جستجو

 

چگونه معتادان را باز داریم

کتاب خانواده معتادان

en


١٠- چگونه معتادان را باز داریم ؟

 

اعضای خانواده با مشاهده تباه شدن زندگی عزیزشان بر اثر اعتیاد، همه تلاش خود را به کار می گیرند تا او را از مصرف مواد مخدر منصرف کنند. اما سرانجام متوجه می شوند که تمام سعی و تلاششان بیهوده بوده است و علی رغم همه تلاش هایشان، فرد معتاد کماکان به مصرف مواد ادامه می دهد. واقعیت این است تا زمانی که فرد معتاد آمادگی و تمایل لازم برای ترک اعتیاد را نداشته باشد، هیچکس و هیچ چیز نمی تواند وی را از ادامه مصرف مواد باز دارد.

 

  • اولویت معتاد در زندگی
  • ناتوانی خانواده در برابر اعتیاد

 

اولویت معتاد در زندگی

  • یکی از اعضای خانواده شما معتاد است و شما را به مرز جنون کشانده است. این فرد از شما دزدی می کند، به شما دروغ می گوید، شما را فریب می دهد و به شما آزار می رساند و با این حال می گوید که شما را دوست دارد و قول می دهد که مصرف مواد را ترک کند. هر چند تجربه ثابت کرده است که در بیشتر اوقات قول و قرارهای فرد معتاد ارزش و اعتباری ندارد اما  شما به علت عشق و علاقه ای که به او دارید یا برای حفظ آبروی خانواده، همه تلاش خود را به کار می برید تا وی را از بلائی که به آن دچار شده است، نجات دهید. به او پول می دهید تا بدهی های خود را پس دهد یا برای آزادی او از زندان وثیقه می گذارید. شما او را غرق محبت خود می کنید تا اطمینان پیدا کند که شما دوستش دارید. با خواهش و التماس یا وعده دادن سعی در متقاعد کردن او برای کنار گذاشتن مصرف مواد می کنید؛ حتی مخارج ترک اعتیاد و سم زدائی او را نیز پرداخت می کنید، اما دیر یا زود وی دوباره مصرف مواد را از سر می گیرد. در این مرحله است که دست به تهدید زده و برای او خط و نشان می کشید، با او به جر و بحث و  مرافعه می پردازید و به او گوشزد می کنید که نه تنها زندگی خودش، بلکه زندگی همه اعضای خانواده را نیز به سمت نابودی می کشاند. بالاخره از دست او به ستوه آمده و او را از خانه بیرون می کنید اما بعد از چندی به علت دلواپسی و نگرانی و یا دلسوزی و ترحم، دوباره مراقبت از او را از سر می گیرید. سر انجام به این نتیجه می رسید در هر صورت، چه با او رفتاری آرام و دوستانه داشته باشید و چه رفتاری خشن، او به مصرف مواد ادامه می دهد. در این مرحله شما به ستوه آمده و احساس می کنید که هیچ کاری از دست شما بر نمی آید و با خود می گوئید چرا با این همه آسیبی که اعتیاد به خود او و خانواده وارد می کند دست از مصرف مواد مخدر بر نمی دارد.
  • واقعیت این است که عزیز شما از بیماری اعتیاد رنج می برد. این بیماری باعث می شود تا طرز فکر و  رفتار فرد معتاد تغییر کند. او به تدریج به علت آسیب های ناشی از بیماری اعتیاد عقل و منطق خود را از دست می دهد و هر بلائی هم که بر سر او بیاید، بازهم به اعتیاد خود ادامه می دهد. بیماری اعتیاد به شدت به ساختار مغز و سیستم عصبی فرد معتاد آسیب رسانده و کارکرد طبیعی آن را مختل می کند. فرد معتاد دچار پدیده ای به نام وسواس می شود که و با وجود همه آسیب های جسمی و  روانی که به وی می رسد، فقط به مصرف دوباره مواد و نشئه شدن فکر می کند. برای درك اين انحراف و وسواس فكری فرد معتاد، بايد ابتدا با عملكرد آن بیشتر آشنا شویم. بعد از پیشرفت و مزمن شدن بيماری اعتیاد، انحراف شديدی در طرز فکر معتاد بوجود می آيد. وی ديگر نمی توانند به چيزی جز مواد مخدر فكر كنند و زندگی کردن به صورت عادی را مستلزم مصرف مواد مخدر می بیند. او با آنكه از خطرات مصرف مواد آگاه است، اما توان تشخيص صحیح و غلط را از دست داده است. آنها حتی اگر با تمام وجود نیز بخواهند كه مصرف مواد را ترك نمايند، به دليل وجود همين وسواس فكری نمی توانند بر سر قول و قرارهای خود باقی بمانند و هميشه با شکست رو به رو می شوند. به عبارت ديگر در وجود فرد معتاد هميشه به موازات عقل و منطق، يك كج بينی و تفکر انحرافی نیز وجود دارد كه به او می گويد “اگر مصرف كنی هيچ اتفاقی برايت نمی افتد و خطری تو را تهديد نمی كند”. حقيقت اين است كه فرد معتاد با وجود چنين عيبی در سيستم فكری اش هرگز به تنهايی قادر نخواهد بود كه مصرف مواد را ترك نمايد و تصمیم یا اراده او نقش چندانی در اعمال و رفتار او ندارد.
