جستجو

 

12 قدم اعتیادهای رفتاری

en


۶- ۱۲ قدم اعتيادهای رفتاری

 

اين قسمت به ارائه اطلاعات كلی درباره برنامه های ۱۲ قدمی اختصاص دارد و توضيح مي دهد كه اين برنامه ها چگونه به معتادان رفتاری كه از انواع رفتارهای اجباری رنج مي برند كمك مي كند تا از عذابي كه مي كشند رها شوند و بهبودي پيدا كنند.  در اين قسمت، هر يك از قدم ها به طور جداگانه توضيح داده شده و اصول و اهداف و ابزارها و راهكارهايي كه هر قدم در اختيار فرد معتاد قرار مي دهد تا بتواند به صورت روزمره از چنگ اعتياد رها شود و با بهبودي از اين بيماري به زندگي عاری از اعتياد باز گردد، تشريح شده است.

 

  • رويكرد برنامه های ۱۲ قدمی به بهبودی
  • نگاه كلي و اجمالي به قدم های ۱۲ گانه

 

 

رويكرد برنامه های ۱۲ قدمی به بهبودي

  • برنامه های ۱۲ قدمی همه جنبه هاي بيماري بسيار پيچيده اعتياد ، چه اعتياد مصرفي و چه اعتياد رفتاي را براي فراهم آوردن بهبودي معتادان از اين بيماري، مورد توجه قرار مي دهند. برنامه ۱۲ قدمي، اساس و شالوده معنوي دارد و اصول اين برنامه را مي توان براي بهبودي از هر نوع اعتياد به كار گرفت. فقط  قدم اول در برنامه هاي ۱۲ قدم  با يكديگر تفاوت دارند چون در قدم اول نوع اعتياد مورد بررسي قرار مي گيرد و ۱۱ قدم بعدي در مورد انواع اعتياد هاي چه مصرفي و چه رفتاري درست شبيه هم مي باشد. علت اصلي شبيه بودن ۱۱ قدم از مجموع  ۱۲ قدم  در انواع اعتيادها به يكديگر، اين است كه بهبودي، بدون توجه به نوع اعتياد، در پيش گرفتن ديدگاه و نگرش تازه به زندگي و متعهد شدن به انجام كارهايي است كه به فرد معتاد كمك مي كنند تا از شر اعتياد رها شود. براي مثال، در قدم اول، فرد الكلي به اين موضوع اعتراف مي كند كه در برابر الكل هيچ اراده و اختياري ندارد و نمي تواند از خود مقاومت نشان دهد، كسي كه به قمار اعتياد دارد نيز به همين ترتيب و فردي كه از اعتياد جنسي رنج مي برد نيز بايد اعتراف كند كه نمي تواند در برابر رابطه جنسي از خود مقاومت نشان دارد و اسير دست اين نوع از اعتياد است. بعد از اينكه در قدم اول فرد معتاد به نوع اعتياد خود اعتراف كرد و كاملا قبول كرد كه هيچ نوع اراده و اختياري كه بتواند اعتياد خود را كنترل كند ندارد، نوبت به قدم هاي بعدي مي رسد كه چگونگي بهبودي از بيماري اعتياد را به فرد معتاد پیشنهاد مي دهد و به او كمك مي كند كه زندگي معنوي تازه اي را به دور از هر گونه اعتياد چه اعتياد مصرفي و چه اعتياد رفتاري شروع كند. با اينكه در برنامه هاي ۱۲ قدمی به خداوند يا يك نيروي برتر اشاره مي شود اما نكته مهمي كه بايد به آن توجه داشت اين است كه برنامه ۱۲ قدم فقط براي بهبودي از اعتياد ايجاد شده است و هيچ ارتباطي به هيچ نوع مذهب يا فرقه يا باور خاصي ندارد. درهاي انجمن هاي معتادان گمنام كه بخشي از برنامه ۱۲ قدمي را تشكيل مي دهند به روي همگان بدون توجه به مذهب و عقيده اي كه افراد دارند، باز است و پيروي از يك مذهب خاص يا مذهبي بودن هيچ نقشي براي کارکرد قدم ها ندارد. البته بسياري از معتادن در حال بهبودي به اين نتيجه رسيده اند كه ايمان داشتن به خداوندي كه خودشان در ذهن دارند و توكل كردن به نيرويي برتر از نيروي خودشان، به آن ها در رهايي از اعتياد و بهبودي از اين بيماري كمك كرده است اما كساني كه هيچ گونه باور مذهبي ندارد و به وجود خداوند نيز اعتقادي ندارد نيز، توانسته اند با كار كردن قدم ها و شركت در جلسات انجمن هاي گمنام از بيماري اعتياد بهبودي پيدا كنند.  
  • برنامه ۱۲ قدم يك روند و جريان است و حالت پله به پله ندارد كه فرد معتاد از آن بالا برود و وقتي به پله آخر رسيد  احساس كند كه كار تمام شده است و ديگر نيازي به كار كردن قدم ها ندارددارد. برنامه هاي ۱۲ قدمي بيشتر به يك رودخانه شباه دارند كه هميشه جاري است و از حركت بازنمي ماند. كاركردن قدم ها يعني داشتن نگاه تازه به زندگي و كنار گذاشتن نگاهي كه در دوران بيماري به زندگي داشته ايد. ۱۲ قدم، راه و روشي است كه شما را در طول زندگي همراهي مي كند و هرگز نبايد در سراسر عمر خود آن را کنار بگذارید چون بهبودی از بیماری اعتیاد حالت روز به روز دارد و قدم ها را باید هر روز کار کرد. بعضی از روزها فرد معتاد در حال بهبودی بايد قدم خاصي را كار كند تا بتواند براي مشكل خاصي كه دارد راه حل پيدا كند چون هر يك از قدم ها براي هدف خاص و برطرف كردن مشكل خاصي طراحي شده اند. براي مثال اگر معتاد در حال بهبودي به ديگران آسيب رسانده است بايد براي جبران بدي هايي كه به ديگران كرده و آسيب هايي كه به آن ها رسانده است قدم هاي ۸ و ۹ را كار كند. معتادی که در حال بهبودی است و خود را در آستانه لغزش می بیند ممکن است برای فرار از چنین حالتی احتیاج داشته باشد که قدم ۱۰ را کار کند یا از دیگر ابزار و حمايت هايي که انجمن برای او فراهم می آورد، کمک بگیرد. بعضی وقت ها ممکن است یک فرد معتاد بخواهد ابعاد معنوی زندگی خود را گسترش دهد و در نتیجه تصمیم بگیرد که برنامه ۱۲ قدمي را كه پيش از آن زمان کار کرده است دوباره با یک دیده و نگرش تازه، از اول کار کند. برای مثال، معتادی که به این نتیجه رسیده است که افکارش مغشوش و آشفته شده و نمی تواند حواس خود را جمع کند و درک واقعی از زندگی داشته باشد، ممکن است بخواهد قدم های ۲ و ۳ را کار کند تا بتواند افکار و نگرش جنون آمیز خود را کنار بگذارد و با نگاهی که نشانه سلامت عقل است به دنیا و مسایل و مشکلات زندگی نگاه کند. یا ممکن است که فرد معتاد در حال بهبودی وسوسه شود که راه و روش قدیمی، یعنی اعتیاد رفتاری بیمار گونه خود را از سربگیرد. در این حالت احساس مي کند که بهتر است قدم اول را دوباره کار کند و اعتراف کند که در برابر اعتیاد خود عاجز است و هیچ اراده و قدرتی برای کنترل کردن رفتار اعتیادی خود ندارد.
  • برای رها شدن از شر اعتیاد و بهبودی از این بیماری، راه ها و شیوه های مختلفی وجود دارد. هر یک از روش ها نیز با ديگري تفاوت دارند و هر یک از معتادان با توجه به توان و اراده خود و نیاز ها و اهدافشان، بهبودی از اعتیاد را به طور روز به روز تجربه می کنند. برای کارکردن قدم ها هیچ قاعده و قانون خاصی که دقیقاً بر اساس آن باید این قدم های اجرا شوند، وجود ندارد. در واقع اصول و نکاتی که در هر یک از قدم ها وجود دارد نوعی توصیه و رهنمود محسوب می شوند و هیچ سازمان یا متخصصی و جود ندارد که بخواهد بر کارکردن دقیق قدم ها توسط معتادان در حال بهبودی نظات کند. فلسفه و اصول حاکم بر برنامه ۱۲ قدمي این باور است که اعتیاد نوعی بیماری مزمن و چند بعدی است که درمان آن همانند هر بیماری دیگري به برنامه روزانه نیاز دارد. اساس و شالوده برنامه ۱۲ قدمي این اصل مهم است که فرد معتاد هرگز درمان نمی شود اما همین برنامه ۱۲ قدمي به فرد معتاد کمک می کند که به طور روزانه از شر اعتیاد رها شود و برای این کار روش و ابزارهایی در اختیار فرد معتاد قرار می دهد که او با استفاده از آن ها فقط به طور روز به روز می تواند پاک بودن خود را حفظ کند و به سراغ اعتیاد رفتاری یا مصرفی نرود. برای مثال فردی که به پرخوری اعتیاد دارد، همیشه این هوس را در ذهن خود دارد که به سراغ غذا برود و اگر برنامه ۱۲ قدمي را به طور روز مره کار نکند، دیر یا زود دچار لغزش خواهد شده و دوباره به سراغ پرخوری خواهد رفت و این بار اعتیاد شاید شدید تر از قبل به سراغش بيايد.
  • علاوه بر کارکر۱۲ قدم، انجمن هاي گمنام، انواع ابزارها و توصيه ها را براي حمایت از حفط روند بهبودي و  مسيرتازه اي كه افراد براي زندگي بهتر در پيش گرفته اند، در اختيار آن ها قرار مي دهند. از جمله اين ابزارها و توصيه ها شعارهايي همچون ” زندگي كن و بگذار زندگي كنند” و  ” فقط براي امروز” هستند كه به فرد معتاد در حال بهبودي كمك مي كنند تا براي خود زندگي معنوي ايجاد و آن را حفظ كند. از اعضاي انجمن ها خواسته مي شود براي خود از ميان ديگر اعضاي انجمن يك راهنما انتخاب كنند، فردي كه تجربه بيشتري دارد و مي تواند با كاركردن ۱۲ قدم با فرد تازه وارد به او براي پاك ماندن به صورت روز به روز كمك كند. شركت در جلسات انجمن به فرد معتاد اين امكان و فرصت را مي دهد كه در كنار كساني قرار گيرد كه وضعيتي مشابه وي دارند و او با بودن در كنار آن ها احساس مي كند كه داراي هويت است و نسبت به آينده خود اميدوار مي شود و از حمايت هاي ديگران نيز برخوردار    مي گردد.
  • نكته مهمي كه نبايد آن را فراموش كرد اين است كه برنامه ۱۲ قدمي تنها روشي نيست كه مي تواند موجبات بهبودي فرد معتاد را فراهم آورد و نبايد تصور كرد كه براي بهبودي از اعتياد فقط و فقط و به طور انحصاري بايد برنامه ۱۲ قدمي را كار كرد. در كتاب اصلي الكلي هاي گمنام ( كه همه آثار و نوشته هاي مربوط به برنامه هاي ۱۲ قدمي از آن اقتباس شده است) و از آن به عنوان ” كتاب بزرگ ” ياد مي شود آمده است انجمن الكلي هاي گمنام در واقع روش و راه كاري است تا كساني كه نتوانسته اند با استفاده از روش هاي ديگر از اعتياد بهبودي پيدا كنند با استفاده از اين روش در مسير بهبودي قرار گيرند و پاك بودن خود را به صورت روز به روز حفظ كنند. در كتاب بزرگ، در واقع از معتاداني كه توانسته اند با استفاده ار راه ها و روش هاي ديگر پاك شوند و پاك بودن خود را حفظ كنند و همچنان در مسير بهبودي پيش بروند، تجليل شده است. در “كتاب بزرگ” نوشته شده است كه ما به احترام معتاداني كه توانسته اند با روش هاي ديگر خود را از چنگ اعتياد رها كنند و در مسير بهبودي قرار گيرند كلاهمان را از سر بر مي داريم و اداي احترام   مي كنيم. چون اين گونه افراد توانسته اند كاري را انجام دهند كه ديگر معتادان پيش از آمدن به انجمن الكلي هاي گمنام، نتوانسته بودند آن را انجام دهند. كساني كه در انجمن الكلي هاي گمنام شركت دارند كساني هستد كه همه تلاش خود را براي قطع مصرف مشروبات الكلي و رها شدن از شر اعتياد به الكل انجام دادند اما نتوانستند موفق شوند و به همين علت براي بهبودي از اعتياد خود به انجمن الكلي هاي گمنام آمدند. اين افراد قبل از آمدن به انجمن در وضعيتي قرار داشتند كه در نهايت يا سر از زندان در مي آوردند يا در مراكز نگهداري افراد الكلي بستري مي شدند يا اينكه بر اثر شدت اعتياد و بي خانماني و آشفتگي زندگي، مرگ به سراغشان مي آمد و به همين علت بود كه آن ها انجمن الكلي هاي گمنام را تشكيل دادند تا زندگي تازه و عاري از اعتياد داشته باشند. اكنون نيز هر معتادي كه تصميم گرفته است اعتياد را كنار بگذارد و در مسير بهبودي قرار گيرد مي تواند به انجمن معتادان گمنام مراجعه كند. با آنكه هيچ كس اصراري ندارد كه تنها راه رهايي از چنگ اعتياد كاركردن ۱۲ قدم و شركت در جلسات انجمن هاي معتادان گمنام است، اما شواهد فراواني وجود دارد كه نشان مي دهد برنامه هاي ۱۲ قدمي موثرترين و مناسب ترين روش براي مبارزه با اعتياد و پاك شدن و پاك باقي ماندن و بهبودي از اين بيماري است. همانطور كه در برنامه هاي ۱۲ قدمي تاكيد مي شود، هدف اين برنامه ها تشويق كردن و فراهم آوردن امكان پاك باقي ماندن فرد معتادي است كه در مسير بهبودي قرار گرفته است. همانطور كه در جلسات انجمن هاي ۱۲ قدمي گفته مي شود: ” ترك كردن اعتياد آسان است و معتادان مي گويند ما تا حالا هزار بار ترك كرده ايم. آنچه كه دشوار است پاك باقي ماندن است. علت موفقيت و موثر واقع شدن برنامه هاي ۱۲ قدمي اين است كه مجموعه اي از انواع حمايت ها و روش ها را براي بهبودي از انواع بيماري ها در اختيار فردي كه تصميم گرفته است از اعتياد نجات پيدا كند قرار مي دهد. برنامه هاي ۱۲ قدمي همراه با حمايت ها و رهنمودهايي كه انجمن هاي معتادان گمنام  همه مسائل راواني، جسمي، معنوي، اخلاقي و اجتماعي را كه باعث مي شوند تا اعتياد چنين قدرت ويرانگري پيدا كند كه زندگي فرد معتاد و اطرافيان او را زير و رو كند، مورد توجه قرار مي دهد.
  • براي آگاهي از اطلاعات بيشتر در باره جنبه هاي مختلف بيماري اعتياد، لطفاً به قسمت بيماري اعتياد مراجعه كنيد.
  • براي آگاهي بيشتر درباره تاريخ و سوابق برنامه هاي ۱۲ قدمي و انجمن ها لطفاً به قسمت تاریخچه  ۱۲ قدم مراجعه كنيد.

