جستجو

 

فرایند اعتیادهای رفتاری

en


 ۳- فرایند اعتیادهای رفتاری

 

اعتیادهای رفتاری در اصل رفتارهای عادی و سالمی هستند که به مرور زمان به وسواس و رفتاری اجباری و ویرانگر تبدیل شده اند. کسانی که به اعتیادهای رفتاری مثل کار، غذا یا هم وابستگی مبتلا شده اند، در واقع در یک چرخه آزار دهنده و باطل از نفرت از خود، پشیمانی و انکار گرفتار هستند. افراد مبتلا به اعتیادهای رفتاری از روی اجبار و به طور غیر ارادی رفتارهای ویرانگری را تکرار می کنند و در ضمن این توهم را دارند که فقط با تکیه به قدرت اراده درونی خود می توانند مشکل خود را حل کنند.

 

  • فرق بین عادت و اعتیاد
  • فرایند اعتیادهای رفتاری
  • چرخه اعتیادهای رفتاری

 

فرق بین عادت و اعتیاد

  • هر کسی عادت های خاصی دارد. برخی از این عادت های خوب و بعضی هم بد و آزار دهنده هستند. اما باید بین عادت های بد و اعتیاد تفاوت قایل شد چون هر رفتار بدی را نمی توان اعتیاد محسوب کرد. باید توجه داشت وقتی یک فرد یک کاری را بیش از اندازه تکرار کرد نمی توان با قاطعیت گفت که این فرد به اعتیاد رفتاری مبتلا شده است. برای مثال ممکن است یک نفر با توجه به ضرورت کار و مسئولیتی که بر عهده دارد ساعت های طولانی با کامپیوتر کار کند. اما اگر همین فرد شب به جای اینکه به موقع بخوابد و استراحت کند تا دیر وقت بیدار بماند و به بازی های کامپیوتری مشغول شود و نتواند صبح به موقع از خواب بیدار و بر سر کار خود حاضر شود در آنصورت می توان گفت که وی با مشکل اعتیاد به  ایترنت روبروست. همه ما بعضی وقت ها در انجام برخی کارها افراط می کنیم. برای مثال، وقتی وزن ما بالا می رود تصمیم می گیرم که به حالت قبلی برگردیم و وزن خود را کم کنیم و می خواهیم که این کار نیز با سرعت انجام شود. برای اینکه وزن خود را به سرعت کم کنیم به ورزش سنگین روی می آوریم و در مواقعی آن چنان شدید ورزش می کنیم که به خود صدمه می زنیم. کسانی که اعتیاد رفتاری ندارند متوجه می شوند که ورزش زياد از حد به آن ها صدمه مي زند و به همین علت یا میزان ورزش خود را کم می کنند یا اینکه كاملاً ورزش را کنار می گذارند. اما فردی که ورزش کردن برايش به اعتیاد تبدیل شده است نه مي تواند میزان ورزش خود را كنترل كند و نه آن را متوقف كند. آن ها با آنکه می بینند ورزش بیش از حد به بدن آن ها صدمه می زند اما به علت مبتلا شدن به يك نوع  اعتیاد رفتاری در واقع نمی توانند از ورزش دست بردارند و همچنان به بدن خود فشار وارد می آورند. بعضی از افراد می توانند با تکیه به نیروی درونی و اراده خود از بعضی از عادت های خود دست بردارند. این گونه افراد که عادت هایشان به اعتیاد رفتاری تبدیل نشده است این امکان را دارند که بین ادامه عادت آزار دهنده و دست برداشتن از آن یکی را انتخاب کنند. اما فردی که گرفتار اعتیاد رفتاری شده است دیگر نمی تواند از رفتاری که به اعتیاد تبدیل شده است دست بردارند تا آن را کنترل و مهار کنند. آن ها دیگر نمی توانند با تکیه به قدرت درونی و اراده خود از شر اعتیاد رفتاری خلاص شوند.
  • عادت به رفتار یا کاری که گفته می شود که فرد آن را تکرار می کند و در بیشتر مواقع تکرار حالت غیرارادی دارد. عادت در واقع رفتاری است که فرد آن را آنقدر  تکرار می کند که در ذهنش نقش می بندد و به قول معروف ملکه ذهنش می شود. با اینکه ممکن است رفتاری حالت غیرارادی و اتوماتیک پیدا کرده باشد اما اگر فرد بتواند آن را کنترل کند در آنصورت آن رفتار هنوز به اعتیاد تبدیل نشده است. اما اعتیاد یک نوع بیماری روانی است که با وجود عواقب و پی آمدهای منفی آن فرد معتاد به انجام یک کار یا مصرف مواد شیمیایی همچنان ادامه می دهد. وقتی یک نفر دچار اعتیاد می شود دیگر نمی تواند در برابر کاری که حالت اعتیاد پیدا کرده است هر چقدر تلاش کند و تصمیم بگیرد باز هم نمی تواند در برابر وسوسه تکرار رفتاری که حالت اعتیاد پیدا کرده است مقاومت کند و آن را کنار بگذارد. اعتیاد ا زجمله بيماري هايي است که هم جنبه و ماهیت روانی دارد و هم جسمی. كسي كه از هر نوع اعتيادي در عذاب است با آنكه از تاثيرات ويرانگر و مخرب اعتیاد خود با خبر است  اما قدرت و اراده قطع يا كنترل اعتياد خود را از دست داده است و نمي تواند با تكيه به اراده خود آن را قطع يا كنترل كند.  