  • بدن یک معتاد به علت استفاده زیاد از مواد مخدر برای کارکرد عادی خود نیز به وجود آن وابسته شده است. اگر فرد معتاد به يكباره و به طور ناگهانی مصرف مواد را قطع کند، بدنش از خود واکنش نشان داده و او دچار عوارض خماری خواهد شد. بدین ترتیب کم کردن و یا قطع کردن مصرف مواد كار آسانی نيست. به بیان دیگر، فرد معتاد  ديگر اختیاری از خود نداشته و اين مواد مخدر است كه در زندگی اش برای او تصميم می گيرد. فرد معتاد قدرت انتخاب را از دست می دهد و نمی تواند مصرف مواد را با نيروی اراده خود قطع و یا کنترل کند .برای يك معتاد استفاده از مواد مخدر يك امر حياتی است و بدون آن کارکرد طبیعی ذهن و جسم او دچار اختلال می شود.
  • وقتی بیماری اعتیاد بر کسی غلبه کند همه جنبه های زندگی او را تحت تاثیر قرار خواهد داد و کنترل زندگی از دستش خارج خواهد شد. تنها اولویت شخص معتاد پیدا کردن و مصرف مواد مخدر خواهد بود و هر کار دیگری به جز مصرف مواد مخدر برایشان بی اهمیت می شود. معتادان از هر عاملی که باعث شود با مشكل اعتیادشان روبرو شده و یا مجبور به قطع مصرف مواد شوند، از جمله رابطه با اعضای خانواده و يا دوستانشان  دوری می کنند. ممکن است پیش از اعتیاد آنها اشخاصی درستکار و مهربان بوده باشند ولی زمانی که به اعتیاد دچار شدند دیگر به فكر حفظ آبرو و مسائل اخلاقی نيستند، چراکه این گونه مسائل برایشان معنای چندانی ندارد. به دلیل اثرات شدید اين بيماری بر روح و روان شخص معتاد، او با رفتارهای ویرانگر خود ناخواسته به زندگی اعضای خانواده خود نیز آسیب می رساند، اما به راحتی می تواند رفتار های غیر عادی خود را توجیه كرده و يا روی آنها سرپوش بگذارد.
  • برای شخصی كه به بيماری اعتیاد دچارشده است اقرار كردن كار بسیار سختی است. يك معتاد به هر نحو ممكن تلاش می كند تا اعتیاد خود را پنهان كرده و از پذیرش و قبول این واقعیت امتناع کند. علاوه بر این، تاثیر مواد مخدر بر مغز شخص معتاد آن چنان زیاد و شدید است که وی وارد دنیای توهم و خيال می شود. از اين رو فرد معتاد به سختی می تواند بپذيرد كه بدبختی ها و مصيبت هايی كه گريبان وی و خانواده اش شده است، در اثر مصرف مواد مخدر و اعتیاداو است؛ بنابراين اعتياد خود را انكار می نمايد. بدبختی و مصیبت بیماری اعتیاد چنان است که با وجود همه آسیب ها و تباهی که به همراه دارد، شخص معتادی كه در دام اعتیاد گرفتار شده است، احساس امنیت و آرامش می کند. فرد معتادی که کاملاً ارتباط خود با واقعیات را از دست داده است، ممکن است کاری بکند که برای اطرافیانش قابل درک نباشد. او توان درك اين واقعيت را ندارد كه مصرف مواد مخدر نه تنها به خودش بلكه به اطرافيانش نيز صدمات فراوانی وارد می كند. به همين دليل او ممکن است از اعضای خانواده خود دزدی کرده و امنیت آنان را به خطر بیاندازد. او کاملاً خود محور و خودخواه شده و برای رسیدن به مقاصد خود همه را فریب داده و دروغ می گوید و از لحاظ روانی نیز به فردی بد اخلاق و پرخاشگر تبدیل می شود. اما بیماری اعتیادش او را قانع می کند که همه این رفتار ها کاملا طبیعی است و در واقع خود را نسبت به مصرف مواد حق به جانب دانسته و با رفتارهايش همچنان باعث آزار دیگران می شود. در واقع عامل اصلی که باعث رنج و عذاب معتاد و خانواده او می شود، دور بودن از واقعیت است.
  • بیمار اعتیاد چنان هیولای وحشتناکی است که وقتی کسی در دام آن گرفتار شود دیگر قادر نیست به داشته ها و توانایی های خود اتکا کند. بر اثر تاثیرات شدید و ویرانگر بیماری اعتیاد، فرد معتاد كنترل و اداره زندگی را از دست می دهد. او ديگر اختيار چندانی از خود نداشته و برده مواد می شود. این مواد مخدر است که برای او تصميم گيری كرده و به او می گويد كه چه كاری به صلاح او است. حقیقت این است که برای رهايی از اين بيماری شوم، فرد معتاد باید آن قدر سرش به سنگ بخورد و به آن درجه از ياس و درماندگی برسد تا برای ترک اعتیاد و رها شدن از این مصیبت ها کاملا آمادگی پیدا کند.  در اثر فشارها و عذاب های ناشی از بيماری اعتياد او به نقطه ای می رسد كه ديگر نمی تواند رنج اين بيماری را تحمل نمايد. از اين رو می پذيرد كه در برابر اعتياد به مواد مخدر ناتوان بوده و برای رهایی یافتن از این بیماری اقدام به درخواست کمک از یک نیروی برتر از خود می نماید.
  • برای کسب اطلاعات بیشتر درباره بیماری اعتیاد، لطفا به بخش بیماری اعتياد رجوع کنید.