 

 

نگاهی كلی و اجمالی به بهبودی از طريق ۱۲ قدم

 12 قدم اعتیادهای رفتاری - 12 قدم بهبودی - بهبودی معتاد رفتاری

 

 

در این قسمت درباره هر یک از قدم ها توضیحات کلی ارایه شده است تا شما با ساختار و رویکرد مربوط به کارکرد ۱۲ قدم آشنا شوید.

 

قدم ۱- پذیرش و اقرار

” ما اقرار كرديم كه در مقابل (نوع اعتیاد رفتاری)  عاجزيم و زندگيمان غيرقابل اداره شده بود .”

 

  • بهبودی از هر نوع اعتیادی فقط با اعتراف کردن و پذیرفتن این واقعیت که مشکلی در میان است، آغاز می شود. متاسفانه و بدبختانه در مواردي سال ها طول می کشد تا بسیاری از معتادان سر انجام به معتاد بودن خود اعتراف کنند و بپذیرند که در برابر این بیماری ناتوان هستند و هیچ کنترلی روی آن ندارد، و اینکه فقط با تکیه به اراده و خواست خود نیز نمی توانند از این بیماری بهبودی پیدا کنند. انکار کردن اعتیاد توسط فرد معتاد و اینکه اعتیاد  برایش عذاب آور شده  است در  واقع  جزء جدایی ناپذیر این بیماری محسوب می شود. مشکل اینجاست که فرد معتاد به مرحله ای از اعتیاد می رسد که دیگر نمی تواند تفاوت بین واقعیت و خیال و توهم را تشخیص دهد و به اين واقعیت اعتراف كند که اعتیاد کنترل زندگی او را به دست گرفته است. درمورد بیماری اعتیاد گفته می شود این تنها بیماری است که فرد بیمار یا همان معتاد به هیچ وجه حاضر نیست اعتراف کند که بیمار است. بیشتر معتادان برای اینکه به اعتیاد مصرفی یا رفتاری خود ادامه دهند، به انواع ترفند ها و توجیه ها متوسل می شوند.همین مسایل هستند که باعث می شود تا قدم اول نقش بسیاری مهمی در بهبودی از اعتیاد بازی کند. در جلسات انجمن هاي معتادان گمنام گفته مي شود قدم اول تنها قدمي است كه فرد معتادي كه مي خواهد از بيماري اعتياد رها شود بايد آن را صد درصد كار كند تا بتواند روند بهبودي خود را حفظ كند. قدم اول از فرد معتاد مي خواهد تا واقعيت معتاد بودن خود را بپذيرد و قبول كند كه اعتياد، زندگي وي را آشفته و غير قابل اداره كرده است. بهبودي از هر نوع اعتياد، زماني آغاز مي شود كه فرد معتاد از انکار بیرون بيايد و اعتراف كند كه مشکل اعتیاد دارد. به زبان ديگر هيچ كس نمي تواند از كمك ديگران برخوردار شود مگر اينكه از ديگران بخواهد تا به وي كمك كنند. اين كار براي معتاداني كه اعتياد رفتاري دارند كار دشواري است چون قدرت ويرانگر اعتياد رفتاري آن ها، حتي در ساعات و روزهايي كه اين گونه معتادان از انجام رفتارهاي اعتيادي خود داري مي كنند نيز به آن ها آسيب وارد مي كند و آن ها را به حال خود رها نمي كند و بي وقفه ذهنشان را به خود مشغول مي كند.
  • اعتراف كردن به ناتواني و عجز، كار بسيار دشواري است و هيچ كس به راحتي قبول نمي كند كه عاجز و درمانده است. ما در دنيا و جوامعي زندگي مي كنيم كه در آن به موفقيت ها و توانمندي هاي انسان ها ارزش و اهميت داده مي شود و اعتراف كردن به اينكه من فردي ناتوان و عاجز هستم و نمي توانيم مشکلات زندگي خود را توسل به مواد مخدر، الكل يا اعتياد رفتاري تحمل كنم چون چنين اعترافي با آنچه كه از كودكي به ما ياد داده اند سازگاري ندارد و كمتر كسي پيدا مي شود كه به راحتي به ضعف و ناتواني خود اعتراف كند. با كاركردن قدم اول، فرد معتادي كه از دست زندگي توام با اعتياد به ستوه آمده و عاجز شده و مي خواهد از چنگ اين بيماري مرگبار رها شود، به تدريج و البته با تحمل سختي ها، به اين نتيجه مي رسد كه اگر   مي خواهد از اين بيماري بهبودي پيدا كند چاره اي جز اعتراف كردن به بيماري خود يا همان اعتياد ندارد. فردي كه به قمار اعتياد پيدا كرده است يعني همان كسي كه در ابتدا از روي تفريح و سرگرمي هر چند وقت يكبار به سراع ميز قمار مي رفت و قمار مشكلي براي زندگي او ايجاد نمي كرد، به راحتي نمي تواند قبول و اعتراف كند كه قمار به يك مشكل مهم در زندگي اش تبديل شده است و او را به سمت فقر و فلاكت و نابودي پيش مي برد. كسي كه به پرخوري معتاد است در واقع همان كسي است كه در ابتدا هر چند وقت يكبار خود را وزن مي كرد كه مبادا اضافه وزن داشته باشد اما اكنون كه به اعتياد رفتاري و پرخوري مبتلا شده است برايش بسيار سخت است كه بپذيرد اين عادت غذايي به يك بيماري جدي جسمي و رواني تبديل شده است. هيچ فردي با اين هدف كه معتاد شود، يك رفتار خاص را شروع نمي كند و هيچ ماده مخدر يا مشروبي را مصرف    نمي كند. در مورد اعتيادهاي رفتاري كه اطلاعات و دانش كمتري در مقايسه با اعتياد مصرفي وجود دارد، اعتراف كردن به چنين اعتيادي حتي از اعتراف كردن فردي كه مواد مصرف مي كند نيز، دشوارتر است.
  • يكي ديگر از اصول مهمي كه در قدم اول وجود دارد اعتراف به ناتوان و عاجز بودن است و اين كار به فرد معتاد كمك مي كند تا با ماهيت خطرناك زندگي خود آشنا شود و به واقعيت هاي شخصيتي خود پي برد و بداند كه چگونه انساني است.  همانگونه كه فرد بيمار هيچ گونه قدرت و اختياري براي درمان بيماري خود بدون مراجعه به پزشك ندارد، فرد معتاد نيز كه در واقع فرد بيماري است در برابر بيماري خود يعني همان اعتياد كاملا ناتوان و بي اراده است و به تنهايي و با تكيه بر اراده و خواست شخصي خود نه قادر است اعتياد خود را كنترل كند و نه اينكه آن را ترك كند. قدم اول به ما ياد مي دهد كه فرد معتاد هر اندازه هم كه در كارهايش جدي باشد و از عزم و اراده قوي هم برخوردار باشد، بازهم در برابر اعتياد رفتاري خود، فردي عاجز و ناتوان است. مردم عادي، هنوز هم اعتياد را نوعي ضعف شخصيت يا ضعف اخلاقي به حساب مي آورند و معتقدند اگر فرد معتاد بخواهد و اراده كند مي تواند از شر اعتياد رها شود و همه مشكلاتش را حل كند. اما مردم عامي كه اطلاع چنداني درباره بيماري اعتياد ندارند و خود فرد معتاد از ماهيت اين بيماري بي اطلاع هستند و نمي دانند كه اعتياد هيچ ربطي به اراده و شخصيت فرد، ندارد. هدف اصلي قدم اول اين است كه به فرد معتادي كه همچنان در چنگ اعتياد اسير است كمك كند تا به اين واقعيت پي ببرد كه رفتار ويرانگر و گريز ناپذيري كه وي گرفتار آن شده است در واقع نشانه يك نوع اعتياد و بيماري واقعي است. پي بردن به اين واقعيت كه اعتياد نوعي بيماري است به فرد معتاد كمك مي كند تا ديگر به خاطر بيماري خود احساس شرمندگي نكند و به گوشه نشيني و تنهايي كه از نشانه هاي اصلي اعتياد هستند، پناه نبرد. بسياري از معتادان با پي بردن به اين مساله كه اعتياد آن ها در واقع نوعي بيماري است و در نتيجه همانند هر بيماري ديگري قابل درمان است به آينده اميدوار شده و شهامت و جسارت لازم را براي آغاز سفر در مسير بهبودي، پيدا كرده اند.

 

قدم ۲- راه حل برای بهبودی 

” به اين باور رسيديم كه يك نيروي برتر مي تواند سلامت عقل را به ما باز گرداند.”

 