 

روند اعتیاد

  •  اعتیادهای رفتاری باعث می شود تا فردی که به انجام یک نوع رفتار اعتیاد پیدا کرده است از انجام آن کار بطور کاذب از لحاظ روانی احساس لذت کند یا حس نشئگی به او دست بدهد و لذتی  که  فرد معتاد به یک رفتار خاص از آنجام دادن آن احساس می کند درست مثل اعتیاد به مواد مخدر، جنبه فیزیکی و جسمی دارد چون مغز افراد مبتلا به اعتیادهای  رفتاری نیز موقع انجام کاری که به آن اعتیاد پیدا کرده است ماده ای به اسم سروتونین و آدرنالین ترشح می کند. فردی که به پرخوری یا رفتار جنسی اعتیاد پیدا کرده است درست مثل فردی که برای مثال به هروئین معتاد است از خوردن بیش از اندازه غذا یا داشتن رابطه جنسی لذت می برد و نمی تواند خود را در برابر این کارها کنترل کند. فرد معتاد به رفتارهای  اعتیادی درست مثل فردی که به مصرف مواد مخدر معتاد است ممکن است آن چنان به این گونه رفتار اعتیاد پیدا کند و ذهنش مشغول آن شود که زندگی خود را فقط به انجام آن کار صرف کند و خانواده و کار خود را فراموش کند. برای مثال، با اینکه فرد می داند انجام یک کار خاص هم به خود او و هم اطرافیانش صدمه می زند اما همان کار را تکرار می کند و قادر نیست که آن را کنترل یا متوقف کند.
  • هیچ کس، حتی پزشکان نیز به درستی نمی دانند که چه عاملی باعث می شوند که یک فرد معتاد شود.عواملی وجود دارند که در معتاد شدن فرد دخیل و موثر هستند از جمله وضعیت روانی و اجتماعی فرد و نحوه پرورش یافتن و بزرگ شدن وی در خانواده. البته متخصصان بر این باورند که عامل ژنتیکی نیز در معتاد شدن افراد موثر است. اگر یکی از والدین یا هر دو آن ها معتاد باشند در آنصورت احتمال معتاد شدن فرد زیاد تر می شود. البته هستند خانواده هایی که پدر یا مادر یا هر دو آن ها معتاد هستند اما فرزندان آن ها معتاد نشده اند. مساله اصلی در این است که روند یا فرایند معتاد شدن به مواد یا اعتیاد های رفتاری روندی بسیار پیچیده است و هیچ کس به درستی و بطور کامل نمی داند که چه مسائلی باعث می شود که یک فردا دچار اعتیاد می شود. اما به هر حال چه در مواردی که فرد به مصرف مواد اعتیاد دارد یا دچار اعتیاد رفتاری است یک قسمت از مغز وجود دارد که وقتی مواد مصرف می شود یا رفتاری که حالت اعتیاد پیدا کرده است تکرار می شود، آن قسمت از مغز تحریک می شود. وقتی این قسمت خاص از  مغز تحریک شد باعث می شود تا مواد شیمایی خاصی در مغز ترشح کند و همین مواد باعث می شود که فرد احساس لذت و شادمانی کند. فرد برای اینکه این حالت را به دست آورد مصرف مواد مخدر یا رفتاری را که حالت اعتیاد پیدا کرده است با اینکه می داند مصرف مواد یا انجام کاری خاص به جسم و روح آن آسیب می رساند اما بدون اینکه اراده و کنترلی روی آن داشته باشد مصرف مواد یا رفتار اعتیادی را تکرار و تکرار می کند. مجبور بودن و ناچار بودن به مصرف مواد یا انجام رفتاری خاص به حدی شدید است که بر اراده  و غریزه فرد معتاد حتی غریزه ادامه حیات، غلبه پیدا می کند. حتی در