 

ناتوانی خانواده در برابر اعتیاد

ناتوانی خانواده در برابر اعتیاد

 

١. ممانعت از رسیدن فرد معتاد به آخر خط

  • تجربه نشان داده که علی رغم همه تلاش های اعضا خانواده برای کمک به ترک اعتیاد عزیز معتادشان، در بيشتر مواقع این تلاش ها بی نتیجه است. فرد معتاد آن قدر به مصرف مواد مخدر ادامه می دهد تا به نقطه ای برسد که بداند دیگر بیش از آن تحمل رنج و عذاب اعتیاد را ندارد. در ادبيات انجمن های گمنام 12 قدمی از این نقطه به عنوان ” آخر خط ” یاد می شود. معتاد زمانی به آخر خط می رسد که عذاب ناشی از اعتیاد و پی آمدهای آن، دیوار نفوذ ناپذیر انکار و توهمی که وی در اطراف خود کشیده است را خراب کند. برای بسیاری از معتادان، این مرحله زمانی فرا می رسد که شرایط آنچنان غیر قابل تحمل باشد که دیگر نتوانند واقعیات آنچه که بر سرشان آمده است را انکار کنند. برخی دیگر نیز در مرحله ای هستند که با مرگ دست و پنجه نرم می کنند و يا احتمالاً دست به خود کشی زده و به آخر خط می رسند. عده ای نیز احتمالا زمانی که  از زندان، آسایشگاه روانی یا بیمارستان سر در آورده اند متوجه بلاهایی که اعتیاد بر سر آنها آورده است خواهند شد. البته اين يك قاعده كلی نيست و ممكن است فرد مبتلا به بيماری اعتياد از لحاظ  روحی و روانی چنان دچار عذاب بشود كه در همان مراحل اوليه اعتيادش به فكر چاره و دريافت كمك بیافتد. به عبارت ديگر ممكن است فرد معتاد قبل از اينكه با عواقب بسيار شديد اعتياد روبرو شود به اين نقطه برسد. معمولاً در چنین زمان حساس و سرنوشت سازی است که فرد معتاد متوجه می شود تلاش هایش برای رهائی از اعتياد بی نتیجه بوده است. در این مرحله فرد معتاد به این موضوع اقرار می کند که در برابر بیماری اش عاجز و ناتوان است و تصمیم می گیرد که از دیگران درخواست کمک نمايد.
  • باور این مسئله مشکل است که دخالت و كنترل اعضای خانواده معمولاً مهم ترین عاملی است که اجازه نمی دهد فرد معتاد به اين نقطه تاريك ولی سرنوشت ساز برسد. کسانی که با ماهیت بیماری اعتیاد آشنا هستند می دانند که در بيشتر اوقات يك فرد معتاد بايد اين تجربيات تلخ را تجربه کرده باشد تا به پاكی از مواد مخدر تمايل پيدا كند. اما اعضای خانواده به دلیل عدم آگاهی و نداشتن اطلاعات در خصوص عملكرد اين بيماری سعی در نجات دادن عزيزشان از طريق روش های بسيار نا كارآمد و در مواقعی خطرناك دارند. به عنوان مثال آنها برای اينكه فرد مبتلا به بيماری اعتياد آبروی خانوادگی آنها را به خطر نياندازد برای او مواد مخدر تهيه کرده و به او می گويند در خانه مصرف نمايد. در ادبيات انجمن های 12 قدمی، به این نوع رفتارهای اعضای خانواده ” حمايت ناسالم” گفته می شود. در واقع اين حمايت ناسالم اعضای خانواده معتاد است كه اجازه نمی دهد تا وی با عواقب و پی آمدهای عذاب آور اعتیادش روبرو شود. حقيقت اين است : فرد معتاد زمانی به فکر پاك