جستجو

 

پیشنهاداتی به راهنما

en


٥- پیشنهاداتی به راهنما

 

با آگاهی یافتن از مزایای راهنما بودن، در این قسمت پیشنهاداتی برای معتادان در حال بهبودی که علاقمند به راهنما شدن هستند ارائه شده است؛ تا با استفاده از آن بتوانند پیام بهبودی برنامه های 12 قدمی را به طور موثرتری به معتادان در عذاب برسانند.

 

۱. موقعیت بی نظیر

۲. هدف اصلی

۳. انگیزه تعهد

۴. تجربه اعتیاد

۵. زندگی در بهبودی

۶. معیارهای اثربخشی

۷. محدویت نقش

۸. خصوصیات ایده ال

 

رابطه راهنما و رهجو تنها یک رابطه اتفاقی و موقت بین دو فرد معتاد نیست، بلکه رابطه ای است که دقیقاً برای یک هدف خاص و براساس اصول برنامه های 12 قدمی و انجمن های گمنام ایجاد شده است. این رابطه اعتمادی مقدس است که انجمن بر عهده ما گذاشته است تا با منتقل کردن پیام بهبودی از اعتیاد به معتادان دیگری که همچنان در عذاب هستند، به رشد بهبودی خود کمک کنیم. راهنمایی کردن دیگران، هدیه و موهبتی است که با تعهدات و مسئولیت های خاصی همراه است. با آنکه برای راهنما شدن هیچ قانون و قاعده خاصی وجود ندارد، اما تجربه نشان می دهد که وقتی ما به اصول انجمن خود عمل کنیم؛ نه تنها می توانيم راهنمای موثرتری باشيم، بلکه می توانیم از مسائلی که به بهبودی ما و رهجویمان رهجویمان صدمه وارد می کند، در امان بمانیم.

 

در زیر پیشنهاداتی به راهنمايان ارائه شده تا رهجويان خود را موثرتر راهنمایی کرده و پيام بهبودی را بهتر منتقل كنند:

به خاطر داشته باشید که این پیشنهادات در واقع ایده ها و توصیه هایی هستند که شما می توانید از آنها برای افزایش کارائی خود در زمینه راهنمایی استفاده کنید. چیزی به اسم راهنمای خوب یا بد وجود ندارد. ممکن است روشی را که در مورد یک رهجو در پیش گرفته بودیم و مفید واقع شده بود در مورد یک رهجوی دیگر مفید واقع نشود. فرایند راهنمایی کردن یک رهجو احتیاج به یادگیری دارد و می توان از آن برای رهجویان مختلف و متفاوت استفاده نمود؛ به شرطی که به عنوان یک راهنما به اصول انجمن خود متعهد باقی بمانید و تلاش های خود را روی هدف اصلیتان که حمایت از رهجویتان به سوی بهبودی از طریق 12  قدم می باشد حفظ کنید. بدین ترتیب بعید است که تلاش های صادقانه و بی دریغ شما برای کمک کردن به رهجویانتان بی ثمر و بی نتیجه بماند.  

پیشنهادات موثر برای راهنما

 

۱- موقعیت بی نظیر

ما به عنوان معتادان در حال بهبودی در موقعیتی منحصر به فرد و استثنائی برای کمک به یک معتاد دیگر قرار داریم چون ما اطلاعات و تجربه دست اولی از زندگی هولناک در اعتیاد داریم. تجربه دوران اعتیاد ما شناختی منحصر به فرد در اختیارمان قرار داده است که افراد غیر معتاد، حتی متخصصان نیز از آن محروم هستند. ما عذاب و بدبختی های بیماری اعتیاد را تجربه کرده ایم و اکنون در بهبودی و آزاد از اسارت مواد مخدر زندگی می کنیم. داستان زندگی ما بهترین گواه برای متقاعد كردن يك معتاد درعذاب محسوب می شود و هيچ كس ديگری نمی تواند در اين مورد جای ما بگيرد. بر اساس تجربه می دانيم كه يك معتاد به ندرت به سخنان كسانی كه قصد كمك کردن به او را دارند، گوش فرا می دهند. ما نیز زمانی که هنوز معتاد بودیم، كمك چنین افرادی را رد می كرديم چون معتقد بوديم كه آنها معنی معتاد بودن را نمی فهمند و نمی دانند كه عطش مصرف و وسوسه مواد مخدر با وجود مصائب و مشكلاتی كه برای خودمان و ديگران ايجاد كرده است تا چه اندازه قوی است. اما زمانی که يك معتاد تجربيات خود را با یک معتاد ديگر در ميان می گذارد، نيازی به توضح دادن وجود ندارد چون هردو طرف به راحتی حرف های يكديگر را می فهمند. عواملی که كه باعث می شدند يك معتاد در عذاب از ديگران تقاضای كمك نكند در ارتباط ميان راهنما و رهجو از ميان می روند. آنها نمی توانند بهانه هایی را كه برای افراد عادی می آوردند برای يكديگر نیز بياورند چون می دانند كه طرف مقابل نيز قبلا از همان سيستم دفاعی كه وی قصد دارد از آن استفاده كند، استفاده كرده است. راهنما و رهجو در كنار يكديگر احساس آرامش می كنند و به همین دلیل رهجو راحتر به حرف راهنما گوش می دهد چون می داند كه راهنمایش به خاطر حفظ بخشی از بهبودی خود به او كمك می کند.  