مواقعی که فرد معتاد به مشکل خود پی می برد و می خواهد که از شر اعتیاد رفتاری یا مصرف مواد خلاص شود آنچنان گرفتار شده است که نمی تواند از انجام آن کار یا مصرف مواد خودداری یا آن را کنترل کند. اطرافیان فرد معتاد  تعجب می کنند و نمی توانند قبول کنند که عزیز آن ها رفتار این چنین ویرانگر و نابود کننده را تکرار می کند. در انجمن های گمنام به حالتی که فرد با وجود عواقب وخیم  یک کار تکراری از انجام آن لذت می برد، حال این کار تکراری می خواهد مصرف مواد باشد یا اعیتادهای رفتاری، جستجوی نشئگی می گویند. دنبال مواد گشتن یا امید بستن به  بردن در قمار، در اصل فرقی با یکدیگر ندارند چون در هر دو مورد فرد در  جستجوی نشئگی است .
  • بیشتر رفتارهایی که حالت وسواس و اجباری پیدا می کنند جزئی از تجربه های انسان هستند. ما غذا می خوریم تا زنده بمانیم. سر کار می رویم تا درآمدی به دست آوریم و زندگی خود و خانواده مان را اداره کنیم. داشتن رابطه با فردی دیگر و داشتن روابط جنسی بخشی از زندگی عادی هستند و اگر به اندازه و درست انجام شود برای ما لذت به همراه خواهند آورند. اما وقتی آن رفتارها حالت غیرعادی  پیدا کردند  فردی که به تکرار آن کار عادت کرده است علی رغم آگاهی از عواقب ناگوار آن به آن کار ادامه می دهد و در آن مرحله می توان گفت  که آن رفتار خاص به نوعی اعتیاد تبدیل شده است. کسانی که از اعتیادهای رفتاری رنج می برند   در اعتیاد خود غرق می شود و همه فکر و ذکر آن ها  برطرف کردن نیازهای اعتیادی خود می شود. عواقب اعتیاد به مصرف مواد یا رفتاری خاص بسیار ویرانگر و سریع می باشد. برای مثال  فردی که به قمار معتاد است ممکن را ورشکسته شود و شغل خود را نیز از دست بدهد و دیگر نتواند خود را از مشکلات مالی که خود و خانواده اش گرفتار آن شده است نجات دهد. ام با وجود همه بلاهایی که بر سر خود و خانواده اش آورده است همچنان به قمار ادامه دهد چون  اعتیاد به قمار وی را در چنگ خود اسیر کرده و به وی می گوید که دفعه دیگر که قمار بازی کنی برنده خواهی شد. در برنامه ها  ۱۲ قدمی، از بیماری اعتیاد به درستی به عنوان نوعی ناسلامتی عقلی یاد می کنند چون در این برنامه ها معنی جنون این است که یک کار خاص را تکرار کنی و انتظار داشته باشی که هر بار که آن را انجام می دهد نتیجه  متفاوتی به دست آوری.
  • هر گونه رفتار ، کار یا هر چیز که باعث شود همه حواس و توجه فرد را در زندگی به خود جلب کند و او دیگر وظایف و مسئولیت های خود را به دست فراموشی بسپارد یا اینکه بهخود شخص یا دیگران آسیب روانی، جسمی یا اجتماعی وارد کند ، اعتیاد رفتاری محسوب می شود. انسان ممکن است به هر چیزی معتاد یا وابسته شود و همه ذهن و فکر و ذکرش به آن مشغول شود. برخی از پژوهشگران، اعتیاد فیزیکی یا همان اعتیاد رفتاری مثل وابستگی شدید به به کارهایی مثل قمار، رابطه جنسی، کار ، ورزش ، خرید یا پر خوری را به اعتیاد به مواد شیمیایی مثل مشروبات الکلی و هروئین تشبیه می کنند. گفته می