جستجو

 

عوامل حمایت ناسالم

کتاب خانواده معتادان

en


٧- عوامل حمایت ناسالم

 

در این صفحه بعضی از عوامل و دلایلی که باعث می شود تا اعضای خانواده بطور ناسالم به عزیز معتادشان کمک کنند توضیح داده شده است. با مطالعه مطالب این صفحه متوجه خواهید شد که انگیزه شما برای کمک کردن صرفاً علت غریزی داشته یا مسائل و عوامل دیگری باعث می شود تا شما به عزیز معتادتان کمک کنید.

 

١- امید

٢- ترس

٣- عشق

٤- احساس گناه

  ٥- کنترل

٦- هم وابستگی

٧- فرافکنی  

علل و عوامل حمایت ناسالم خانواده از عضو معتاد

 

١- امید

آرزوی اعضای خانواده هر فرد معتادی این است که عزیز معتادشان اعتیادش را ترک کرده و بار دیگر به همان انسان دوست داشتنی و آشنایی که می شناختند تبدیل شود؛ به همین دلیل بدون اینکه آگاهی کافی در خصوص ماهیت مشکل و بیماری او داشته باشند، برای کمک به او از هیچ کاری فروگذار نمی کنند. کمک های آنان اغلب بر اساس این باوراست که اعتیاد یک ناهنجاری و مشکل رفتاری است و اگر آنها به فرد معتاد یاری برسانند و او را برای تغییر راه و رسم زندگی اش ترغیب کنند، می توانند بیماری او را درمان کنند. اما واقعیت این است که هرنوع کمکی که در این زمینه به فرد معتاد داده شود نوعی حمایت ناسالم به شمار آمده و باعث ادامه یافتن و پیشرفت بیماری اعتیاد فرد معتاد می شود. اعضای خانواده باید این موضوع را درک کنند که با یک بیماری مزمن روبرو هستند و نه با یک ناهنجاری و مشکل رفتاری یا ضعف اخلاقی. برای اعضای خانواده بسیار مشکل است که بپذیرند نه تنها خود آنها، بلکه فرد معتاد نیز به تنهایی قدرتی برای مقابله با بیماری اعتیاد و درمان آن نداشته و در برابر آن عاجز و ناتوان است. یک معتاد برای پاک شدن از مواد مخدر و بهبودی از بیماری اعتیاد، به یک نیروی برتر از خود نیاز دارد. در هر صورت باید اعتراف کرد که امید داشتن، انگیزه ای بسیار قوی است و اعضای خانواده به امید رهایی عزیز معتادشان از چنگ بیماری اعتیاد هر کاری که از دستشان بر بیاید انجام داده و خود را به آب و آتش می زنند.

 

٢- ترس

اعضای خانواده همواره در اضطراب و نگرانی به سر می برند چون نمی دانند که بر اثر عواقب اعتیاد چه بلاهایی در انتظارشان است. مثلا هر شب که صدای زنگ تلفن را می شنوند، باید منتظر حادثه جدیدی بوده و نگران باشند که مبادا از اداره پلیس، یا بیمارستان تماس گرفته اند و می خواهند خبر حادثه ناگواری را به آنان بدهند. همین ترس و اضطراب هر روزه از جمله عوامل مهمی است که باعث می شود تا اعضای خانواده به فرد معتاد کمک کنند؛ چراکه فکر می کنند که با کمک کردن و نجات دادن فرد معتاد، از وقوع حوادث ناگوار برای او جلوگیری خواهند کرد. اعضای خانواده همیشه با انواع تهدیدهای فرد معتاد از جمله دست زدن به خودکشی، ترک کردن خانه برای همیشه، زندگی در خیابان و قطع کامل ارتباط با آنها روبرو هستند. آنها روز و شب در این ترس و نگرانی به سر می برند که چه بلائی بر سر خودشان و یا عزیز معتادشان خواهد آمد. آنها همچنین از رفتار های خشن و آزار دهند فرد معتاد و بلاهائی که او ممکن است بر سر خودش بیاورد می هراسند. همین ترس و وحشت است که باعث می شود تا اعضای خانواده هر کاری را که از دستشان برمی آید برای قطع مصرف مواد عزیز معتادشان انجام دهند تا شاید بتوانند از این پس  در امنیت و آسایش زندگی کنند. اما باید توجه داشت هر گونه حمایت و کمکی به فرد معتاد، که علت اصلی آن ترس از تهدیدهای فرد معتاد و بلاهائی باشد که ممکن است او بر سر خودش یا دیگر اعضای خانواده بیاورد، درواقع حمایت ناسالمی است که هم برای فرد معتاد وهم برای اعضای خانواده مخرب و مضر است . اينگونه حمایت های ناسالم است که سبب می شود تا فرد معتاد نتواند با پی آمدها و عواقب بیماری اعتیادش روبرو شود و به همين خاطر همچنان به مصرف مواد خود ادامه دهد. 