شدن و ترک اعتیاد می افتد که بداند و قانع شود كه به یک بيماری مبتلا شده است. در بيشتر موارد اين آگاهی زمانی اتفاق می افتد كه او بر اثر ادامه مصرف مواد با خطرات و عذاب های ناشی از بيماری اعتياد روبرو شود. علاوه بر اين او بايد بپذيرد که همه تلاش هايش برای كنترل ميزان مصرف و يا ترك اعتیاد بی نتيجه بوده و نتوانسته است به كمك عزم و اراده خود از اين بيماری خلاصی پيدا کند. او بايد به اين نتيجه برسد كه از يك بيماری مزمن رنج می برد و برای بهبودی از این بیماری لازم است که از خود تمايل نشان دهد. با آنكه اين واقعیتی تلخ  و غم انگیز است، و اعضای خانواده به سختی می توانند آن را درك كرده و بپذيرند، اما برای اين كه در فرد معتاد تمايلی برای ترك كردن بوجود بيايد، او بايستی با اين تجربه های تلخ روبرو شود. برای مثال يك نمونه از حمايت ناسالم فرد معتاد توسط اعضای خانواده حمايت مادر از فرزند معتادش می باشد. تقریباً غیر ممکن است که مادری بپذیرد بهترین کاری که می تواند برای پسر یا دختر معتادش که برای خريد مواد مخدر دست به دزدی زده و دستگیر شده است، این است که هیچ اقدامی انجام نداده و بگذارد کهاو روانه زندان شود. اين مادر به علت ناآگاهی از طبيعت بيماری اعتياد و فرایند بهبودی فرزندش، احتمالا به محض با خبر شدن از دستگيری او به دادگاه مراجعه کرده و با سپردن وثقیه، وی را از زندان آزاد کند. اگرچه این کمک ها با نيت مثبت و برای تشويق معتاد و نجات دادن وی از اعتياد صورت می گیرند، اما يك نوع حمايت ناسالم به حساب می آيند چون نتيجه اين كارها چيزی جز هموار كردن مسير سخت اعتياد و مصرف آسان تر برای فرد معتاد نخواهد بود. اين نوع حمايت های ناسالم باعث می شوند كه فرد معتاد به مصرف خود ادامه دهد، زيرا هميشه احساس می کند كه يك يا چند نفر به حمايت از او می پردازند و او را از مشکلاتی که برای خود بوجود می آورد خلاص می کنند. در نتيجه تمايلی برای تغيير شرايط در فرد معتاد بوجود نیامده و او با ادامه دادن به اعتیادش باعث بروز رنج وعذاب بيشتری در خانوده اش می شود. در چنين شرايطی خانواده دچار سردرگمی و عذاب می شود و از فرط استيصال ديگر نمی دانند که چه باید بکنند. آنها ریشه مشكل را در رفتارهای فرد معتاد جستجو می كنند؛ در صورتی كه اگر خودشان دست از حمايت های ناسالم از عضو معتاد بردارند و بگذارند كه آنها خود رنج و عذاب اعتيادشان را تجربه كنند زودتر می توانند شاهد پاكی و بهبودی عزيز معتادشان باشند. اساس این گونه کمک ها و حمایت های ناسالم را این باور غلط تشکیل می دهد که اعتیاد یک مساله اخلاقی و یک ناهنجاری رفتاری است و اگر فرد معتاد به اندازه کافی تلاش کند، خودش توانائی آن را دارد که مصرف مواد را کنار بگذارد. اعضای خانواده نمی دانند که فرد معتاد از یک بیماری مزمن در عذاب است و اعتیاد او ربطی به خوب یا بد بودن و یا ضعف شخصیت و اراده او ندارد.