نکته جالب توجه این که تجربه ما در زمينه اعتياد باعث می شود تا امكان برقراری ارتباط و نزديك شدن افراد به ما بيشتر بشود. به احتمال زياد ما در دوران اعتياد به دیگران دروغ می گفتيم، آنها را فريب می دادیم و برای تامين هزینه های خرید مواد مخدر دزدی می كرديم. به همين علت وقتی از رهجوی خود بشنويم كه برای تامين مواد مخدر دست به دزدی زده است؛ احتمالا نه تعجب خواهيم كرد و نه درباره وی قضاوت بدی خواهيم كرد. به علاوه، رهجوی ما نمی تواند به سادگی ما را با بهانه هایی كه برای خودداری از بهبودی می آورد فريب دهد. ما به هيچ وجه حرف های او را كه می خواهد مسئوليت اعتياد خود را به گردن ديگران بياندازد و به مصرف مواد مخدر ادامه دهد؛ باور نخواهيم كرد. تجربه های ما نوعی شناخت و واقع بينی خاصی در ما ايجاد می كند كه افراد عادی نمی توانند آنرا به دست آورند. ما، خودمان قبلاً اين دوره ها را طی كرده و اكنون زندگی درحال بهبودی را تجربه می كنيم. با استفاده از تجربه شخصی خود می دانيم كه اگر معتادی صادقانه و با تمايلی قلبی بخواهد كه اعتياد خود را ترك كند، در آن صورت هيچ مانع و بهانه ای نمی تواند وی را از كاركرد برنامه 12 قدم برای بهبودی بازدارد.

ما به عنوان معتادان در حال بهبودی برای رساندن موثر پيام بهبودی به معتادان در عذاب در موقعيت و وضعيتی منحصر بفرد و استثنائی قرار داريم. ما افراد متخصصی نيستيم كه بخواهيم كسی را برای به دست آوردن منافع مالی راهنمائی كنيم؛ يا اين كه چون انسان های بهتری هستيم به ديگران توصيه و راهنمایی كنيم. ما از خانواده و نزديكان معتاد در عذاب نيستيم كه رابطه عاطفی و احساسی با او داشته باشيم يا از بهبود يافتن او چيزی عايدمان شود. ما تنها به عنوان یک معتاد در حال بهبودی كه به يك زندگی جديد عاری از اعتیاد دست يافته است، تمایل داریم تا تجربيات خود در زمينه كاركرد 12 قدم را با فرد ديگری شريك و سهيم شويم و آنچه را كه به رايگان در اختيار ما قرار گرفته است، به رايگان در اختيار ديگران قرار دهيم. با چنين رويكرد و روشی است كه رهجوی ما به نيت خالص ما در كمك به وی پی خواهد برد و  تشويق خواهد شد تا او نيز برنامه 12 قدم را كار كند.

 

۲- هدف اصلی

وقتی مسئولیت رهجوی تازه ای را برعهده می گیریم، مهمترین نکته ای که باید بدانیم این است که آیا رهجوی ما تمایل و علاقه ای به کارکرد 12 قدم دارد یا خیر. آیا آن طور که در انجمن های گمنام گفته می شود “رهجو حاضر است برای بهبودی هرکاری را که لازم باشد انجام دهد؟”  پاسخ به این پرسش ها نشان می دهد که آیا رهجو از آمادگی لازم برای کارکرد 12 قدم برخوردار است یا نه و همین پاسخ ها می تواند به صرفه جوئی در وقت و انرژی ما کمک کند. پس از صحبت کردن با کسی که می خواهد رهجوی ما شود، متوجه خواهیم شد که وی تا چه اندازه دركاركرد 12 قدم جدی است و با پی بردن به جدی بودن او ما نیز برای کمک به وی، تشویق می شویم. افراد به دلایل و علل مختلف به جلسات انجمن های گمنام می آیند. برخی به علت فشارهای خانواده یا مشکلاتی که در ارتباط با کارشان با آن روبرو شده اند، و برخی نیز به علت مسائل و مشکلات حقوقی و قانونی به انجمن های گمنام روی  می آورند. البته هستند کسانی که به اراده و خواست خودشان و بر اثر درماندگی و نداشتن هیج راه گریز دیگری به انجمن مراجعه می کنند. آنها به هر دلیل و علتی که به انجمن آمده باشند، باید به مرحله ای رسیده باشند که واقعاً بخواهند اعتیاد به مواد مخدر یا اعتیاد رفتاری خود را ترک کنند. پيش از گسترش انجمن های گمنام تصور می شد که معتاد باید به مرحله اعتیاد مزمن و ناامیدی و درماندگی کامل رسیده باشد ( به آخر خط رسيده باشد) تا بتواند برنامه روحانی 12 قدم را درک کرده و برای بهبودی تسليم برنامه شود. اما امروزه دیگر چنین تصوری وجود ندارد. بسیاری از معتادان از جمله افراد جوان که اعتیاد آنها هنوز به اندازه اعتیاد ما “شدید و مزمن نیست” می توانند از برنامه 12 قدم برای بهبودی خود استفاده کنند. نكته مهم پی بردن به این موضوع است که آیا رهجوی ما آماده شده است تا بهبودی خود را در اولویت اول قرار دهد و 12 قدم را کار کند یا خیر. در نهایت، هدف اصلی ما تشویق رهجو به کارکردن 12 قدم است و تنها برای همین منظور مسئولیت راهنمائی رهجو را بر عهده می گیریم.