  • با آنكه قدم اول يعني اعتراف به بيماري و عجز وناتواني براي فرد معتاد كار دشواري است اما همين دو اعتراف روزنه اميدي در برابر چشم فرد معتاد باز مي كند تا با كاركردن قدم دوم براي مشكل و بيماري خود راه حلي پيدا كند. وقتي فرد معتاد اعتراف مي كند كه به تنهايي و تكيه به اراده شخصي خود نمي تواند از شر اعتياد رفتاري رها شود، اين آمادگي را پيدا مي كند كه از جايي در خارج از وجود خود براي بهبودي كمك بگيرد. همين آماده شدن براي كمك گرفتن از نيرويي خارج از درون خود شخص معتاد، در واقع پايه و اساس قدم دوم را تشكيل مي دهد چون پناه بردن به يك نيروي برتر، فرد معتاد به اين نتيجه مي رسد كه گرچه خودش توان آن را ندارد كه به تنهايي از شر اعتياد رها شود اما در خارج از وجودش نيرو و قدرتي قوي تر وجود دارد كه مي تواند به او براي ترك اعتياد و قدم برداشتن در مسير بهبودي كمك كند.
  • صحبت كردن درباره خداوند يا نيروي برتر براي كمك كردن به فرد معتاد جهت رها شدن از شر اعتياد، باعث مي شود كه بعضي از معتادان كه چندان باور مذهبي ندارد از خير بهبودي يافتن از بيماري خود بگذرند و از شركت در جلسات انجمن های گمنام و كاركردن قدم ها خودداري كنند. در دنياي امروز بسياري از انسان ها ديدگاهي بسيار منفي نسبت به مذهب دارند و در ذهن و فكر آن ها وجود خداوند فقط در ارتياط با مذهب است كه واقعيت پيدا مي كند. اما در برنامه های ۱۲ قدمی خدايي كه افراد در حال بهبودي در فكر ذهن خودشان دارند با فكر و باور سنتي از خداوند متفاوت است و مي توان گفت خداوند يا نيروي برتري كه بسياري از معتادان در حال بهبودي به آن باور دارند با خدا و نيروي برتري كه بسياري از انسان هاي مذهبي به آن باور دارند،تفاوت دارد. البته نه اينكه خداي آن ها با خداي انسان هاي مذهبي واقعاً متفاوت باشد يعني يك خدا براي مذهبي ها باشد و يك خداي ديگر براي معتادان در حال بهبودي، بلكه برداشت و دركي كه بعضي از معتادان در حال بهبودي از خداوند دارند با برداشت افراد عادي و مذهبي از خداوند متفاوت است. برخي از معتادان در حال بهبودي، همان انجمني را كه در جلسات آن شركت مي كنند و معتاداني را كه در آن جلسات شركت مي كنند به عنوان نيروي قوي تر و برتر براي خود انتخاب مي كنند. برخي ديگر طبيعت را براي خود خدا فرض مي كنند و گروهي نيز همان خدايي را كه در مذهب آن ها وجود دارد به عنوان نيروي برتري كه مي توانند از او براي بهبودي خود كمك بگيرند، به حساب مي آورند. اين به خود افراد بستگي دارد كه چه نيرويي را به عنوان نيروي برتر براي خود انتخاب كنند. مساله مهم اين است كه فرد معتادي كه در حال بهبودي است به اين نتيجه و باور برسد كه قدرت و توان آن را ندارد كه با تكيه به خود از شر بيماري اعتياد رها شود و به همين علت بايد بپذيرد كه بهبودي از اين بيماري به كمك يك نيروي برتر در خارج از وجود خودش، نياز دارد.
  • كار كردن قدم دوم مي تواند فرد معتاد را از چنگ قيد و بند و افكار و انديشه هاي مخرب و ويرانگر آزاد كند. فرد معتاد، پس از ترك اعتياد رفتاري يا مصرفي خود و شروع روند بهبودي مي تواند آرامش و آسايش خاطر به دست آورد و از زندگي لذت ببرد. قدم دوم راه حلي ارايه مي دهد كه به ايجاد اميدواري و احساس آزادي در فرد معتاد در حال بهبودي منجر     مي شود. فرد معتاد با كار كردن قدم اول به اين نتيجه مي رسد كه اعتياد باعث شده است تا افكار و انديشه هاي وي پريشان و زندگي اش آشفته و غير قابل اداره شود. وقتي فرد معتاد در حال بهبودي به ناتوان و عاجز بودن خود در برابر اعتياد اعتراف كند و از وضعيت خود آگاهي واقعي به دست آورد، بهتر مي تواند پيام قدم دوم را درك كند كه راه حل مشكل او در خارج از وجود خودش قرار دارد. بسياري از معتادان با كار كردن قدم دوم، احساس رهايي و آزادي مي كنند و ديگر تلاش نمي كنند تا مشکلات  خود را به تنهايي حل كنند. با كاركردن قدم دوم، معتادان د رحال بهبودي ديگر مجبور نيستند كه چرخه پايان ناپذير تلاش براي ترك اعتياد و شكست در اين راه را ادامه دهند، بارها و بارها به خود و ديگران وعده دهند كه اين بار ديگر حتماً ترك خواهند كرد و بار ديگر اعتياد را از نوع شروع كنند و هم خود و هم اطرافيانش را نااميد و سرخورده كنند و شاهد بدتر شدن شرايط جسمي، روحي  خانوادگي خود شوند. سرانجام با كار كردن قدم دوم روزنه اميدي پيش چشم معتادان در حال بهبودي باز مي شود و نيروي قوي تر و برتر از خود فرد معتاد، به آن ها براي تبديل رفتارهاي عذاب آور و افكار و انديشه هاي مخرب به حالت عادي و طبيعي كمك مي كند و آن ها اين امكان را پيدا مي كنند كه به وجود نيروي برتر از خودشان و كمك آن نيرو به آن ها براي رهايي از چنگ اعتياد، باور پيدا كنند.   

 

     قدم ۳- نقش ایمان

” تصميم گرفتيم كه سرنوشت و زندگي خور را به دست خداوند، بدان گونه كه او را  درك كرده ايم، بسپاريم.”

 

  • هر یک از قدم ها معنا و مفهوم خاصی دارند و هیچ کدام بی دلیل و حکمت نیستند. قدم سوم در واقع از قدم دوم سرچشمه می گیرد. بعد از آنکه در قدم دوم یاد گرفتید که در خارج از وجود شما نیرویی قوی تري از شما وجود دارد که می تواند به شما برای بازگشت به زندگی عادی و وسواس فکری و اعتیاد رفتاری نجات دهد، در واقع وارد مرحله ای می شود که اجازه می دهید چنین اتفاقی در زندگی شما، رخ دهد. قدم سوم ایجاب می کند که شما به ایمانی که به نیروی برتر و قوی تر از خودتان پیدا کرده اید اجازه بدهید تا کاری را که لازم می داند برای شما انجام دهد. در این مرحله شما به بهبودی از اعتیاد و بازگشت به زندگی عادی و رها شدن از اعتیاد امیدوار می شود. در قدم اول شما اعتراف کردید که در زندگی مشکل دارید و در قدم دوم اعتراف کردید که نیرویی برتر و قوی تر از شما وجود دارد که فقط او می تواند شما را از مشکلاتی که دارید نجات دهد و زندگی شما را از حالت جنون آمیزی که دچار آن هستید به حالت عادی و طبیعی بازگرداند. در قدم سوم از شما خواسته می شود که قدم منطقی بعدی را بردارید و سرنوشت خود را به دست نیرویی که از شما قوی تر است بسپارید.