 

٢. انکار خانواده از پذیرش بیماری اعتیاد

  • اعضای خانواده بايد بدانند که فداكاری ها و حمايت های آنها از عضو معتاد خانواده، هيچ تاثيری در بهبودی وی ندارد. به عبارت ديگر بيماری اعتياد به هيچ عنوان تحت تاثير رفتارهای خانواده چه خوب و چه بد قرار نمی گيرد. شايد اين تفكر نادرست در بسياری از خانواده ها شايع باشد كه اگر اجازه ندهیم که فرد معتاد با افراد ناباب معاشرت كند ديگر به فكر مصرف مواد مخدر نمی افتند و يا اگر آنها را وادار به ترك محرمات و ادای فرايض دينی نماييم آنها گرايشی به سمت مواد مخدر پيدا نمی كنند. گرچه همه اين ايده ها بسيار خوب و پسنديده به نظر می رسند، ولی واقعيت اين است كه اين روشها هيچ تاثيری در بهبودی وضعيت فرد معتاد ندارند، زيرا بيماری اعتياد يك ضعف اخلاقی نيست كه بتوان با دنبال كردن مسائل اخلاقی و دينی از آن رهايی پيدا كرد. بيماری اعتياد عارضه ای است كه جسم، روح و روان فرد مبتلا را بطور همزمان تحت تاثير قرار می دهد. اعضای خانواده معتادان بايد بپذيرند كه در برابر بيماری اعتياد عزيز معتادشان، هيچ قدرتی ندارند. واقعیت این است که تا زمانی که فرد معتاد به شرایط و وضعیت خود پی نبرد و تصمیم به ترک اعتیاد و قطع مصرف مواد مخدر نگیرد، تلاش های اعضای خانواده نه تنها كمكی به بهبودی او نمی کند،  بلكه بيهوده بوده و باعث ادامه مصرف مواد او می شود. حمايت های ناسالم اعضای خانوده از جمله: دادن رشوه، تهديد، تنبيه و مجازات، نصيحت و موعظه کردن يا نشان دادن عشق و محبت، همگی ناشی از اين باور اشتباه است كه آنها تصور می كنند می توانند فرد معتاد را برای ترك اعتياد متقاعد و یا مجبور کنند. خانواده های معتادان چنين تصور می کنند كه اعتياد مساله ای ساده و نوعی ناهنجاری رفتاری است و آنها می توانند برای تغيير رفتار به فرد معتاد كمك كنند. اما كاملاً مشخص است كه اعتياد يك مساله اخلاقی و یا ناهنجاری رفتاری ناشی از ضعف اراده نيست، بلكه يك بيماری است و مثل هر بيماری مزمن ديگری راه و روش درمانی مخصوص به خود را دارد. وقتی اعضای خانواده برای رهائی از عواقب ناگوار اعتیاد به عزيزشان کمک می کنند؛ حمایت های ناسالم آنها باعث می شود تا وی واقعيت شرايطی كه در آن قرار دارد را فراموش کرده و به مصرف خود ادامه دهد. بدین ترتیب خانواده با كمك و محبت های بی مورد خود، باعث  می شود تا عذابی كه فرد معتاد و اطرافيانش می كشند، ادامه پيدا كند. اعتقاد غلط به اين موضوع كه خانواده توانایی وادار ساختن یا تشویق کردن عزیزشان به ترک مصرف مواد را دارد، باعث می شود تا او رفتاری در پيش بگيرد كه نه تنها برای ترک اعتیاد به فرد معتاد کمکی نمی کند، بلكه عذاب و بدبختی های او و اطرافيانش را تشديد و طولانی تر می كند.