مسئولیت و وظیفه ما این نیست که رهجویمان را نسبت به اهمیت برنامه 12 قدم متقاعد کنیم. انجمنی که ما در آن عضویت داریم، مکانی منحصر به فرد و تنها مكان ممکن برای بهبودی از اعتياد نيست. این مسئولیت و وظیفه خود شخص است که تصمیم بگیرد که آيا می خواهد با راهنمائی و حمایت ما برای بهبودی خود، برنامه 12 قدم و سایر کارهای لازم راانجام دهد يا نه. در همین رابطه ضرب المثلی در انجمن های گمنام وجود دارد که می گوید ” وظیفه ما حمل کردن پیام بهبودی است نه حمل معتاد “.

 

۳- انگیزه تعهد

پیش از قبول کردن مسئوليت راهنمائی یک رهجو، باید بدانیم که انگیزه ما از قبول کردن این مسئولیت و تعهد چیست. اگر انگیزه ما با اصول انجمنمان منطبق نباشد، در آن صورت این احتمال وجود دارد که هم خودمان آسیب ببینیم و هم به بهبودی رهجویمان لطمه وارد کنیم. انگیزه ما از پذیرفتن رهجو باید رساندن پیام بهبودی از طریق برنامه های 12 قدمی باشد و انتقال پیام بهبودی چیزی جز سهیم کردن رهجویمان در تجربيات خود در این زمینه نیست.

بسیاری از افراد بدون اشتياق و تمايل نسبت به بهبودی وارد انجمن های گمنام می شوند. با این وجود، بسیاری از افراد با حضور نامرتب و پرسه زدن در جلسات بالاخره به این نتیجه می رسند که كاركرد 12 قدم باعث چه معجزاتی در زندگیشان می شود  و از اين طريق به شركت در اين برنامه علاقمند می شوند. بیماری اعتیاد که ما از آن در عذاب هستیم با انکار شدید همراه است. برخی از ما پس از چندین بار لغزش و از سرگرفتن مصرف مواد مخدر سرانجام برای کارکرد 12 قدم و دستیابی به بهبودی وارد این برنامه می شويم. انگیزه ما از پذیرفتن رهجو نباید به موفقیت یا شکست رهجویمان در بهبودی وابسته  باشد.اين كه وی به چه دليل وارد انجمن شده است در واقع نبايد تاثيری بر چگونگی كمك ما به او داشته باشد. در واقع موفقیت یا شکست رهجو در به دست آوردن بهبودی، ارتباطی به تصمیم ما در پذیریش یا عدم پذیرش او ندارد؛ چون ما خدا نیستیم و قدرت آنرا نداریم که موجبات بهبودی یک فرد دیگر را فراهم کنیم. ما در واقع برای کمک به خودمان و برای رشد بهبودیمان به دیگران کمک می کنیم. ما تمام تلاش خود را می کنیم تا تجربیاتمان درباره 12 قدم را با دیگران سهیم شویم ، اما نتیجه کار و تلاش خود را به خداوند می سپاريم. ما سهم خودمان از این کار را انجام می دهیم و نتيجه را به خداوند واگذار می کنیم.

همان اندازه که رهجو به عنوان یک راهنما به ما نیاز دارد، ما نیز به او احتیاج داریم. راهنما بودن به ما کمک می کند تا از لغزش در امان بمانیم. در ضمن ما برای قدردانی از انجمن مسئولیت راهنمایی یک معتاد در عذاب دیگر را به عنوان يك نوع خدمت بر عهده می گیریم. ما پیام رسانی می کنیم چون زمانی که ما به کمک نیاز داشتیم در انجمن کسانی بودند كه به رايگان دست ما را گرفته و به ما كمك كردند. اکنون که ما راه حل مشكلمان را پيدا كرده ايم، می توانیم به رهجوی خود برای رهایی از رنج بيماری اعتياد امیدواری دهیم. رهجویان به راهنمایانی علاقمند هستند که انگیزه آنها با اصول انجمن هماهنگ باشد ؛در این حالت است که امکان کارکرد 12 قدم و بهبودی موثر آنها بیشتر می شود. رهجو با دانستن صداقت راهنما و اینکه هیچ انگیزه و هدف ديگری جز كمك به يك معتاد ديگر ندارد علاقه بیشتری برای شناخت برنامه 12 قدم و روند زندگی که این برنامه ارائه می دهد نشان خواهد داد.