  • این توصیه که ما زندگی و سرنوشت خود را به دست نیروی برتر بسپاریم برای بسیاری از مردم عجیب به نظر می رسد. این امکان وجود دارد که کسانی که با اصول و پایه های معنوی قدم سوم آشنا نیستند به این فکر بخندند که کنترل سرنوشت و همه جنبه های زندگی خود را به جای اینکه خودشان در دست داشته باشند به دست یک نیروی برتر در خارج از وجود خودشان بسپارند. قبول این موضوع برای افراد معتاد که معمولاً انسان های خود- بزرگ بین و لجوجی هستند و تصور می کنند که کنترل کامل زندگی خود را در دست دارند( در حالی که واقعیت درست عکس این است) به مراتب دشوار تر از افراد عادی است. اما باید توجه داشت که کارکردن قدم سوم و باور داشتن به نیروی برتر در واقع لازمه رها شدن از زندگی آشفته و بی سر و سامان و یرانگر است. باید بدانیم که قدم سوم از ما می خواهد که یک تصمیم ساده بگیریم و سرنوشت و همه مسایل و امور زندگی خود را به دست نیروی برتر بسپاریم. در خود قدم سوم به فرد معتاد که قدم اول و دوم را کار کرده و وارد قدم سوم شده است توصیه می شوم که در برخورد با زندگی بگوید که من سرنوشت خودم را به نیروی برتر از خودم سپرده ام و از توهمی که در باره کنترل زندگی خود دارد، دست بردارد. سپردن سرنوشتمان به دست نیروی برتر به این معنی نیست که ما نمی توانیم درباره مسایل و مشکلات زندگیمان تصمیم گیری کنیم. قدم سوم به ما می گوید اگر قبول دارید که زندگی شما غیر قابل اداره شده است چون دچار اعتیاد رفتاری هستید در نتیجه باید برای بازگرداندن زندگی خود به وضع عادی به حرف و توصیه های دیگران گوش بدهید و به آن ها عمل کنید. دست برداشتن از افكار و انديشه هاي ويرانگر گذشته و آغاز نگاهي تازه به زندگي و جهان براي معتادان در حال بهبودي آسان تر مي شود اگر چنين سخناني را از كساني بشنوند كه خودشان عواقب هولناك اعتياد را تجربه كرده باشند يعني همان كساني كه در جلسات انجمن ها دوران بهبودي خود را مي گذرانند و تجربيات خود درباره زندگي همراه با اعتياد و زندگي بدون اعتياد و پاك بودن را براي ديگر معتادان در حال بهبودي بازگو ي كنند. معتادان پس از بارها تلاش ناموفق براي ترك اعتياد وروي آوردن دوباره به مصرف مواد يا اعتياد رفتاري به اين نتيجه مي رسند كه با ابتكار عمل و اراده و روشي كه خودشان مناسب تشخيص مي دهند نمي توانند از چنگ اعتياد رها شوند. بسياري از معتادان سر انجام به اين نتيجه مي رسند كه براي رهايي از بيماري اعتياد بايد راه و روش ديگري را امتحان كنند چون همه راه هايي را كه تا كنون با تكيه به اراده خود آزمايش كرده اند با شكست روبرو شده است. عبارت  و اصطلاح ” در پناه خدا ” ممكن است براي برخي از انسان ها عجيب و حتي درد سرساز محسوب شود. به زبان ساده، ما سرنوشت خود را به دست قدرتي مي سپاريم كه مراقب ماست و مي خواهد به ما براي رهايي از بيماري اعتياد كمك كند. يكي از جلوه هاي آن قدرت برتر و بزرگتر، شايد فرد راهنمايي باشد كه ما در جلسات انجمن براي خود انتخاب كرده ايم و او به ما توصيه مي كند كه براي بهبودي از بيماري اعتياد راه هاي شكست خورده گذشته را كنار بگذاريم و راه و روش تازه را در پيش بگيريم. يكي ديگر از مواردي كه ما از نيرويي قوي تر از نيروي خودمان، رهنمود و توصيه هايي دريافت مي كنيم سخنان و حرف هايي است كه ديگر معتادان در حال بهبودي در جلسات انجمن درباره چگونگي برخورد و مقابله آن ها با مشکلات زندگي بدون توسل به رفتارهايي است كه براي ما حالت اعتياد پيدا كرده اند. براي كساني كه به مذهب به معني سنتي آن ايمان دارند، كاركردن قدم سوم به اين معني است كه آن ها در هنگام  عبادت و نماز خواندن از خداوند مي خواهند كه سرنوشت آن ها را در دست بگيرد و ايمان دارند كه خداوند از آن ها مراقبت خواهد كرد و در پناه خود نگه خواهد داشت.
  • كار كردن قدم سوم احتمالاً براي معتادان مصرفي راحت تر است چون آن ها مي توانند مصرف مواد را به طور كامل قطع كنند. كاركردن قدم سوم براي معتادان رفتاري كمي مشكل تر است چون آن ها به رفتارهايي اعتياد پيدا كرده اند كه لازمه زندگي هستند و نمي توان انجام آن ها را كاملا قطع كرد. براي مثال كسي كه به پرخوري عادت كرده است نمي تواند غذا خوردن را كاملاً ترك كند. اما همين فرد معتاد به پرخوري نيز مي تواند مشكلاتي را كه اين اعتياد برايش ايجاد كرده است و شرايط و مسايلي را كه باعث مي شود تا وي بدون فكر و بي اختيار به خوردن غذا ادامه دهد، شناسايي كند وبا كاركردن قدم سوم و سپردن سرنوشت خود به دست نيروي برتر يا همان خدايي كه خودش به آن باور دارد، بيماري اعتياد رفتاري خود را بهبود بخشد. براي مثال، ممكن است فردي كه اعتياد رفتاري پرخوري دارد براي اينكه از چنگ مشکلات و مسايل زندگي فرار كند به خوردن بيش از حد غذا متوسل شود و نتواند جلوي پرخوري خود را بگيرد. براي اينكه از اين مشكل رهايي پيدا كند بايد هر زمان كه هوس پرخوري كرد، سرنوشت خود را به دست نيروي برتر بسپارد. فردي كه اعتياد جنسي دارد، يا كسي كه معتاد به كار است يا گرفتار هم وابستگي است نيز به همين ترتيب بايد در مواقع بحران روحي كه هوس رفتار اعتيادي به سرشان مي زند، سرنوشت خود را به دست خداوند يا نيروي برتر بسپارد تا با كمك گرفتن از او بتوانند در برابر وسوسه و وسواس فكري خود مقاومت كنند. ماهيت و نوع اعتيادهاي رفتاري با يكديگر تفاوت دارد و افرادي كه در دام اين نوع اعتياد گرفتار شده اند بايد نوع مشكلي را كه دارند مشخص كنند و با كاركردن قدم هاي اول، دوم و سوم، در مسير بهبودي از اعتياد خود، گام بردارند.
  • اصولي كه پايه و اساس سه قدم اول از برنامه ۱۲ قدمي را تشكيل مي دهند در واقع اصول معنوي و روحاني حاكم بر اين نوع برنامه ها محسوب مي شوند و هدف از اين سه قدم به اين شرح است: در قدم اول ما دست از خودخواهي و خود بزرگ بيني، بر­مي داريم و به شكست خود در رها شدن از چنگ اعتياد چه اعتياد مصرفي و چه اعتياد رفتاري، اعتراف مي كنيم. ما اعتراف و قبول مي كنيم كه هيچ نوع كنترلي روي اعتياد رفتاري خود نداريم و با اراده شخصي خود نمي توانيم از شر اعتياد خلاص شويم. در قدم دوم به پيدا كردن راه چاره براي اعتياد خود اميدوار مي شويم و متوجه مي شويم كه مي توان از چنگ اعتياد رهايي پيدا كرد. در ضمن به اين نتيجه نيز مي رسيم كه در وجود خودمان نمي توانيم به دنبال راه حلي براي بهبودي از اعتياد پيدا كنيم بلكه بايد به نيرويي  قوي تر و بزرگ تر از خودمان متوسل شويم و با كمك آن نيرو براي ترك اعتياد خود راه حل پيدا كنيم. در قدم سوم، ما به نيروي برتري كه براي كمك به ترك اعتياد متوسل شده ايم اجازه مي دهيم كه به صورت روز به روز سرنوشت ما را در دست هاي خود بگيرد و از ما مراقبت كند.