شود اعتیادهای رفتاری در مغز فرد معتاد به این نوع اعتیاد ماده ای به اسم ” بتا-اندورفین” ترشح می کند که باعث می شود تا فرد احساس نشئگی و سرخوشی کند. بعضی از متخصصان می گوید اگر یک فرد برای احساس لذت و شادمانی به این گونه کارها بپردازد در آنصورت می توان گفت که وی وارد چرخه اعتیاد شده است. در چنین حالتی فرد به ماده شیمیایی که مغز ترشح می کند یعنی بتا – آندورفین اعتیاد پیدا می کند. بعضی وقت ها مردم به حالتی که از مصرف مواد مخدر یا انجام کارهایی که اعتیادهای رفتاری  در فرد معتاد ایجاد می شود “نشئگی یا سرخوشی دوندگی” می گویند. این نوع احساس سرخوشی یعنی احساس سرخوشی کردن از دویدن، احساسی طبیعی است که به سلامتی انسان کمک می کند. اما همین احساس اگر بر اثر مصرف مواد مخدر یا انجام کارهایی که اعتیاد رفتاری هستند در انسان ایجاد شود یعنی حتی اگر این احساس بر اثر دویدن اعتیاد گونه در فرد ایجاد شود، ورزش سالم و مفیدی همچون دویدن نیز به وسواس تبدیل شده و حالت ویرانگر پیدا می کند. کسی که اعتیاد رفتاری دارد نمی داند که چه موقع باید از این گونه رفتارها دست بردارد و به همین علت به مرحله می رسد که دیگر دست کشیدن از چنین رفتارهایی برایش ناممکن می شود.     
  • اعتیاد به مواد همچون هروئین، مشروبات الکلی یا داروهای خواب آور، عوارض روانی دارند. تقریباً همه این نکته را شنیده اند که فرد معتاد به هروئین به محض اینکه کشیدن یک بست هروئین تمام می شود برای پیدا کردن بست بعدی خود را به هر آب و آتشی می زند و اگر مواد مورد نیازش را پیدا کند دچار خماری می شود که یک حالت جسمی است که فرد معتاد به علت نرسیدن مواد مخدر به بدنش کسل و بی رمق یا اصطلاحاً خماری می شود. فرد الکلی نیز همینطور است یعنی صبح روزی که شب آن بر اثر افراط در مشروب خوری سیاه مست شده است باز هوس مشروب می کند. افراد معتاد به مواد یا مشروبات الکلی حتی ممکن است پس از یکسال پاک بودن باز هوس مواد یا مشروب کنند چون فکر مشروب یا مواد از ذهن آن ها پاک نشده است. این گونه هوس کردن یا ویار از وابستگی روانی فرد معتاد به مواد یا مشروبات الکلی سرچشمه می گیرد چون فرد معتاد از لحاظ روانی به مواد یا مشروب وابسته می شود و همین وابستگی روانی در بین کسانی که اعتیاد رفتاری دارند نیز وجود دارد و زندگی وی را تحت تاثیر قرار می دهد. به همین علت بعضی از پژوهشگران و کارشناسان در هنگام بررسی روند اعتیاد باید به انواع مواد، فعالیت ها و رفتارها توجه نشان دهیم. این گونه محققان معتقدند بین اعتیاد به مواد و اعتیادهای رفتاری شباهت و وجه اشتراک فراوان وجود دارد و نباید این دو نوع اعتیاد را از هم جدا دانست.
  • برای دریافت اطلاعات بیشتر در باره چگونگی ابتلا به بیماری اعتیاد به مواد ، لطفا به صفحه مراجعه فرمائید: معتادان مزمن
  • برای دریافت اطلاعات بیشتر درباره انواع انجمن های گمنام که برنامه های بهبودی و پشتیبانی ارایه می دهند لطفاً به صفحه مراجعه فرمائید: انجمن های رفتاری