 

۴- تجربه اعتیاد

بعد از شناخت این موضوع که ما به عنوان معتاد در حال بهبودی در موقعیتی استثنائی برای کمک به معتادان دیگر قرار داریم و با دانستن انگیزه خود از این کار می بايست خود نیز اطلاعاتی در مورد نوع بیماری که از آن رنج می بریم داشته باشیم و در ضمن بهبودی از طریق دوازده قدم را در زندگیمان تجربه کرده باشیم. بايد بدانيم كه تنها از طريق كاركرد قدم ها و تكيه به یک نيروی برتر است كه ما اكنون توانسته ایم از دام اعتیاد رها شویم. بايد هميشه اين نكته را به ياد داشته باشيم كه همه تلاش های ما پيش از پيوستن به انجمن برای پاك باقی ماندن با شكست روبرو شدند و اينكه پيش از يافتن راه حل برای خلاص شدن از بيماری اعتياد و پيدا كردن راه بهبودی چه رنجها و مشكلاتی را متحمل شديم. تنها از طريق مشاركت تجربه يعنی همان قدم اول است كه رهجو به ما اعتماد و علاقه پيدا می كند و متوجه می شود كه او نيز از بيماری در عذاب است كه در برابر آن كاملاً ناتوان و عاجز است. تنها از طريق چنين اقراری است كه رهجويان می توانند درك بهتری از برنامه دوازده قدم به دست آورند و ما نيز اين امكان را خواهيم يافت تا آنها را در كاركرد قدم ها به سوی بهبودی حمايت نماييم.

در ضمن اگر پیام بهبودی را به کسانی که از همان نوع اعتيادی که خود ما دچار آن هستیم منتقل كنيم، پيام بهتر و موثرتری خواهد بود. برای مثال کسی که به مواد مخدر معتاد بوده بهتر است راهنمای معتادين به مواد مخدر باشد نه اینکه راهنمای کسی شود که از اعتیاد به سکس یا اعتیاد به پرخوری در عذاب است. با آنکه راه حل مشكل بيماری اعتياد و تمام جنبه های آن در 12 قدم قرار دارد، برای درك و شناسایی بهتر برنامه بهتر است كه رهجو، راهنمایی داشته باشد كه به همان نوع اعتياد مبتلا باشد. برخی از ما معتادان درحال بهبودی پس از آشنايی با 12 قدم و تجربه کردن معجزات آن می خواهيم پیام بهبودی را بدون توجه به نوع اعتیاد ديگران، به همه بيماران درعذاب منتقل کنیم. گرچه در این مورد نیت ما خیر است و ماهیت ایثارگرانه دارد؛ اما براساس اصول 12 قدم و برعهده گرفتن مسئولیت راهنمایی دیگران، بهتر است خدمت خود را به راهنمایی کسانی محدود کنیم که از بیماری مشابهی همچون ما در عذاب هستند. هر برنامه 12 قدم برای خود تعریف و تفسیر جداگانه ای در باره چگونگی کاركرد قدم ها برای حل مشكل خاص خود دارد و بهتر است پیش از انتقال پیام بهبودی به دیگران اطلاعات و تجربيات لازم از برنامه مربوط به بیماری مشخص خود را کسب کرده باشیم.    

 

۵- زندگی در بهبودی

به عنوان یک راهنما زمانی می توانیم بیشترین تاثیر ممکن را بر رهجوی خود بگذاریم که خودمان معجزاتی که بر اثر کارکرد قدم ها رخ می دهند را در زندگیمان تجربه کرده باشیم. باید دانش و اطلاعات مناسبی درباره کارکردن 12 قدم داشته و همچنین تاثیر کاربرد این برنامه بر بهبودی خود را تجربه کرده باشیم و بعد این تجربیات خود را با دیگران درميان گذاشته و دانسته های خود را به آنها تعلیم دهیم. همان گونه که در جلسات انجمن های گمنام گفته می شود ما ” نباید فقط حرف بهبودی را بزنیم بلکه باید به ابزارهای بهبودی عمل کنیم “. زمانی که رهجوی ما ببیند که ما راه حل بهبودی را پيدا كرده ايم و در آزادی به دست آمده از کارکرد 12 قدم زندگی می کنیم او نیز به کارکردن قدم ها تشویق خواهد شد.

در ضمن ما باید آنقدر شهامت داشته باشیم که اجازه دهیم رهجویمان از شکست ها و ناکامی هایی که ما در کارکرد 12 قدم داشته ایم مطلع شود و تصویری دقیق و صادقانه از زندگیدر حال بهبودی ما به دست آورد. به آنها این امکان را بدهیم تا بدانند ما انسان های کامل و بی عیب و نقصی نیستیم و ما نیز همانند آنها برنامه 12 قدم را به بهترین شکلی که از دستمان بر می آید، به طور روزانه کار می کنیم. به آنها می گوییم که زندگی در بهبودی پستی و بلندی های خاص خود را دارد، اما قدم های 12 گانه ابزارهای لازم برای برخورد با هر گونه مشکلی را در اختیار ما قرار می دهند. زمانی که رهجوی ما بداند که 12 قدم برنامه ای برای بهبودی افرادی است که مشکلی چون ما دارند، تمایل بیشتری به کارکرد قدم ها نشان خواهد داد. دانستن این نکته به آنها کمک خواهد کرد تا ترس از کار کردن یک برنامه کامل را کنار بگذارند.