 

قدم هاي ۴ و ۵ – خودآزمايي و اعتراف

۴ ” يك ترازنامه اخلاقي بي باكانه و موشكافانه از خود تهيه كرديم.”

۵ ” چگونگي دقيق خطاهايمان را به خداوند، خود و يك انسان ديگر اقرار كرديم.”

 

  • با شناخت بهتري از نقاط ضعف و قوت خودمان و پيدا كردن قدرت كنترل رفتارهايمان و ايماني كه به قدرت برتر پيدا كرده ايم، اين آمادگي را به دست آورده ايم كه در قدم چهارم، گذشته خود را مرور و بررسي كنيم. در قدم چهارم از ما خواسته مي شود با مراجعه و مرور تجربيات و رفتار و كردار گذشته خود و روابطي كه با ديگران داشته ايم، كاستي ها و نواقص الگوهاي عاطفي رفتاري زيان آور و غير طبيعي خود را پيدا كنيم. از اين نوع ارزيابي و جستجوي دروني، به عنوان پي بردن به ” ضعف هاي شخصيتي” ياد مي شود. اعتراف کردن به اشتباهات چه در حضور یک روان شناس انجام شده باشد چه فردی که در جلسات انجمن به عنوان راهنما انتخاب شده است، باعث می شود تا فرد معتاد عزت نفس به دست آورد و مواظب رفتار و کردار خود باشد. با کار کردن قدم ۵ یعنی یادآوری خطاها و اشتباهات گذشته، معتادی که در حال بهبودی است عزت نفس بیشتری به دست می آورد و احساس گناه و شرمندگی که در وجودش ریشه دوانیده و زندگیش را فلج کرده بودند به تدریج از میان می روند. با از میان رفتن احساس گناه و شرمساری، احساس نفرت از خود و افسردگی نیز از بین می رود. در برخی از معتادان در حال بهبودی، در این مرحله از کار کردن قدم ها، ممکن است رویدادها و عذاب های دوران کودکی نیز در ذهن و خاطر فرد معتاد زنده شوند و به این ترتیب روند درک و احساس خوب داشتن نسبت به دیگران و خود انسان آغاز        می شود.
  • هیچ کس یک شبه معتاد نمی شود چه معتاد مصرفی و چه معتاد رفتاری. در واقع سال ها طول می کشد تا یک رفتار آزار دهند و ویرانگر، حالت اعتیاد پیدا کند و زندگی فرد را زیر و رو و آشفته کند و سرانجام او را به اعتراف به اعتیاد و عواقب عذاب آور آن وادار کند. انسان ها به دلایل و علل مختلف، مواد مصرف می کنند یا دچار اعتیاد رفتاری می شوند. کارکردن قدم چهارم به ما کمک می کند تا ریشه های رفتارها و احساسات ناهنجار خود را بشناسیم و بدانیم که چه عامل یا عواملی باعث شده اند تا ما به اعتیاد روی بیاوریم.
  • قدم چهارم، به ارزیابی صادقانه از خود مربوط می شود یعنی کاری که ما معتادان با آن بیگانه ایم و به ندرت معتادی پیدا می شود که از روی صداقت به ارزیابی خود و کار ها و اشتباهاتی که در زندگی مرتکب شده است بپردازد. بیشتر ما معتادان عمر خود را به سرزنش کردن دیگران صرف می کنیم و همه به جز خودمان را مسئول بدبختی ها و گرفتاری هایمان معرفی می کنیم. با کار کردن قدم چهارم این فرصت را به دست می آوریم که با نگاهی به گذشته، به نقشی که خودمان در ایجاد گرفتاری ها و هر آنچه که اشتباه بوده است، پی ببريم. از همه مهم­تر اینکه، نفرتی که ما از دیگران داریم يعني همان عاملي كه تا حدود زيادي باعث شده است تا ما به سوی اعتیاد کشانده شويم، با کار کردن قدم چهارم به خوبی ارزیابی و ریشه یابی خواهد شد. سر انجام می توانیم علت کارهای اشتباه و رفتارهای آزار دهنده ای را که اکنون به اعتیاد تبدیل شده اند و زندگی ما را به نابودی کشانده اند، پیدا کنیم و بدانیم چه عواملی باعث شده اند تا ما چنين حال و روزي پيدا كنيم.  
  • هدف قدم پنجم، کمک به ما برای به دست آوردن عزت نفسی است که بر اثر اعتیاد از دست داده ایم. با در میان گذاشتن صادقانه مشکلات و مسایل خودمان با دیگران یعنی همان کسانی که در جلسات انجمن های گمنام حضور پیدا می کنند و کسی که ما او را به عنوان راهنمای خود انتخاب کرده ایم، می توانیم از ترس و وحشتی که زندگی ما را در بر گرفته است، خلاص شویم. معمولاً کسی را که به عنوان راهنما انتخاب کرده ایم اولین کسی است که ما سفره دلمان را در برابر او باز می کنیم. در واقع صحبت کردن با راهنما، نوعی اعتراف به اشتباهات و کارهای خلافی است که ما در زندگی مرتکب شده ایم. هدف قدم پنجم رها کردن ما از احساس گناه است که به علت سال ها اعتیاد روی شانه های ما سنگینی می کنند و باعث می شوند که ما از خودمان و دیگران شرمنده باشیم. ما با صحبت کردن با راهنمای خود همه دروغ هايي را که گفته ایم، خیانت هایی را که به این و آن کرده ایم، حقه ها و کلک هایی را که به دیگران زده ایم، نفرت هایی را که از افراد مختلف در دل داشته ایم، تحقیر هایی را که از آن رنج برده ایم و هر گونه احساس گناهی را که در وجودمان ریشه دوانیده اند از صندوقچه دلمان و ذهنمان بیرون می ریزیم و آن ها را برای یک انسان دیگر که وی نیز همانند ما رنج دوران اعتیاد را کشیده است و اکنون در حال بهبودی به سر می برد، در میان می گذاریم. با صحبت کردن با انسان دیگری که سرنوشتی شبیه سرنوشت ما دارد، دیگر نیازی به گوشه نشینی و پنهان کردن رازهای دلمان نخواهیم داشت. با کار کردن قدم پنجم و گفتن رازها و مشکلات خود به یک انسان دیگر که وی نیز مثل ما انسان کاملی نیست و در عمر خود اشتباهات فراوانی مرتکب شده است، دیگر مثل گذشته از خودمان و دیگران نفرت نخواهیم داشت و خشم و افسردگی به سراغ ما نخواهد آمد.