 

چرخه اعتیادهای رفتاری

معتادان رفتاری، درست مثل کسانی که به مواد مصرفی اعتیاد دارند وارد یک چرخه می شوند که اغلب پایانی ندارد و گمراه کننده است. این چرخه دارای ۵ مرحله است که فرد از مرحله ای به مرحله بعد می رود و برای آگاهی شما در این مراحل تشریح شده اند.

 چرخه اعتیادهای رفتاری - مراحل و فرایند اعتیادهای رفتاری

 

 

۱- نداشتن مهارت های زندگی

  • داشتن زندگی طبیعی و  با برنامه چیزی است که افرادی که گرایش های اعتیادی دارند به راحتی آن را نمی پذیرند. روی آوردن و متوسل شده به رفتاری که باعث می شود تا آن ها خود را گم کنند، روشی است که افرادی که گرایش اعتیادی دارند برای کنار آمدن و تحمل مشکلات یا فرار از واقعیت های دشوار زندگی به آن متوسل می شوند. بیشر انسان ها با پشت سر گذاشتن دوران کودکی و ورود به دنیای بزرگسالی مهارت هایی را برای مقابله با مشکلات انکار ناپذیر زندگی و سر خوردگی هایی که هر فردی در زندگی دچار آن می شود فرا، می گیرند. اما هستند کسانی که هرگز مهارت مقابله با مشکلات و سر خوردگی ها را یاد نمی گیرند. این گونه افراد در اصل از سازوکار و ترفندهای لازم برای اداره زندگی خود محروم هستند. این گونه افراد به علت ندانستن چگونگی برخورد با مشکلات زندگی ممکن است مشکلی را که با آن روبرو هستند انکار یا از آن فرار کنند. این افراد به علت نداشتن مهارت ایجاد و ترسيم مرز بین خود و دیگران یا چگونگی ابراز وجود، باعث می شوند تا هر کسی از آن ها چیزی بخواهد یا انتظاری داشته باشد و او در این گونه درخواست ها غرق می شود و نمی داند چگونه باید از عهد آن برآید. بیشتر چنین افرادی برای مقابله با این گونه مشکلات به اعتیادهای رفتاری پناه می برند.
  • احساس غیر منطقی خود کوچک بینی و نداشتن اعتماد به نفس و ارزش قایل نشدن به خود یکی از جمله مسایلی است که افراد مبتلا به اعتیاد رفتاری در ارزیابی و اظهار نظر درباره خود به آن ها اعتراف می کنند. آن ها احساس ناامنی می کنند و حتی در مواقعی هم که خود کوچک بینی و ارزش قایل نبودن واقعیت ندارد و فردی که چنین برداشتی از خود دارد در واقع فردی بسیار با هوش و بسیار موفق است ، بازهم آن ها نمی دانند که با زندگی خود چه کار کنند. به هر حال این گونه افراد برای اینکه احساس خوبی داشته باشند و لذت ببرند و اوضاع و مشکلات خود را کنترل کنند، به چیزی در خارج از وجود خود متوسل می شوند. برای مثال،  کسی که به خوردن غذا معتاد است برای اینکه به خود ثابت کند که اوضاع و زندگی خود را تحت کنترل دارد از خوردن غذا در حد کافی خودداری می کند و فردی که به رفتار جنسی اعتیاد دارد برای اینکه احساس ارزش کند یا از داشتن رابطه جنسی خودداری یا در این کار افراط می کند.

 