اگر نتوانیم رهجوی خود را همان گونه که انجمن به ما توصیه کرده است بر اساس 12 قدم راهنمائی کنیم، در واقع به رهجوی خود ظلم کرده ایم. برای مثال ما نباید در قدم ها را دستکاری کرده و آنها را تغییر دهیم تا انجام آن  برای رهجوی ما آسان شود. کار ما این است که به رهجوی خود کمک کنیم تا 12 قدم را به ترتيب کار کند تا بتواند راه حل مشکل را پیدا كرده و معجزه های برنامه را تجربه کند. پس باید قدم ها را همانگونه که در کتاب ها و نوشته های مورد تائید انجمن های گمنام پيشنهاد شده اند شده اند کار کنیم. ما به پيشنهادات و رهنمودهای انجمنمان وفادار می مانیم و تلاش می کنیم پیام بهبودی انجمن را به دیگران منتقل کنیم؛ نه پیامی را که خودمان آنرا ساخته يا دستكاری نموده ايم. در واقع اصول “پیام بهبودی” یا “همان راه حل ” شامل اقرار و پذیرفتن ناتوانی كامل در مقابل مشكلمان است و برای حل اين مشكل می بايست به نیروئی برتر از خودمان تكيه كنيم و با عمل كردن به قدمهای 12 گانه ابزارهايی برای بهبودی به طور روزانه در اختيارمان قرار خواهد گرفت.    

بخشی از موثر بودن ما به عنوان راهنما اين است كه رهجويان را با تمام اصول برنامه آشنا كنيم تا آنها بتوانند از تمام ابزارها و حمايت های انجمن های گمنام و برنامه 12 قدم استفاده كنند. به اين شكل آنها برای راهنمائی فقط به ما تكيه نخواهند كرد. برای آشنان شدن آنها با اين اصول می توانيم رهجويمان را به جلسات انجمن ببريم تا در باره آنها اطلاعات تازه ای به دست آورند و با سایر اعضا نیزآشنا شوند. با اين کار رهجوی ما با کتاب و نوشته هاییی که درباره فعاليت انجمن ها وجود دارد آشنا و به خواندن آنها ترغيب خواهد شد و تشويق می شود تا در كارهای خدماتی گروهها شرکت کند. با آشنا کردن رهجويمان با انجمن ها وی متوجه خواهد شد که ما تنها منبع الهام بخش و حمايت کننده وی نيستيم و انجمن ها می تواند کمک های بيشتری را به آنها ارائه دهند.

 

۶- معیارهای اثربخشی

موثرترين روشی كه می تواند به ما به عنوان يك راهنما برای وفادار ماندن به هدف اصلی خودمان كمك كند؛ خودداری از انجام كارهای زير است:

 

  • دنبال کردن منافع مالی

از رابطه راهنما و رهجو برای به دست آوردن منافع مالی خوددرای می کنيم.

 

  • موعظه درباره خدايا دين

برنامه 12 قدم يک برنامه روحانی است كه درهای آن به روی هر کس که تمايل داشته باشد، اعتيادش را ترک كند باز است. رهجوی ما بايد آزاد باشد و خدایی را که خود به آن باور دارد برای خود انتخاب کند. حتی اگر خدایی که رهجو به آن باور دارد با خدایی که ما به آن اعتقاد داريم فرق داشته باشد.

 

  • ریاست کردن بر رهجو

تحميل افكار و انديشه های خود به رهجويمان باعث سرخوردگی و ناامیدی او خواهد شد. نکته ديگر اينکه ما بايد همواره به ياد داشته باشيم که خود ما نیز انسان های کاملی نیستیم و معتادانی هستیم که کاستی ها و معایبی داريم. در ضمن بايد بدانيم كه تنها به دلیل این که می خواهیم بهبودی خود را حفظ کنیم به ديگران کمک می کنیم.

 

  • داشتن احساس برتری و خودبزرگ بینی

اگر قصد ما برای راهنمایی کردن رهجویانمان داشتن احساس برتری و کسب موقعيتی بالاتر نسبت به سایرین و رهجوهايمان باشد، در آن صورت به دام هوای نفس خود گرفتار شده و بايد بدانيم كه هم به بهبودی خودمان و هم به بهبودی رهجو لطمه خواهيم زد.

 

  • نقش نيروی برتر را بازی كردن

این بدان معنی نیست که رهجو نباید به ما به عنوان يک شخصيت محترم نگاه کرده و یا از ما راهنمایی بخواهد؛ بلکه به این معنی است که نبايد اجازه دهيم که رابطه ما و رهجو از مسيراصلی آن خارج شود. بايد با صراحت و قاطعيت به رهجو بگویيم که ما نيروی برتر برای آنها نيستيم. هر گونه سوء تفاهمی در اين زمنيه باعث خواهد شد که ما احساس خود بزرگ بینی کرده و موجبات سرخوردگی و خشم و نفرت رهجو را فراهم آوریم و آنها را از هدف اصلی كاركرد اين برنامه منحرف کنیم.