 

 

قدم هاي ۶ و ۷ – تواضع  و تغيير

۶ ” آمادگي كامل پيدا كرديم كه خداوند كليه نواقص شخصيتي ما را برطرف كند. “

۷ ” با فروتني از او خواستيم كمبودهاي اخلاقي ما را برطرف كند.  “

 

  • با آنكه كاركردن قدم هاي ۴ و ۵ ما را قادر مي سازد تا الگوهاي ناهنجار رفتاري خود را تشخيص دهيم و ديدگاه خود را نسبت به زندگي تغيير دهيم، اما براي اينكه بتوانيم از عذاب اعتياد رها شويم و نگاهمان به زندگي تغيير كند، بايد كارهاي ديگري نيز انجام دهيم . روش ها و رفتارهاي ويرانگري كه ما سال هاي سال براي كنار آمدن با مشکلات زندگي  داشته ايم يا بهتر بگوئيم اعتيادي كه به آن مبتلا بوده ايم، اكنون بايد كنار گذاشته شوند و به جاي آن ها رفتارهاي سالم و طبيعي و منطقي در پيش بگيريم. در اين مرحله از حركت به سوي بهبودي است كه قدم هاي ۶ و ۷ مي توانند به ما براي تغيير كردن و تبديل شدن به انساني ديگر، انساني رها شده از قيد و بند اعتياد كمك كنند.
  • در قدم ۶، توجه ما كاملاً روي نواقص و ضعف هايي متمركز مي شوند كه باعث شده اند تا ما به اعتياد رفتاري دچار شويم و اين آمادگي را پيدا مي كنيم كه از خداوند يا همان نيروي برتر بخواهيم تا ضعف ها و مشکلات شخصيتي ما را برطرف كند. قدم ششم از اهميت فراواني برخوردار است و كاركردن اين قدم به مراقبت و توجه دائمي و روزانه نياز دارد چون همين ضعف ها و كمبودهاي شخصيتي هستند كه ما را به سوي اعتياد رفتاري كشانده اند. براي مثال، كسي كه به هم وابستگي اعتياد دارد، براي اينكه به ديگران خدمت كند و آن ها را از خود راضي نگه دارد، زندگي خود را تباه مي كند در حاليكه خود اين شخص به كمك و مراقبت ديگران نياز دارد تا عقده حقارتي را كه از آن رنج مي برد، درمان كند. معتادي كه از اعتياد به هم وابستگي رنج مي برد براي پي بردن به ريشه رفتارهاي ناهنجار خود بايد به دوران كودكي خود رجوع كند و با ريشه يابي مشکلات روحي و رواني خود براي برطرف شدن اين مشکلات از طرف خداوند آمادگي پيدا و براي اينكه چنين اتفاقي بيفتد فردي كه از اعتياد رفتاري رنج مي برد بايد قدم هفتم را كار كند.
  • كار كردن هر يك از قدم ها باعث مي شود تا فرد معتاد در حال بهبودي شناخت و آگاهي بيشتري درباره خود به دست آورد و بتواند به سوي زندگي بهتر قدم بردارد چون هيچ كس نمي تواند بدون شناخت نقاط ضعف و قوت خود، مشكلاتي را كه با آن ها دست به گريبان است، حل كند. قدم ششم از ما مي خواهد تا شناخت بهتري از نقاط ضعف و رفتارهاي ناهنجار خود پيدا كنيم چون ريشه اعتياد در همين رفتارها و نقاظ ضعف شخصيتي ما قرار دارد.
  • البته براي بسياري از كساني كه در دام اعتياد گرفتار شده اند، جستجو كردن در خاطرات و رويدادهاي گذشته زندگي به ويژه دوران كودكي و پيدا كردن و روبرو شدن با واقعيات و ريشه مشکلات و رفتارهاي ناهنجاري كه باعث كشانده شدن آن ها به اعتياد شده اند، كار بسيار دشواري است. اما به هر حال هر معتادي كه قصد دارد از دام اعتياد رها شود بايد قدم هاي ۶ و ۷ را كار كند چون لازم است كه ما ضعف هاي خود را جستجو و به آن ها اعتراف كنيم و از خداوند بخواهيم تا آن ها را برطرف كند. كاركردن قدم ها نتايج بسيار درخشاني دارند چون زمينه را براي راه يافتن به يك زندگي جديد و عاري از اعتياد براي معتادان در حال بهبودي هموار مي كند و باعث مي شود كه ما زندگي آشفته و رفتارهاي ويرانگر خود را به دست فراموشي بسپاريم. پس از اعتراف به ضعف ها و ناهنجاري هاي شخصيتي خودمان، تنها كاري كه بايد انجام دهيم اين است كه خود را از شر اين ضعف ها خلاص كنيم. پس از اينكه به اين نتيجه رسيديم كه نيازي به اين نقاط ضعف و ناهنجاري هاي شخصيتي نداريم، وارد مرحله اي مي شويم كه مي توانيم خود را براي برطرف كردن اين ضعف هاي شخصيتي به خدا بسپاريم. كاركردن قدم ۶ و۷ فقط به اعتراف كردن به حقيقت درباره خودمان و آمادگي داشتن براي تغيير نياز دارد و براي ايجاد تغيير در شخصيت و زندگيمان به خداوند يا همان نيروي برتر در خارج از وجود خودمان پناه می بريم و از او مي خواهيم كه به ما براي بهبودي از اعتياد كمك كند.
  • با كار كردن قدم هاي ۶ و ۷ ما از حالت خودخواهي و خود بزرگ بيني دست بر مي داريم و انسان هاي متواضع و فروتني مي شويم . اين دو قدم در واقع معنوي ترين قدم ها در ميان برنامه ۱۲ قدم هستند چون لازمه كاركردن اين قدم ها اين است كه ما بخشي از سرنوشت و زندگي خودمان را كه نمي توانيم كنترل كنيم به خدا بسپاريم و آن بخش هايي را كه خومان قادريم كنترل كنيم، با عزم اراده شخصي كنترل مي كنيم و از حالت آشفته و ويرانگر بيرون مي آئيم. در قدم ۷ كه كاركردن آن نيز يكي ديگر از نشانه های تواضع معتاد درحال بهبودي است، ما اعتراف مي كنيم كه ناتوان هستيم و با خواست و اراده خودمان نمي توانيم نواقص و ضعف هاي شخصيتي خودمان را برطرف كنيم و براي برطرف شدن آن ها چاره اي جز توسل به خداوند نداريم. در موقعي كه قدم هاي ۶ و ۷ را كار مي كنيم و به طور روز به روز به پاك باقي ماندن خود ادامه مي دهيم، متوجه مي شويم كه شخصيت ما كاملاً تغيير كرده است و نگاهي تازه به زندگي خودمان و به دنياي اطرافمان پيدا كرده ايم. به تدريج متوجه مي شويم كه ديگر به راه و روش قبلي زندگي خودمان كه عذاب آور و ويرانگر بود وابسته نيستيم و بيماري ما در حال بهبودي است.