۲- مشغولیت ذهنی   

  •  اعتياد، ذهن و فكر انسان را به خود مشغول مي كند. حتي زماني كه فرد معتاد در حال مصرف مواد نيست يا كاري را كه اعتياد رفتاري محسوب مي شود انجام نمي دهد بازهم به اعتياد فكر مي كند و براي مصرف بعدي يا رفتار اعتيادي بعدي نقشه مي كشد. آن ها عاشق آرامشي هستند كه از مصرف مواد يا انجام  رفتاری كه حالت اعتياد پيدا كرده است، به دست مي آورند. اين احتمال وجود دارد كه آن ها براي خودداري از مصرف يا انجام كار اعتيادي تلاش كنند و قسم بخورند كه ديگر اين كار را تكرار نخواهند كرد اما لذت مصرف و اعتياد رفتاري به اندازه اي كه فرد معتاد بدون توجه به بهاي سنگيني كه بابت اعتياد خود مي دهد و زندگي خود و ديگران را به آشوب مي كشد بازهم به سراغ مواد مي رود و كار اعتيادي را تكرار مي كند. آن ها به ماده اندروپين كه مغز در موقع مصرف مواد يا رفتار اعتيادي انجام مي دهد اعتياد پيدا كرده اند و در آن موقع كه مشغول اين كار هستند به خطرات و مشكلاتي كه اعتياد برايشان ايجاد مي كند فكر نمي كنند. به زبان ساده و در يك كلام احساس نشئگي و سرخوشي به اندازه زياد است كه فرد معتاد نمي تواند از آن دست بردارد.
  • اعتيادهاي رفتاري، به تدريج همه زندگي فرد معتاد به اين گونه رفتارها را تحت تاثير قرار مي دهد و انجام كاري كه به آن اعتياد پيدا كرده است در اولويت قرار مي گيرد. براي مثال فردي كه به قمار معتاد است فراموش مي كند كه بايد در جلسه اولياء و مربيان فرزندش در مدرسه شركت كند چون بيشتر وقت خود را در قمار خانه مي گذراند. كسي به به پرخوري اعتياد پيدا كرده است به حدي فكر و دهنش مشغول خوردن يا نخوردن مي شود كه فراموش مي كند بايد به جلسه اي كه در مدرسه براي والدين دانش آموزان تشكيل شده است و او قبل از اينكه به اعتياد رفتاري مبتلا شود هميشه در اين جلسات حاضر مي شد، حضور پيدا كند. فردي كه به اينترنت اعتياد پيدا كرده است ساعت ها پاي كامپيوتر مي نشيند و به صفحه نمايش خيره مي شود و آن چنان محو تماشاي دنياي مجازي مي شود كه دنياي واقعي را فراموش مي كند. در دنياي دهني فرد معتاد هيچ چيز ديگري به غير از مصرف مواد يا انجام كاري كه فرد به آن اعتياد پيدا كرده است وجود ندارد و همه وقت و انرژي فرد معتاد به فكر كردن يا انجام كاري كه به آن اعتياد دارد يا مصرف مواد صرف مي شود.

 

۳- وسواس فكری

  • وقتي كه يك فعاليت و رفتار به وسواس فكري تبديل مي شود، آن وقت است كه مي توان گفت اعتياد در وجود فرد ريشه دوانيده است. وسواس فكري يعيني اينكه يك كار يا فعاليت همه ذهن انسان را به خود مشغول كند و اجازه ندهد كه فرد به چيز ديگري فكر كند. وسواس فكري در واقع مرحله و حالت شديد تر مشغوليت ذهني است و معمولاً هم يك مساله يا احساس غير منطقي است كه ذهن فرد را درگير خود مي سازد.
  •  با ايجاد وسواس فكری، فردي كه به اين بيماري مبتلا شده است ديگر نمي تواند واقعيت هاي زندگي و جهان را به خوبي درك كند و تفاوت قايل شدن بين توهم و واقعيت برايش مشكل مي شود. كساني كه در اطراف فرد معتاد زندگي مي كنند به روشني متوجه مي شوند كه رفتارهاي وي حالت غير عادي و غير منطقي پيدا كرده است. اما خود فرد معتاد كه غرق در وسواس فكری و توهم  آن چنان گرفتار اعتياد است كه متوجه بيماري و ناسالم بودن عقلي خود نمي شود. فردی كه به قمار معتاد است تصور مي كند تصميم درستي گرفته است و مي خواهد پول هايي را كه باخته است با بردن در قمار به دست آورد اما بiوقفه به باختن ادامه مي دهد تا اينكه شغل خود را از دست مي دهد و اعضاي خانواده و دوستان و آشنايان خود را نيز از خود دور مي كند. همين كه فرد دچار وسواس فكري شد فرد معتاد انواع توجيه ها را برای انكار بيماري و اعتياد رفتاري خود مي تراشد. فرد معتاد براي توجيه مشكل خود سعي مي كند تا براي اعتياد خود دليل منطقي بياورد، آن را كوچك جلوه دهد تا به هر وسيله اي كه شده است به اعتياد خود ادامه دهد. هر چه شدت اعتياد بيشتر مي شود ميزان انكار اعتياد نيز افزايش پيدا مي كند. در اصل، فرد معتاد در چنين مرحله اي به هيچ وجه نمي خواهد تا واقعيت شرايطي را كه در آن قرار گرفته است بپذيرد چون اگر قبول كند كه معتاد و بيمار است در آنصورت بايد با بيماري خود مقابله و آن را درمان كند. تا زمانيكه فرد معتاد به شدت از مصرف مواد يا اعتياد رفتاري خود صدمه نديده است به انكار بيماري خود ادامه مي دهد و زماني به بيماري خود اعتراف مي كند كه تقريبا كار از كار گذشته است و چون اعتراف به اعتياد براي فرد معتاد بسيار تلخ و ناخوشايند است، به ندرت فرد معتادي پيدا مي شود كه به اعتياد خود و مشكلات ناشي از آن اعتراف كند.

