را به حل مشكلات خودم در بهبودی اختصاص دهم.

 

۵. توجیه

  • زمانی که زندگی من سر و سامان بگیرد، وقتی خانواده ام، کارم و وضعیت مالی ام سامان بگیرد، آن وقت می توانم دوباره مواد مخدر مصرف کنم.
  • به اندازه كافي براي بهبودی زحمت كشيده ام، الان لياقت آن را دارم كه مدتي به خودم استراحت بدهم و دوباره مواد مخدر مصرف كنم و زندگي را زياد سخت نگيرم.
  • مشکلات من بسیار بزرگ و ناگوار هستند و من هرگز نخواهم توانست آنها را حل کنم پس بهتر است خودم را با مصرف مواد مخدر آرام کنم.
  • طرز فکر من قابل تغییر نيست، من همينم كه هستم و بهتر است که زندگی خودم را دنبال کنم.
  • مشكل من مواد مخدر نیست، بلكه محل زندگي و كارم هستند كه مشكل اصلي زندگي من محسوب مي شوند؛ اگر اينها را تغيير بدهم يا كنترل كنم مي توانم دوباره استفاده از مواد مخدر را آغاز کنم.
  • مشكل من افسردگي است و استفاده از مواد مخدر شرایط روحی و حال من را بهتر مي كند.

 

٣- تغییرات در رفتار

علاوه بر تغییراتي كه در افکار و ديدگاه های ما در دوران بهبودی ايجاد مي شود و مي تواند به لغزش ما منجر شود، در برخی از رفتارهای ما نيز تغييراتي ايجاد مي شود. در زندگی در حال بهبودی بايد مواظب اين گونه تغييرات در رفتارمان باشيم و گرنه احتمال بازگشت به عادات و رفتارهای قديمي يعني مصرف دوباره مواد مخدر وجود دارد.

 

رفتارهایی که ممکن است ما را به سمت لغزش و بازگشت به بیماری اعتیاد ببرند عبارتند از :

  • کم کردن دفعات شرکت در جلسات انجمن های گمنام
  • خودداری کردن از ملاقات و مشاركت با راهنمایمان
  • کار نکردن روزانه دوازده قدم
  • در پیش گرفتن رفتارهای پر خطر همچون دیدن افراد، رفتن به مکان ها و قرار گرفتن در وضعیت هائی که باعث فعال شدن وسوسه و تحریک شدن ما می شوند
  • بی توجهی به بهداشت و نظافت شخصی
  • بی توجهی به خواب و خوراک
  • کارهای امروز را به فردا انداختن
  • انجام رفتارهايي از روی اجبار

 

برای دستیابی به پیشنهادات مربوط به چگونگی استفاده از ابزارهای بهبودی و پیشگیری از لغزش لطفاً به قسمت ابزارهای پیشگیری از لغزش رجوع کنید.

سوالات و پیشنهادات

لطفا سوالات و یا نظرات خود در خصوص این مقاله را با ما در میان بگزارید. پاسخ شما به آدرس ایمیلی که وارد می کنید ارسال خواهد شد

آزمایش اعتیاد
آزمایش اعتیاد - تست اعتیاد - Addiction Test

آیا شما یک معتاد هستید؟

آزمایش خانواده معتادان
آزمایش اعضای خانواده معتادان - Addict's Family Test

آیا تحت تاثیر اعتیاد قرار گرفته اید؟

آزمایش حمایت ناسالم
آزمایش حمایت ناسالم - Enabler Test

آیا کمک شما به عزیز معتادتان درست است؟

آزمایش هم وابستگی
آزمایش هم وابستگی - Codependency test

آیا تحت تاثیر هم وابستگی قرار گرفته اید؟