 

  • قضاوت كردن درباره رهجو

به عنوان یک راهنما بهتر است از هرگونه قضاوت و گرفتن ترازنامه رهجويمان خودداری کنيم. بخشی از فرآيند زندگی ما در بهبودی، تبديل شدن به انسانی کامل است و برای این منظور باید  صبر و محبت را تمرين كنيم. بهتر است پيش از پذيرفتن مسئوليت کمک به ديگران نواقص اخلاقی خودمان را ارزيابی کنيم. اگر بی وقفه به عيب جوییی و نشان دادن نقاظ ضعف رهجوی خود بپردازيم يا او را سرنش کرده و از خود برانيم هيچ کمکی به رهجويمان نخواهيم کرد، بلکه ناگزير رابطه ما با رهجو قطع شده و مانع بهبودی وی خواهیم شد.

 

  • تکليف تعيين كردن برای زندگی رهجو

وقتی شخص ديگری را راهنمایی می کنيم معمولا مطالبی درباره اصول تسليم شدن و تحمل ديگران ياد می گيريم. بايد به خاطرداشته باشيم که ما فقط تجربه ، نيرو و اميد خود را با ديگران سهيم می شويم و نبايد به آنها امر و نهی کنيم و یا برايشان تکليف تعيين کنيم. ما به آنها اجازه می دهيم تا آن گونه که می خواهند به زندگی خود ادامه دهند و اشتباهات خود را تجربه کنند. با آنکه تلاش می کنيم تا آنها را از تکرار اشتباهاتی که خودمان مرتکب شده ايم بر حذر داريم اما به خود يادآور می شويم که تجربيات، دانش و آگاهی ما محدود است و در مواقعی نمی دانيم که چه چيزی برای رهجوی ما بهتراست. در اين گونه مواقع است که با رها کردن خود و سپردن کارها به خداوند به رهجويمان این اجازه را می دهیم تا خود مسائل را تجربه کند و از اشتباهات خود درس بگيرد. آنها مسئول بهبودی خود هستند و ما مسئوليتی در اين باره نداريم.

 

  • اعتراف به نداستن همه جواب ها و راه حل ها

ما در زمينه بهبودی نه مشاور روحانی هستيم و نه متخصص. ما با اقرار کردن به اينکه در بعضی از مواقع قادر نيستيم برای مسائل و مشکلات او راه حلی پيشنهاد کنيم، در واقع به رهجوی خود اين فرصت را می دهيم که مسئوليت بهبودی خود را بر عهده گرفته و برای يافتن پاسخ و راه حل مشکل خود به تلاش و جستجو بپردازد. با اين کار به رهجوی خود نشان می دهيم که ما با آنها برابر هستیم و همانند آنها برای بهبودی خود 12 قدم را کار می کنيم؛ در حقیقت  نه بهتر از آنها هستيم و نه بدتر ازآنها. با اين کار رهجويمان احساس خواهد کرد که شخص عاقل و بالغی است که مسئوليت زندگی و بهبودی خود را شخصا بر عهده دارد .

 

۷- محدویت نقش ما

ما به عنوان راهنما بايد به رهجويمان بگوئيم که هدف از رابطه موجود بين راهنما و رهجو چيست و ما چه کمک هائی را می توانيم در اختيار وی قرار دهيم. برای اينکه رابطه راهنما و رهجو مفيد و موثر باشد بهتر است که رهجو با محدويت ها و مسئوليت هائی که ما بر عهده داريم آشنا شود. برای مثال:

 

  • مواقعی وجود دارد که ما بايد نه بگوئيم

در انجمن های گمنام اصطلاحی رایج است که می گويد ” برای بهبودی باید خودخواه باشيم” يعنی اينکه بهبودی خود را از هرکس و هر چيزی دیگری مهمتر بدانيم؛ چون در غير اين صورت بهبودی خود را از دست خواهيم داد و در چنین شرایطی به دیگران نیز نمی توانیم کمکی بکنیم. راهنمایی کردن ديگران به معنی راضی و خشنود کردن آنها نيست بلکه با هدف کمک کردن به آنها است. اگر ما نتوانيم مسئوليت بهبودی خودمان را برعهده بگيريم نخواهيم توانست مسئوليت بهبودی فرد ديگری را نیز بر عهده بگيريم. اگر کيفيت بهبودی ما مناسب نباشد، نمی توانيم الگو و نمونه ای برای بهبودی ديگران باشيم. گاهی لازم است كه ما به خاطر در اولويت قرار دادن بهبودی خودمان به ديگران جواب رد بدهيم. برای مثال اگر ما چندین رهجو داشته باشيم، ديگر نمی توانيم برای يک رهجوی جديد چندان مفيد باشيم. يا اگر متوجه شويم که ما اعتياد خود به مواد مخدر را با اعتياد ديگری جايگزين کرده ايم و بايد برای بهبودی از اين اعتياد جديد اقدام به کارکرد 12 قدم کنیم، در آن صورت بايد صداقت و شهامت لازم را داشته باشيم تا شرايطی که در آن قرار داريم را پذیرفته و به مراقبت از خود بپردازيم.