 

۴- عواقب منفی    

  •  عواقب اعتيادهای رفتاریبسيار زياد و بسيار جدی و خطرناك هستند. با توجه به اينكه بيماري اعتياد حالت پيش رونده و روز به روز شديد تر شدن دارد در نتيجه عواقب و پي آمدهاي آن نيز با گذشت زمان شديد تر و جدي تر مي شوند. اما با توجه به توهمي كه فرد معتاد به آن دچار است و نمي تواند واقعيت هاي جهان و زندگي خود را درك كند و با آنكه مي بيند اعتياد چه آسيب هاي جسمي و روحي و رواني به وي وارد كرده و چه مشكلاتي براي خود و اطرافيانش به بار آورده است، همچنان به مصرف مواد يا اعتياد رفتاري خود ادامه مي دهد.
  •  به هر نوع اعتيادي، بيماري خانوادگي گفته مي شود چون فرد معتاد علاوه بر اينكه زندگي خود را مختل و به تباهي مي كشاند براي اطرافيانش و به ويژه خانواده خود نيز مشكلات فراوان و پايان ناپذيري ايجاد مي كند. از آنجاكه فرد معتاد فقط به خود و اعتياد خود فكر مي كند چه زن و فرزند و چه پدر مادر يا ديگر بستگان و دوستان و آشنايان نبايد انتظار داشته باشند كه فرد معتاد به خواست ها و نياز هاي آن ها توجهي نشان دهد. همسر فرد معتاد به قمار احتمالاً ناچار خواهد شد براي تامين زندگي خود و فرزندانش كار دومي براي خود پيدا كند چون شوهر قماربازش هر آنچه را كه به دست مي آورد در قمار مي بازد و هيچ نوع كمكي براي تامين زندگي خانواده خود نمي كند. همسر فردي كه به قمار اعتياد دارد احتمالاً مجبور خواهد شد براي جلوگيري از به زندان افتادن يا ديگر مشكلاتي كه ممكن است همسرش به علت بدهي هايي كه به بار آورده است، بدهي هاي او را نيز پرداخت كند. همسر فردي كه به اعتياد جنسي مبتلا مي باشد با خطر آلوده شدن به انواع بيماري هاي عفوني قرار دارد چون شوهر بي بندوبارش در روابط جنسي احتياط لازم را از خود نشان نمي دهد. همسر فردي كه به كار معتاد است در واقع ناچار است همه مسايل زندگي روز مره را خود به دوش بكشد و غم تنهايي و دور بودن از شوهرش را تحمل كند. فردي كه معتاد است به هيچ يك از ديگر نيازهاي شخص خود نياز توجه نشان نمي دهد تا چه رسد به خواست ها و نيازهاي اطرافيان و دوستان و اعضاي خانواده. فرد معتاد فقط براي خودش زندگي مي كند و زندگي ديگران برايش چندان اهميتي ندارد. اعضاي خانواده فرد معتاد به انواع بيماري هاي روحي و رواني از جمله نگراني و افسردگي مزمن دچار مي شوند. زندگي كردن با فردي كه زندگي اش آشفته و نابسامان و غير قابل كنترل است باعث مي شود تا زندگي اطرافيان فرد معتاد نيز تحت تاثير قرار گيرد و با آشفتگي و مشكلات فراوان همراه شود.