 

٣- عشق و علاقه

فرد معتاد عضوی از خانواده شما است و علیرغم همه بلاهایی  كه بر سر خودش و شما آورده است، بازهم هرچه که در توان داشته باشید برای کمک به او جهت رهایی از بیماری اعتیاد انجام می دهید. اعضای خانواده در واقع به خاطر عشق و علاقه ای که به فرد معتاد دارند، اقدام به حمایت  و کمک های ناسالم به عزیز معتادشان کرده و با آنکه نشانه ها و شواهد فراوانی درباره درست و موثر نبودن این گونه کمک ها وجود دارد، بازهم از روی غریزه، به حمایت های ناسالم خود ادامه می دهند. اعضای خانواده به علت عشق و علاقه ای که به فرد معتاد دارند به خاطر او دروغ می گویند، ديگران را فریب می دهند وموضوع اعتيادش را مخفی می کنند و با آنكه به خوبی می دانند كه اين كارها كمكی به پاك شدن عزيز معتادشان نمی كند اما به اين گونه كمك های ناسالم ادامه می دهند. به همین دليل است که از اعتیاد به عنوان يك بيماری خانوادگی یاد می شود؛ چون بيشتر اوقات اعضای خانواده برای جلوگيری از پاشيده شدن كانون خانواده و از دست دادن عزيز معتادشان، به همان اندازه فرد معتاد دروغگو و فريبكار می شوند. زندگی در كنار فرد معتاد باعث می شود تا رفتارها و افكار ديگر اعضای خانواده نيز نادرست و ناسالم شود. عشق و علاقه باعث می شود تا اعضای خانواده با هر گونه رفتار توهین آمیز و خشن فرد معتاد کنار آمده و تصور کنند که چاره دیگری جز تحمل ناملایمات و بدبختی ها ندارند. اعضای خانواده نمی دانند که احساسات، عواطف و رفتارهای آنها بر اثر همزیستی با  فرد معتاد از حالت عادی و طبیعی خارج گرديده و آلوده شده است. برای مثال زنی که برای مخفی کردن اعتیاد همسرش به اداره محل کار او تلفن می زند تا غیبتش را توجیه کند یا بر رفتارهای توهین آمیز و آزار دهنده او سرپوش می گذارد، باید بداند که خود او نیز مثل همسرش تحت تاثير بيماری اعتياد قرار گرفته است و با فریب دادن خودش و با دروغگوئی به اعتیاد همسرش کمک می کند. مادری که پس انداز یک عمر خود را خرج خلافکاری ها و گرفتاری های ناشی از مواد مخدر پسرش می کند،  هر چند برای مدتی کوتاه او را از درد سری که در آن افتاده است نجات می دهد، اما واقعیت این است که در بلند مدت به ادامه و تشدید اعتیاد فرزندش کمک کرده است. هیچ کس نمی تواند برای ديگران تصميم بگيرد كه چگونه باید به ديگران عشق و محبت نشان بدهند، ولی هر خانواده ای باید با توجه به تجربیاتی که درباره عزیز معتادش دارد در این مورد تصميم بگیرد. در نهایت به عنوان يك عضو خانواده فرد معتاد، بهتر است تا با ماهیت و طبیعت بیماری اعتیاد و انکار کردن کاملا آشنایی پیدا کرده و هر زمان که تصمیم به کمک کردن به فرد معتاد خانواده را داشتید، از خود سوال کنید که آيا كمك من باعث می شود تا فرد معتاد برای روبرو شدن با بيماريش تشويق شود و به پاك شدن تمايل بیشتری پيدا كند يا اينكه باعث خواهد شد تا وی راحت تر به مصرف موادش ادامه دهد؟ 

 