 

  • ما نمی توانیم به همه کمک کنیم

گاهی ممکن است برخی از افرادی که ما از قبل با آنها ارتباط داشته ایم، همچون بستگان و خویشاوندان، همکاران یا دوستانمان از ما بخواهند تا ما مسئولیت راهنمایی آنها را بر عهده بگیریم. در چنین مواقعی باید خوب فکر کنیم و ببینیم که آیا می توانیم به گونه ای موثر آنها را راهنمائی کنیم یا خیر. ممکن است لازم باشد در این مورد با راهنمای خودمان مشورت کنیم و بدانیم که آیا پذیرفتن مسئولیت راهنمائی یک دوست نزديك یا شخصی از اعضا خانواده با نقشی که ما به عنوان راهنما بر عهده می گیریم تداخل پیدا نكرده و مشکلی به وجود نمی آورد. برای مثال، پذیرفتن رئیس خود یا بهترین دوستمان به عنوان رهجو ممکن است کار دشواری باشد. باید از خودمان بپرسیم که آیا اطلاعات و شناختی که ما از این آدم ها داریم باعث نمی شود تا راهنمایی ما به اندازه کافی موثر واقع نشود؟ یاآیا به علت ماهیت رابطه ای که با این افراد داریم، ممکن است به مسئولیت ما به عنوان یک راهنما آسیبی وارد شود؟

 

  • كمك ما بايد در قالب 12 قدم باشد

برنامه 12 قدم روشی برای بهبودی از بيماری اعتياد است و راه حلی درخصوص بهبودی از بيماری ها و مشکلات ديگر ارائه نمی دهد. با آنکه اصول موجود در برنامه های 12 قدمی می توانند به انسان ها در اداره بهتر و موثرتر امور زندگی خود کمک کنند؛ اما نمی توان از آنها برای درمان بيماری های ديگر مثل سرطان يا افسردگی استفاده نمود. ما بايد رهجويانمان را که از مشکلات و بيماری های ديگری غير از بيماری اعتياد رنج می برند برای درمان بيماری خود به مراجعه به پزشکان ومتخصصان تشويق کنيم. از سوی ديگر، کسانی که در حال بهبودی هستند و در عين حال به علت بيماری ديگری همچون افسردگی دارو مصرف می کنند را نبايد از خود دور کنيم يا رفتاری با آنها داشته باشيم که احساس خجالت و شرمندگی کنند. اين گونه برخورد با رهجويان باعث خواهد شد تا معتادان ديگری که در عذاب هستند از مراجعه به انجمن و شرکت درجلسات خودداری کنند.

 

  • آنها را از محدويت كمكمان آگاه كنيم

اگر خود ما همه 12 قدم را کار نکرده ايم بايد شهامت گفتن اين موضوع به رهجويمان را داشته باشيم. ما می توانيم به رهجوی خود بگوئيم که ما می توانيم آنها را تا مرحله خاصی ازقدم ها راهنمایی کنيم و از آن مرحله به بعد آنها بايد فرد ديگری را به عنوان راهنمای خود انتخاب کنند. صداقت ما در گفتن واقعيت ها در باره تجربه محدود ما در کارکرد قدم ها، باعث تشويق رهجو خواهد شد؛ چراکه رهجوی ما متوجه می شود که ما فرد کامل و بی عيب ونقصی نيستيم و  تا زمانی که از دستمان بر می آيد با تمام توان 12 قدم را کار می کنيم. آنها متوجه خواهند شد که اهميت برنامه 12 قدم به تکميل کردن قدم ها نيست، بلکه بايد ديد که از اين قدم ها چگونه به عنوان ابزاری برای زندگی در بهبودی بطور روزانه استفاده می شود. نکته مهم ديگر اينکه وقتی يک رهجو را تا ميانه راه کارکرد قدم های خود راهنمائی می کنيم اين کار در خود ما انگيزه ايجاد می کند تا ما هم باقی قدم ها را کار کنيم.

 