 

۵- ناتواني و زندگی غیر قابل اداره   

  • نداشتن اراده و ناتواني در اداره و سامان دادن زندگي از جمله عوارض و عواقب مهم اعتياد است. فرد معتاد با رفتار غير مسئولانه و ويرانگر خود در واقع زندگي خود را زير و رو مي كند. وي به علت وسواس فكري كه دچار آن شده است نمي تواند از عهده مسايل و مشكلات روز مره زندگي برآيد. زندگي او از هم گسيخته مي شود و او نمي تواند به آن سرو سامان دهد. كار كردن، پايبند بودن به روابط و ارتباط با ديگران و انجام وظايفي كه بر عهده والدين است به حدي براي وي دشوار محسوب مي شود كه نمي تواند از عهده آن ها برآيد. در برخی از مواقع فرد معتاد پس از تلاش فراوان برای مدتی کوتاه دست از مصرف مواد یا اعتیاد رفتاری برمی دارد اما پس از چندی طاقت خود را از دست می دهد و دوباره به سوی اعتیاد کشانده می شود چون فرد معتاد به تنهایی و با تکیه به اراده شخصی خود نمی تواند از شر بیماری اعتیاد خلاص شود و بهبود پیدا کند. ممکن است که وی از صمیم قلب به خانواده خود قول بدهد که اعتیادش را ترک کند و واقعاً هم برای این کار تلاش کند اما نمی تواند به وعده خود عمل کند چون وی در برابر اعتیاد ضعیف و ناتوان است و تاب مقاومت ندارد.
  • این مرحله ممکن است سال ها طول بکشد و فرد معتاد را به در مسیری قرار دهد که در بیشتر مواقع به تاریکی و تباهی ختم می شود. فرد معتاد چاره ای جز حرکت در این مسیر تا رسیدن به مرحله ای که ماهیت و ابعاد خطرناک بیماری خود را درک کند و چشمش به روی واقعیات زندگی باز شود، ندارد. فقط با رسیدن به مرحله ناامیدی مطلق و آشفتگی کامل زندگی و حالت جنون است که فرد معتاد سر انجام تصمیم می گیرد کاری را که برای بهبودی بیماریش لازم است، انجام دهد. این تجربه ای است که از زندگی دهها هزار معتاد به دست آمده است. همانطور که معتادان بهبود یافته می توانند شهادت دهند مساله اعتیاد و خلاص شدن از شر آن به مساله ضعف یا نداشتن اراده یا شخصیت فرد معتاد نیست. نباید فراموش کرد که اعتیاد نوعی بیماری است و فرد معتاد باید بپذیرد که بیمار است و برای بهبودی به کمک دیگران نیاز دارد. اعتراف به بیماری و به اين نتيجه رسيدن كه به تنهايي و تكيه به اراده شخصي نمي توان از بيماري اعتياد بهبود يافت و بايد از ديگران كمك خواست در واقع اولین قدم در راه بهبودی فرد معتاد، از بیماری اعتیاد است.            

 

  • برای اگاهی از اینکه اعتیاد به مواد مصرفی نیز چگونه همین مسیر را طی می کند لطفاً به این صفحه مراجعه کنید: چرخه اعتیاد

سوالات و پیشنهادات

لطفا سوالات و یا نظرات خود در خصوص این مقاله را با ما در میان بگزارید. پاسخ شما به آدرس ایمیلی که وارد می کنید ارسال خواهد شد

آزمایش اعتیاد
آزمایش اعتیاد - تست اعتیاد - Addiction Test

آیا شما یک معتاد هستید؟

آزمایش خانواده معتادان
آزمایش اعضای خانواده معتادان - Addict's Family Test

آیا تحت تاثیر اعتیاد قرار گرفته اید؟

آزمایش حمایت ناسالم
آزمایش حمایت ناسالم - Enabler Test

آیا کمک شما به عزیز معتادتان درست است؟

آزمایش هم وابستگی
آزمایش هم وابستگی - Codependency test

آیا تحت تاثیر هم وابستگی قرار گرفته اید؟