 

قدم هاي ۸ و – ۹ مسئوليت پذيري و بخشش

۸ ” فهرستي از تمام كساني كه به آن ها صدمه زده بوديم تهيه كرده و خواستار جبران خسارت از تمام آن ها شديم. “

۹ ” به طور مستقيم در هر جا كه امكان داشت از اين افراد جبران خسارت كرديم، مگر در مواردي كه اجرای اين امر صدمه مجددي به ايشان و يا ديگران بزند. “

 

  • تا اين مرحله، قدم هايي كه به آن ها اشاره كرديم به خود فرد معتاد و رابطه ای كه با خود دارد مربوط مي شدند. قدم هاي ۸ و ۹ اين امكان را براي ما فراهم مي آورند كه روابط خود با ديگران را ارزيابي و بررسي كنيم تا بتوانيم رفتارهاي ناخوشايند و ناهنجاري را كه با ديگران داشته ايم به رابطه اي سالم و همراه با آرامش، تبدیل کنیم. قدم هاي ۸ و ۹ زمينه معنوي را براي به دست آوردن عزت نفس و مهر و محبت هم به خودمان و هم ديگران، هموار مي كند. با كاركردن اين دو قدم، ما مي توانيم از شر احساس گناه و شرمندگي رها شويم و بتوانيم بار ديگر سر خود را در جامعه و در ميان دوستان و آشنايان بالا نگه داريم.
  • مي گويند، معتاد شبيه توفان و گردباد است و هر جا كه برود ويراني و درد و رنج برجا مي گذارد و بيش از همه اعضاي خانواده و دوستان و آشنايان از اين ويرانگری ها آسيب مي بينند. كاركردن قدم هاي ۸ و ۹ باعث مي شود تا حالت ويرانگري و مخرب فرد معتاد از ميان برود و ديگر توفان و گردباد به راه نيندازد بلكه روابطي كه با ديگران دارد همچون نسیمی دل انگیز، براي هر دو طرف آرامش و آسايش به ارمغان بياورد. قدم هاي ۸ و ۹ نيز مثل قدم ها ۲ و ۳ يا قدم هاي ۴ و ۵ ارتباط نزديكي با يكديگر دارد و همراه هم بايد كار شوند. در قدم ۸، ما از صداقت لازم برخوردار مي شويم و اعتراف مي كنيم كه به علت اعتيادي كه داريم به ديگران آسيب و آزار رسانده ايم  و رفتارهاي ما ويرانگر بوده اند. در قدم ۹، اين شهامت و جرات را پيدا مي كنيم تا از كساني كه موجبات ناراحتي و عذاب آن ها را فراهم آورده ايم عذر خواهي كنيم و به آن ها بگوئيم كه حاضريم بلاهايي را كه بر سر آن ها     آورده ايم و خساراتي را كه به آن ها زده ايم، جبران كنيم. نبايد تصور داشته باشيم كه همه كساني كه به آن ها آسيب رسانده ايم، عذرخواهي ما را بپذيرند و حاضر شوند كه دوباره با ما ارتباط داشته باشند و ما نبايد آن ها به خاطر خودداري از قبول عذر خواهي ما، سرزنش كنيم چون به حدي به آن ها آسيب وارد كرده ايم كه آن ها حاضر نيستند با يك معذرت خواهي ساده، ما را ببخشند. ما نبايد از برخورد سرد  آن ها با ما دلسرد شويم و باید به آن ها حق بدهيم كه از دست ما ناراحت باشند چون معذرت خواستن از جمله مسايل مهم در روند بهبودي از بيماري اعتياد است. به زبان ديگر ما كاري را كه از دستمان بر مي آيد انجام مي دهيم و بقيه كارها را به خداوند واگذار مي كنيم. با كار كردن اين قدم ها مي توانيم مطمئن شويم كه روند بهبودي و زندگي بدون اعتياد ما به خطر نخواهد افتاد. اگر ما نتوانيم در راه بهتر كردن روابط آسيب ديده خود با ديگران تلاش كنيم و مشكلاتي را كه براي ديگران ايجاد  كرده­ايم برطرف و آن ها را جبران نكنيم، مجبور خواهيم بود كه همچنان بار شرمندگي و گناه را به دوش بكشيم. احساس شرمندگي و گناه از جمله عوامل مهمي هستند كه باعث مي شوند تا فرد به اعتياد مصرفي يا رفتاري ادامه دهد و نتواند روند بهبودي خود را حفظ كند و در نتيجه دچار لغزش شود و بار ديگر به دامن اعتياد پناه ببرد. قدم هاي ۸ و ۹ بيشتر به مساله روند بهبودي ما و تلاش در راه بهتر كردن روابط آسيب ديده ما با اعضاي خانواده و ديگر دوستان و آشنايان اختصاص دارد.
  • هدف برنامه ۱۲ قدمی، معنويت بخشيدن به زندگي ما معتادان در حال بهبودي است. واقعيت اين است تا زمانيكه اطرافيان و دوستان و آشنايان ما از دست ما نارحت و در رنجش هستند ما نمي توانيم زندگي تازه و همراه با آرامش براي خود ايجاد كنيم. كار كردن قدم هاي ۸ و ۹ باعث مي شوند تا ابرهاي تيره كه بر زندگي ما سايه انداخته اند از ميان بروند و ما با دنياي پر از نور و روشنايي روبر شويم و زندگي آرام و لذت بخشي را تجربه كنيم. قدم هاي دوازدگانه در واقع به ما كمك مي كنند تا به دنيا بگوئيم كه درست است كه ما معتاديم و باعث آزار و اذيت ديگران شده ايم اما معتاد بودن ما به اين معني نيست كه ما انسان هاي بد و خبيثي هستيم كه بايد همه عمر خود را با احساس شرمندگي و گناه بگذرانيم. ما مسئوليت كارهاي ناخوشايند و آزار دهنده خود در طول زندگي گذشته را بر عهده مي گيريم و تلاش مي كنيم تا آسيب هايي را كه به ديگران رسانده ايم به بهترين شكلي كه مي توانيم، جبران كنيم. با كار كردن قدم هاي ۸ و ۹ مي توانيم بار ديگر سرمان را بالا بگيريم و در جامعه و در ميان بستگان و آشنايان احساس سرافرازي كنيم. در روند بهبودي خود با كار كردن قدم ها متوجه خواهيم شد كه احساس شرمندگي و گناه ديگر ما را آزار نمي دهند و ديگر نيازي به دوري جستن از ديگران و پناه بردن به گوشه تنهائيي نخواهيم داشت. ما به انسان هايي آزاد تبديل مي شويم چون تاوان كارهاي خلاف و ناشايست خود را با پذيرفتن مسئوليت اين گونه كارها و جبران كردن خطاها و اشتباهات گذشته خود، پرداخت كرده ايم.

 

قدم هاي ۱۰ ، ۱۱ و ۱۲-  حفظ پاكي، مراقبه و خدمت

۱۰ ” به تهيه ترازنامه شخصي خود ادامه داديم و هرگاه در اشتباه بوديم سریعا به آن اقرار كرديم. “

۱۱ ” از راه دعا و مراقبه خواهان ارتقاء رابطه آگاهانه خود با خداوند، بدان گونه که او را درک می کردیم شده و فقط جویای آگاهی از ارادۀ او برای خود و قدرت اجرایی اش شدیم. “

۱۲ ” با بيداري روحاني حاصل از برداشتن اين قدم ها، سعي كرديم  اين پيام را به  معتادان برسانيم و  اين اصول  را در  تمام امور  زندگي خود به اجرا در آورديم. “

 