 

٣. نجات فرد معتاد از پیامدهای اعتیاد

  • اعضای خانواده با تلاش برای نجات فرد معتاد در واقع خودشان را هم تحت تاثیر عوارض جنون آميز بیماری اعتياد قرار می دهند. نتيجه اين گونه اقدامات چيزی جز سرخوردگی و شکست نبوده و تنها باعث ادامه دار شدن مصائب و مشکلات آنها می شود. امروزه تحقيقات و شواهد تجربی نشان داده اند كه اعتياد بيماریی است كه بر همه اعضای خانواده اثر می گذارد و از اين رو در محافل علمی از آن به عنوان بيماری خانوادگی ياد می شود. اعتیاد یک بیماری خانوادگی به حساب می آید چون اعضای خانواده اغلب در دام تلاش برای نجات فرد معتاد گرفتار شده و زندگی خودشان را نیز به تباهی می کشانند. میزان خسارت ها و آسیب هایی که اين بيماری ایجاد می کند چنان زیاد است كه در بيشتر موارد همه اعضای خانواده فرد معتاد را نیز تحت تاثیر قرار داده و باعث رنجش آنها می شود.  وقتی اعضای خانواده متوجه می شوند که عزيزشان از يك بيماری مزمن به نام اعتياد رنج می برد همزمان خودشان نیز خواهند پذیرفت که  زندگیشان تحت تاثیر این بیماری قرار گرفته است. آنها سرانجام به این واقعیت پی می برند كه رفتارهای نامعقول و حمایت های ناسالم آنها از عزیز معتادشان بوده است که باعث سلب آرامش از آنها و تباه شدن زندگیشان شده است.
  • اعضای خانواده با اقرار به عاجز بودن در برابر  بیماری اعتیاد که قدم اول برنامه های 12 قدمی حمايت ازخانواده است؛ در واقع نه تنها زمينه بهبودی فرد معتاد را فراهم کرده و باعث مسئولیت پذیری او می شوند، بلكه خودشان نيز با تمركز بيشتر بر روی بهبودی از تاثيرات مخرب بيماری اعتياد، سعی در بالا بردن كيفيت زندگی خود می کنند – خواه فرد معتاد تصمیم به پاک شدن از اعتیاد گرفته باشد یا قصد ادامه دادن اعتیاد خود را داشته باشد. در واقع خانواده نباید بهبودی خود را منوط و مشروط بر بهبودی فرد معتاد بداند. همانطور كه فرد معتاد ابزارهای لازم برای رهایی از چنگ بیماری اعتياد را در برنامه های 12 قدمی پيدا می كند، اعضای خانواده نيز می توانند با كاركرد 12 قدم و شركت در انجمن های ويژه حمایت از خانواده های معتادان، از شرايط جنون آميز زندگی در كنار فرد معتاد بهبودی یابند. اعضای خانواده فرد معتاد، با استفاده از برنامه های 12 قدمی  و حمایت انجمن های گمنام، یاد می گیرند که از میزان تاثیرات بیماری اعتیاد بر زندگی خودشان کاسته، و کیفیت زندگی خود را افزایش دهند. بعلاوه، با این کار عضو معتاد خانواده را نیز به طور موثری و صحیحی در مسیر بهبود یافتن از بیماری اعتیاد هدایت کرده و موجبات بهبودی سریعتر او را فراهم می آورند.

سوالات و پیشنهادات

لطفا سوالات و یا نظرات خود در خصوص این مقاله را با ما در میان بگزارید. پاسخ شما به آدرس ایمیلی که وارد می کنید ارسال خواهد شد

آزمایش اعتیاد
آزمایش اعتیاد - تست اعتیاد - Addiction Test

آیا شما یک معتاد هستید؟

آزمایش خانواده معتادان
آزمایش اعضای خانواده معتادان - Addict's Family Test

آیا تحت تاثیر اعتیاد قرار گرفته اید؟

آزمایش حمایت ناسالم
آزمایش حمایت ناسالم - Enabler Test

آیا کمک شما به عزیز معتادتان درست است؟

آزمایش هم وابستگی
آزمایش هم وابستگی - Codependency test

آیا تحت تاثیر هم وابستگی قرار گرفته اید؟