  • حقيقت بهبودی خود را برای ‌آنها بيان كنيم

اگر رهجوی ما از نوع ديگری از اعتياد در عذاب است که ما اطلاع و تجربه ای درباره آن نداريم؛ در آن صورت بايد رهجوی خود را به برنامه و انجمن ديگری معرفی کنيم که در زمينه مشکلات وی از اطلاعات و تجربه لازم برخوردار بوده و کمک های لازم را در اختيار او قرار دهند. اين اصول درباره همه مسائل نيست. برای مثال ما نمی توانيم در زمینه ای که تجربه و دانشی نداریم فرد ديگری را راهنمائی و کمک کنيم. مثلاً اگر رهجويمان در زمينه مسائل مالی، خانوادگی و شغلی از ما کمک بخواهد بايد به او بگوئيم که نه می توانيم تجربيات خود را در اين زمينه ها در اختيار وی قرار دهيم و نه توصيه ای به عمل آوريم. اگر رهجويمان برای دريافت کمک درباره مسائلی که خارج از چارچوب وظايف ما است – همچون راهنمایی در زمينه مسائل حقوقی يا پزشکی – به ما مراجعه کند، بايد با صداقت به وی یادآوری کنیم که در اين زمينه ها نمی توانيم توصيه و پيشنهادی به وی ارائه دهيم. بايد بدانيم که ما نه پزشک هستيم و نه درمانگر و نه خدا و نه نيروی برتر. تنها چیزی که می توانيم به رهجوی خود تقديم کنيم، تجربياتمان درکارکرد 12 قدم و بازگو کردن کمک هائی است که انجمن برای بهبودی از بيماری اعتياد در اختيارمان قرار داده است.

 

۸- خصوصیات ایده ال

در اينجا فهرستی از مهمترين ويژگی هایی که يک راهنما بايد داشته باشد و در کتاب ها و مقالاتی که از سوی انجمن های مختلف در اين باره نوشته شده اند بر اين ويژگی ها تاکيد شده است، برای آگاهی شما درج گرديده اند.

 

من به عنوان يك راهنما:

۱) به شما کمک خواهم کرد که از نا امیدی و انزوا خارج شوید.

۲) به شما کمک خواهم کرد تا در زمينه روحانی رشد کرده و زندگی بهتری مطابق با خواسته های خودتان داشته باشید.

۳) به شما کمک خواهم کرد تا اعتماد به نفی و استقلال بيشتری به دست آوريد، خود را بيشتر دوست داشته باشيد، هيجان بيشتر و حساسيت کمتری داشته باشيد و از آزادی و ابتکار عمل بيشتری برای به دست گرفتن اداره امور زندگی خود برخوردار شويد.

۴) نمی توانم به رويا پردازی های شما کمک کنم يا يکباره همه مشکلات شما را حل کنم؛ چون اين کار از عهده و توان من خارج است.

۵) من نمی توانم باعث بهبودی شما شوم. خود شما بايد با پذيرفتن واقعيت هایی که در مواقعی ممکن است ترسناك هم باشند، می بایست به بهبودی خودتان کمک کنید.

۶) نمی توانم شما را از تنهایی و دردی که می کشيد، بيرون بیاورم.

۷) نمی توانم دنيا را از دريچه ديد شما ببينم و هدف ها و خواسته های شما را برايتان ارزيابی کنم و بگويم که برای دنيای شما چه چيزی خوب و چه چيزی بد است چون شما دنيای خاص خودتان را داريد و بايد در همان دنيا نيز زندگی کنيد.

۸) من نمی توانم شما را متقاعد كنم که به جای متوقف شدن در جای خود، تصمیم حیاتی و سرنوشت سازی برای رشد و پیشرفت خود اتخاذ کنید.

۹) من می خواهم با شما باشم و شما را به عنوان دوستی با شخصيت و در حال رشد ببينم اما وقتی شما تصميم گرفته ايد که رشد نکنيد، نمی توانم به شما نزديک شوم.

۱۰) اگر به خاطر دلسوزی و ترحم به شما کمک کنم يا ايمان را از شما دور كنم، علاوه بر خودم به شما هم آسيب وارد خواهد شد.

۱۱)  بايد بدانيد که کمک من به شما مشروط است؛ من زمانی با شما خواهم بود و در کنار شما می مانم که نشانه هايی هر چند کوچک از تلاش شما برای رشد کردن را به چشم خود ببينم.

۱۲) اگر شما اين نکات را بپذيريد، در آن صورت ممکن است بتوانيم به يکديگر کمک کنيم و به آنچه که خداوند برای ما مقدرکرده است دست پیدا کنیم؛ يعنی به افرادی عاقل و بالغ تبدیل شده و برای هميشه از کارهای کودکانه دست برداریم و این رفتارهای كودكانه را به کودکان جهان واگذار کنیم.

 

برای دريافت اطلاعات بيشتر درباره نکاتی که بايد با رهجوی خود در ميان بگذاريد تا درک بهتری از مسئوليت های متقابل خودتان به دست بیاورید، لطفا به قسمت رابطه راهنما و رهجو مراجعه کنيد.

سوالات و پیشنهادات

لطفا سوالات و یا نظرات خود در خصوص این مقاله را با ما در میان بگزارید. پاسخ شما به آدرس ایمیلی که وارد می کنید ارسال خواهد شد

آزمایش اعتیاد
آزمایش اعتیاد - تست اعتیاد - Addiction Test

آیا شما یک معتاد هستید؟

آزمایش خانواده معتادان
آزمایش اعضای خانواده معتادان - Addict's Family Test

آیا تحت تاثیر اعتیاد قرار گرفته اید؟

آزمایش حمایت ناسالم
آزمایش حمایت ناسالم - Enabler Test

آیا کمک شما به عزیز معتادتان درست است؟

آزمایش هم وابستگی
آزمایش هم وابستگی - Codependency test

آیا تحت تاثیر هم وابستگی قرار گرفته اید؟