  • به سه قدم آخری از ۱۲ قدم، قدم های رشد و پایداری می گویند چون هدف از آن ها فراهم آوردن امکان ادامه و حفظ پاک بودن فرد در حال بهبودی و پیشگیری از لغزش وی است. با کارکردن این سه قدم فرد معتاد در حال بهبودی یاد می گیرد که به صورت روز به روز پاک باقی بماند و زندگی جدید و به دور از اعتیاد را تجربه کند. اعتیاد یک بیماری مزمن است و فردی که معتاد می شود هرگز بطور کامل از شر این بیماری خلاص نمی شود. اگر ما قدم ها را کار نکنیم و کارهایی را که انتظار می رود ما هر روز آن ها انجام دهیم به دست فراموشی بسپاریم در آن صورت ممکن است لغزش کنیم و دوباره همان راه و روش قبلی زندگی یعنی پناه بردن به اعتیاد برای مقابله با مشکلات را ازسر بگیریم. کارکردن قدم ۱۰، ۱۱، ۱۲  به ما کمک می کند تا به راه جدیدی  که در زندگی پیش گرفته ایم یعنی زندگی بدون اعتیاد، ادامه دهیم. علاوه بر این، کار کردن این سه قدم باعث می شود تا ما با احساس معنویت، زندگی جدیدی که آرامش و آسایش را برای ما به ارمغان می آورد، برای خود ایجاد کنیم.             
  • زندگی، بی عیب و نقص نیست و در طول زندگی برای همه انسان ها مشکلاتی پیش می آید. این نکته را نیز نباید فراموش کرد که ما انسان هستیم و همانطور که از قدیم گفته اند ” انسان جایز الخطاست” یعنی هر انسانی ممکن است اشتباه کند. نیاید تصور کنیم چون ما در حال بهبودی هستیم ، پس نباید دچار مشکل و عذاب بشویم. کار کردن قدم ۱۰ به ما یاد می دهد که باید براساس قواعد و شرایط زندگی، زندگی کنیم. به ما می آموزند برای اینکه زندگی خوبی داشته باشیم باید قدم ۱۰ را کار کنیم. در واقع قدم ۱۰ مجموعه ای از اصول و نکاتی را که در قدم های ۱ تا ۹ وجود دارند در خود جای داده است و ابزار و رهنمودهای لازم را برای زندگی دارای کیفیت خوب در اختیار ما قرار می دهد. اگر مشکلی در زندگی ما وجود دارد که ما نمی توانیم از عهده حل کردن آن برآئیم و آن را کنترل کنیم، برای مقابله با آن قدم های ۱ تا ۳ را کار می کنیم. اگر احساس کردیم که از خودمان بدمان می آید و ضعف های شخصیتی ما به ما اجازه نمی دهند که که با مشکلات روبرو شویم، در آنصورت قدم های ۴  تا ۷  را کار    می کنیم. و اگر در زندگی به انسان های دیگر بدی کرده و موجبات آزار و اذیت آن ها را فراهم کرده ایم در آنصورت لازم است که قدم های ۸ و ۹ را کار کنیم تا اشتباهات گذشته خود را جبران کنیم.
  • با کار کردن قدم ها، اکنون یک رشته اصول معنوی و ابزارهایی در اختیار داریم که به ما کمک می کنند تا با هر گونه مشکلی که در زندگی روبرو شدیم بتوانیم آن را حل کنیم. در واقع برنامه ۱۲ قدمی، برنامه ای برای زندگی است چون این قدم ها با توجه به  مسایل و مشکلات بشر در طول چندین نسل گذشته و تجربیات انسان های گرفتار در دام انواع اعتیاد، از اعتیاد مصرفی گرفته تا اعتیاد رفتاری، که توانسته اند بر اعتیاد خود غلبه کنند، ایجاد      شده اند. تقریبا هیچ مساله و موضوعی در زندگی بشر وجود ندارد که این ۱۲ قدم برای آن  راه حلی ارایه نداده باشد و ما می توانیم  با کارکردن این قدم ها بار دیگر زندگی توام با آرامش و آسایش برای خود ایجاد کنیم.
  • قدم ۱۱ از ما می خواهد که دعا و نیایش یا مراقبه کنیم تا بتوانیم همواره ارتباط خود را به طور روزمره با خدایی که به آن اعتقاد داریم حفظ کنیم. با رها شدن از چنگ اعتیاد و در پیش گرفتن زندگی و راه و رسم جدید که در معنویت ریشه دارد، کار کردن قدم ها به ما این امکان را می دهند تا جای پای خود را در مسیر بهبودی محکم کنیم و دچار لغزش نشویم. اساس و پایه برنامه ۱۲ قدم را فروتنی و تواضع و خودداری از تکیه به خود برای حل مشکلات از جمله مشکل اعتیاد تشکیل می دهد و از ما می خواهد تا به جای تکیه به خودمان به یک نیروی برتر یا همان خدایی که به آن باور داریم تکیه کنیم. از آنجا که ما معتادان افراد خود بزرگ بین و خود محوری هستیم و حاضر نیستیم حرف هیچ کس دیگری را بپذیریم، اگر بخواهیم فقط برای حل مشکلات و اعتیاد مان به خودمان تکیه کنیم در آنصورت به احتمال زیاد دچار لغزش خواهیم شد و دوباره زندگی توام با اعتیاد خود را از سر خواهیم گرفت. با کار کردن قدم ها یاد می گیریم که ما خدا نیستیم که بتوانیم از عهده همه مشکلاتمان برآئیم و به همین علت بهتر است که همیشه و همه وقت با خداوند در ارتباط باشیم و از او برای حل مشکلاتمان کمک بخواهیم. ما معتادان در حال بهبودی به این نتیجه رسیده ایم که هرچه ارتباط ما با خداوند قوی تر باشد، تشویش و نگرانی ما در زندگی کمتر خواهد شد. ما به خداوند و نیروی برتر ایمان پیدا کرده ایم و می دانیم که خداوند از ما مراقبت خواهد کرد.
  • به علت اعتیاد، در منتهای فلاکت و بدبختی قرار داشتیم. برخی از ما به کام مرگ فرو رفتند یا به فکر خودکشی افتادند. عده ای دیگر نیز در مراکز نگهداری بیماران روانی بستری شدند و بعضی نیز سر از زندان در آوردند. برنامه ۱۲ قدمی و جلسات انجمن معتادان گمنام، برنامه ای برای بهبودی و حمایت به طور کاملاً رایگان در اختیار ما قرار داد. ما با کارکردن قدم ها و شرکت در جلسات انجمن توانسته ایم از شر رفتارهای آزار دهنده و وسواسی رها شویم و در مسیر زندگی تازه ای قرار گرفته ایم که حتی خواب آن را نیز نمی دیدیم. با کارکردن قدم های دوازده گانه به این موضوع اعتراف می کنیم که این برنامه به طور رایگان به ما هدیه شده است. این برنامه از ما می خواهد تا پیام بهبودی را به دیگر معتادانی که هنوز در عذاب هستند، برسانیم. رساندن پیام بهبودی به معتادان در عذاب می تواند به شکل های مختلف انجام شود که یکی از آن ها بر عهده گرفتن نقش راهنما برای دیگر معتادان درحال بهبودی است. انجام خدمات در انجمن یا بازگو کردن تجربیات خود در زمینه اعتیاد و بهبودی برای کسانی که در مراکز درمانی بستری هستند یا در زندان به سر می برند، از دیگر راه های رساندن پیام بهبودی به کسانی است که همچنان در چنگ اعتیاد اسیر هستند. ما به این نتیجه رسیده ایم که هر چه بیشتر در راه رساندن پیام بهبودی به معتادان در حال عذاب تلاش کنیم روند بهبودی خود ما قوی تر می شود. ما دست از خودخواهی و خودپسندی برداشته و برداشتی منطقی و معقول و واقعی از زندگی به دست آورده ایم. همواره به یاد می آوریم که قبل از آغاز روند بهبودی در چه وضعیت ناگوار و دلخراشی قرار داشتیم. با کمک کردن به دیگر معتادانی که همچنان در عذاب به سر می برند، ما بیشتر قدر زندگی جدید را می دانیم چون دیگران را نیز به بهبودی از بیماری اعتیاد امیدوار می کنیم و متوجه می شویم که تا چه اندازه در راه بهبودی قدم برداشته ایم. چون خود ما از جهنم اعتیاد اطلاعات دست اول در اختیار داریم و آن را با پوست و گوشت خود احساس کرده ایم در نتیجه بهتر از هر کسی می توانیم به معتادانی که همچنان در عذاب هستند برای رهایی از اعتیاد و بهبودی از این بیماری کمک کنیم.
  • ما می توانیم اصول قدم های دوازده گانه را در همه جنبه های زندگی خود به کار ببریم. با کار کردن این قدم ها می توانیم برای خود زندگی بدون اعتیاد را به ارمغان بیاوریم. از همه مهم تر اینکه با کار کردن قدم ها و حرکت در مسیر بهبودی از ترس و وحشتی که وجود ما را فرا گرفته بود و زندگی را به جهنمی برای ما تبدیل کرده بود خلاص می شویم. همانگونه در جلسات انجمن درباره این برنامه گفته می شود، قدم های دوازده گانه در واقع دروازه ورود به زندگی سرشار از شادی و آرامش است.

 

 

  • برای اطلاعات بیشتر درباره اهداف و اصول برنامه ۱۲ قدم به بهبودی ۱۲ قدم رجوع کنید.

سوالات و پیشنهادات

لطفا سوالات و یا نظرات خود در خصوص این مقاله را با ما در میان بگزارید. پاسخ شما به آدرس ایمیلی که وارد می کنید ارسال خواهد شد

آزمایش اعتیاد
آزمایش اعتیاد - تست اعتیاد - Addiction Test

آیا شما یک معتاد هستید؟

آزمایش خانواده معتادان
آزمایش اعضای خانواده معتادان - Addict's Family Test

آیا تحت تاثیر اعتیاد قرار گرفته اید؟

آزمایش حمایت ناسالم
آزمایش حمایت ناسالم - Enabler Test

آیا کمک شما به عزیز معتادتان درست است؟

آزمایش هم وابستگی
آزمایش هم وابستگی - Codependency test

آیا تحت تاثیر هم وابستگی قرار گرفته اید؟