٤- احساس گناه

بیشتر اوقات اعضای خانواده به دلیل معتاد بودن یکی از عزیزانشان به شدت احساس گناه می کنند. برای مثال، برخی از والدین تصور می کنند که در تربیت و پرورش فرزندشان مرتکب اشتباه و کوتاهی شده اند و به همین خاطر است که فرزندشان معتاد شده است. آنها ممکن است احساس کنند که به فرزندی که معتاد شده است، کمتر از سایر فرزندانشان مهر و محبت کرده اند و به همین دلیل است که او به مصرف مواد مخدر روی آورده است. یا مثلا گاهی همسر یک معتاد احساس گناه می کند که اگر نگهبان خوبی بودم و بیشتر از همسرم مراقب می کردم، او معتاد نمی شد. همین احساس گناه باعث می شود تا به جای اینکه به عزیز معتادشان برای پاک شدن از اعتیاد کمک کنند، با حمایت های ناسالم خود امکان ادامه دادن مصرف مواد را برای آنها فراهم بیاورند. آنها به خاطر احساس گناه رفتارهای ناهنجار و آزار دهنده عزیز معتادشان را توجیه و تحمل کرده و هر کاری که از دستشان بر بیاید را انجام می دهند تا فرد معتاد را از بلاهایی که با آن رو به رو می شود نجات دهند. متاسفانه این گونه کمک های اعضای خانواده که با هدف  رها شدن از احساس گناه انجام می شود، تنها باعث سبک تر شدن و به دست آوردن احساسی بهتر برای اعضای خانواده شده و هیچ کمکی به بهودی فرد معتاد نمی کند. به یاد داشته باشید که هیچکس، حتی خود فرد معتاد نیز در مورد مبتلا شدن به بیماری اعتیاد گناهکار نمی باشد؛ چون اعتیاد یک مساله اخلاقی یا رفتاری نبوده و فقط نوعی بیماری است. به گردن گرفتن مسئولیت معتاد شدن عزیزتان مانند این است که شما خود را به خاطر دچار شدن وی به بیماری سرطان مقصر بدانید.

٥- کنترل

بیماری اعتیاد باعث می شود تا زندگی اعضای خانواده  و فرد معتاد کاملاً آشفته و از کنترل خارج شود. اعضای خانواده به امید ایجاد تعادل و سر و سامان دادن زندگی خود، سعی  می کنند اوضاع را تحت کنترل درآورند تا دیگران به وجود مشکل اعتیاد در خانواده آنها پی نبرند. برای مثال مادری که پسر معتادش بر اثر مصرف مواد در اقدامی خشونت آمیز خواهرش را کتک زده است، برای رهائی پسر معتاد از چنگ قانون به دادگاه می رود تا نگذارد که دختر از برادرش شکایت کند. در واقع انگیزه چنین کمکی این است که مادر خانواده می خواهد اوضاع آشفته ای که به وجود آمده است را کنترل و آرام کرده و اجازه ندهد تا دیگران از وجود چنین مشکلاتی در خانواده اش آگاه شوند. در حالت عادی اینکه اعضای خانواده بخواهند به یکی از عزیزنشان کمک کنند هیچ اشکالی ندارد، حتی اگر این کمک ها برای کنترل اوضاع باشد. اما وقتی پای بیماری اعتیاد در میان است بهتر است قبل از اینکه برای ياری نمودن فرد معتاد  وارد عمل شوید، انگیزه خود را از کمک به او آزمایش کنید. مثلا در مورد مثال بالا، آیا شما با نجات دادن پسر معتادتان از چنگ قانون و جلوگیری از رو به رو شدن او با مجازات کاری که انجام داده است، آیا این پیام را به او نمی دهید که مصرف مواد و رفتارهای خشونت آمیز او اشکالی ندارد و شما حاضر هستید که برای خلاص شدن از درد سرهائی که او ایجاد می کند، از حق خود و سایر اعضای خانواده گذشته و به او کمک کنید؟ آیا به جای این گونه حمایت های ناسالم بهتر نیست که شما دست از مشکل گشایی و کنترل زندگی عزیز معتادتان برداشته و بگذارید تا او با عواقب حقیقی اعتیادش روبرو شود و ببیند که اعتیاد چه بلاهایی بر سر خودش و دیگر اعضای خانواده اش آورده است؟ البته بی تفاوتی و دست روی دست گذاشتن همزمان با مشاهده مصیبت هایی که گریبانگیر فرد معتاد می شود،  برای والدین و دیگر اعضای خانواده بسیار سخت و دشوار است،  اما در مواقعی باید اجازه داد كه فرد معتاد عواقب اعتیاد خود را بچشد تا از عمق فاجعه آگاه شده و تمایل بیشتری برای رهایی از این وضعیت پیدا کند.  

 

٦- هم وابستگی

هیچ یک از اعضای خانواده نمی خواهند که کانون خانواده آنها آشفته باشد و برای اینکه نظم و آرامش در محیط خانه حکمفرما شود هر کاری که از دستشان بر بیاید انجام می دهند. ازمادری که به خاطر پسر معتادش مجبور می شود دروغ بگوید تا پدری که به امید قطع اعتیاد پسرش او را در زیرزمین خانه زندانی می کند، همه درواقع تلاش می کنند تا به نحوی بیماری عزیز معتادشان را کنترل کرده و او را یاری کنند. این گونه رفتارها كه به اميد ترك اعتياد فرد معتاد انجام می شود در واقع ريشه در انگيزه شخصی اعضای خانواده دارد. بيشتر اوقات اعضای خانواده فكر می كنند كه زندگی و خوشبختی آنها به زندگی و خوشبختی ديگر اعضای خانواده بستگی دارد، يعنی زمانی آنها از يك زندگی شاد و پرآرامش برخوردار خواهند شد كه ديگر اعضای خانواده نیز همگی زندگی خوب و ایده آلی داشته باشند. اين نوع وابستگی به شخص متقابل كه در خانواده های افراد معتاد بسيار رواج دارد از تاثيرات بيماری اعتياد است و باعث می شود تا اعضای خانواده، عضو معتاد را مسئول نابسامانی زندگی خودشان دانسته و فشار فراوانی به وی وارد کنند. اما همانطور كه فرد معتاد قدرتی ندارد تا بدون اجازه بقیه اعضای خانواده، زندگی آنان را تغییر دهد، اعضای خانواده نيز قدرت آن را ندارند كه با كمك هايشان فرد معتاد را مجبور به قطع مصرف مواد بکنند و در نتیجه هر نوع کمکی که اعضای خانواده بر مبنای هم وابستگی با فرد معتاد انجام دهند، سر انجام بی تاثیر خواهد بود و نه تنها کمکی به پاک شدن او نمی کند، بلکه باعث آشفتگی و بدبختی روز افزون دیگر اعضای خانواده نيز می شود.

 

٧- فرافکنی

یکی ديگر از علل حمايت ناسالم،  فرافکنی اعضای خانواده است. بسياری ازاعضای خانواده به خاطر خودداری از روبرو شدن با مشكلات فردی و فرار از واقعیت زندگی شخصی خود، مسئولیت هائی را در قبال عزیز معتادشان بر عهده می گیرند و همه وقت و انرژی خود را صرف انجام کارهائی می کنند که خود معتاد نیز قادر به انجام دادن آن ها است. اين نوع كارها كه به اسم كمك كردن به فرد معتاد صورت می گیرد، در واقع بیشتر برای کمک کردن به خود کمک دهنده است، تا مسائل و مشکلات زندگی خود را نادیده گرفته و به دست فراموشی بسپارد. برای مثال مادری که خود درگیر حاشیه های طلاق گرفتن و جدا شدن از شوهر خود می باشد، برای فرار از مشکلات زندگی خود یا انکار کردن آنها، شب و روز وقت خود را برای کمک به فرزند معتادش صرف می کند. بدین ترتیب او می تواند از احساسات و مشکلات دردناک و سخت خود فرار کرده و به جای درگیر شدن با آنها، بر مشکلات زندگی فرد معتاد تمرکز کند. یکی از دلایلی که اعضای خانواده، کارها و وظایف فرد معتاد را برعهده گرفته و مسئوليت ها و مشکلات خودشان را نادیده می گیرند، این است که توانایی رو به رو شدن با حقایق و واقعیت های زندگی خود را ندارند و تصور می کنند که با نجات فرد معتاد و کمک کردن به بهبودی او، مشکلات زندگی خودشان نیز حل می شود. این نوع رفتار که نوعی از انکار اعضای خانواده معتادان به شمار می آید، با آنکه ممکن است به طور غریزی و با هدف کمک کردن به بهبودی فرد معتاد انجام شود، ولی قطعاً حمایت ناسالم بوده و نه تنها هیچ کمکی به پاک شدن او نمی کند، بلکه رفته رفته زندگی خود آنها را نیز به سمت بدبختی و فروپاشی می کشاند.

سوالات و پیشنهادات

لطفا سوالات و یا نظرات خود در خصوص این مقاله را با ما در میان بگزارید. پاسخ شما به آدرس ایمیلی که وارد می کنید ارسال خواهد شد

آزمایش اعتیاد
آزمایش اعتیاد - تست اعتیاد - Addiction Test

آیا شما یک معتاد هستید؟

آزمایش خانواده معتادان
آزمایش اعضای خانواده معتادان - Addict's Family Test

آیا تحت تاثیر اعتیاد قرار گرفته اید؟

آزمایش حمایت ناسالم
آزمایش حمایت ناسالم - Enabler Test

آیا کمک شما به عزیز معتادتان درست است؟

آزمایش هم وابستگی
آزمایش هم وابستگی - Codependency test

آیا تحت تاثیر هم وابستگی قرار گرفته اید؟